- ارسالها
- 87
- امتیاز
- 742
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان
- شهر
- -
- سال فارغ التحصیلی
- 1400
مرگ اگر مرد است گو نزد من آی
تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ
گر در طلبت رنجی،مارا برسد شاید
چون عشق حرم باشد،سهل است بیابان ها
مرگ اگر مرد است گو نزد من آی
تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ
ای دریغا که حریفان همه سر بنهادندگر در طلبت رنجی،مارا برسد شاید
چون عشق حرم باشد،سهل است بیابان ها
ای دریغا که حریفان همه سر بنهادند
باده عشق عمل کرد و همه افتادند
من و جام و می و معشوق ، الباقی اضافات استدردا و ندامتا که تا چشم زدیم
نابوده به کام خویش نابوده شدیم
یک بار به من قرعه عاشق شدن افتادتو حکیمی تو عظیمی تو کریمی تو رحیمی *** تو نماینده فضلی تو سزاوار ثنایی
هر نا کس و کس می کند آزار دل من
با آنکه به گیتی سر آزار کسم نیست
مشفق کاشانی

ای غم که حق صحبت دیرینه داشتی
باری چو میروی به خدا می سپارمت
شهریار

درست اول این نوبهار عاشق شد
دلم میان همین گیر و دار عاشق شد

من دست شسته ام از غرورم برای تو
افتاده ام چو قطره شبنمی به پای تو
