• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات نوروز 92

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع baseri
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : خاطرات نوروز 92

واااااای!!!!
از نوروز نگین که همش بدبیاری بود.
از مریض شدن مادربزرگم بگیر تا مریض شدن خودم! :( :( :(
 
پاسخ : خاطرات نوروز 92

بهترین خاطره ی نوروزم ،
موقعی بود که برای اولین بار چشمم به کعبه افتاد ...
واقعا نمی تونم توصیفش کنم ...
 
پاسخ : خاطرات نوروز 92

وسلام!!!!!!!!!! :)
قبل عید:اخ جوووووون 20 روز دور از مدرسه.معلم.دوستان جنجالی.امتحان.پرسش کتبی.کلاس زبان. #:-S
بعد عید:وایییییییییییییییییی تموم شد کتابام کو؟امتحان چی داریم؟تحقیق چی؟لباسام کو؟دیگه نمیشه تا3بیدار بود 1از خواب پاشد؟ :-s :-s
بعله بعله این است وضع عید من!!!!!!!!!!!!!!!! :| :| :| :|
کلا فعالیت عیدم تو حلق دوستان شیش شپشم! ;D ;)
 
پاسخ : خاطرات نوروز 92

ي خاطره جالب از نوروز92.رفته بوديم مسافرت صبح ميخواستيم نماز بخونيم بابام گفت:قبله کدوم طرفه؟گفتم:صبر کنين خورشيدطلوع کنه ميتونم باگوشيم بگم قبله کدوم طرفه!!!!نه؟!!!
 
پاسخ : خاطرات نوروز 92

ارزومه یه عیدبریم مسافرت...عیداخونه ی مامیشه هتل وتمام دوستامون میان اینجا.امسال تویه روز30نفرمهمون داشتیم اتاقم روازم گرفتن برای خوابیدنشون صبح که رفتم تئاتاقم تاهرچی لباس وعروسک داشتم همه ریخته بیرون وهمه چی درهم برهمه نمیدونستم چی کارکنم فقط بغض کرده بودم :((
 
پاسخ : خاطرات نوروز 92

روز 13 به در بود داشتیم وسایلمونو جمع میکردیم بر گردیم خونه باید زود میرفتیم چون فردا صبح زود باید می رفتیم شیراز(اصولا ما بعد از تعطیلات میریم مسافرت ;D)من دو تا تبر تو دستم بود داشتم میرفتم طرف ماشی که مامانم صدا زد:داریوش.....داریوش....مار....(داریوش دایی دومیم میشه ;D)منم تا مارو دیدم دوتا پا داشتم 4 تا دیگه قرض کردم و د برو که رفتیم(از نظر من مار وحشتناک ترین موجود تو دنیاست X_X)ما داشتیم می دوییدیم که سنگ بسیار بسیار بزرگ اومد جلو ما منم پام خورد بهش افتادم آقا چشتون روز بد نبینه مث ماست پهن زمین شدم خانواده انسان دوست ما هم بجای کمک همه شکمشونو گرفته بودن و می خندیدن :-wبعد که بلند شدم با دو تا تبری که تو دستم بود شده بودم مثل جنگلیا که حدود 200000سال حموم نرفتن!!اینقد خجالت کشیدم که دیگه نزدیک بود بند خجالت بپوکه :-[ :-[
 
پاسخ : خاطرات نوروز 92

یکی از دوستان بعد از عید اومده بود تغییر و تحولی یافته بود و در واقع ازدواج کرده بود زنگ اولم شیمی داشتیم دبیر وارد کلاس شد بعد از چند دقیقم پرسید کسی عروس نشده؟ :)) ما همه زدیم زیر خنده ک یکی از بچه ها گفت چرا فلانی عروس شده آقا دیبر شیمی مارو میگی حالا نپرس کی بپرس عکسشو نداری ببینم یعنی کلاس منفجر شد :)
 
پاسخ : خاطرات نوروز 92

سال تحویلو تنها بودم!تنهای تنها هم که نه ها!اما مامان بابام نبودن!
دختر خالم سی اسفند به دنیا اومد.
حالا من و خواهرم مهم نیس که تنها بودیم بیچاره اون دخترخالم.....
که هم نیمه دوم شده هم 4 سال یه بار تولدشه......
اسمش "دنیا"س
در طول تعطیلات رو هم همش مدرسه بودیم.از 7 صبح تا 11 شب.رباتیک داشتیم خب
 
پاسخ : خاطرات نوروز 92

به نقل از sepide.r :
حالا من و خواهرم مهم نیس که تنها بودیم بیچاره اون دخترخالم.....
که هم نیمه دوم شده هم 4 سال یه بار تولدشه......
اسمش "دنیا"س

معمولا شناسنامه این افراد رو یه روز قبل یا یه روز بعد صادر میکنن ! ;))
 
Back
بالا