- ارسالها
- 57
- امتیاز
- 618
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان
- شهر
- تهران
- سال فارغ التحصیلی
- 1397
- مدال المپیاد
- شیمی
- رشته دانشگاه
- داروسازی
در اندرون من خسته دل ندانم کیست
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست
حافظ
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست
حافظ
ترس مویی نیست اندر پیش عشقدر اندرون من خسته دل ندانم کیست
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست
حافظ
زندگی باید کردقــرن هــا مــی رود و ذکــر جــمــیـل سـعـدی
هــمــچــنــان مــانـده در افـواه انـام ای شـیـراز
(شهریار)

زندگی باید کرد
گاه با یک گل سرخ
گاه با یک دل تنگ
گاه باید رویید
در پس این باران
گاه باید خندید
بر غمی بی پایان
شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفتتا بر دلش از غصه غباری ننشیند
ای سیل سرشک از عقب نامه روان باش
حافظ

تا بهار است دری از قفس من نگشایدمصلحت نیست که از پرده برون افتد راز
ورنه در مجلس رندان خبری نیست که نیست
حافظ

راستی آیا رفتی با باد؟تا بهار است دری از قفس من نگشاید
وقتی این در بگشاید که گلی نیست به گلزار
یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخورراستی آیا رفتی با باد؟
با توام، آی! كجا رفتی؟ آی
شعر قاصدک از اخوان ثالث
راه گم کرده و با رویی چو ماه آمده اییوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
حافظ
یارب این نوگل خندان که سپردی به منشراه گم کرده و با رویی چو ماه آمده ای
مگر ای شاهد گمراه به راه آمده ای
باری این موی سپیدم نگر ای چشم سیاه
گر بپرسیدن این بخت سیاه آمده ای

یارب به خدایی خداییتدست از مس وجود چو مردان ره بشوی
تا کیمیای عشق بیابی و زر شوی
ماه منیارب به خدایی خداییت
وانگه به کمال پادشاییت
از عشق به غایتی رسانم
کو ماند اگر چه من نمانم
نظامی

نوشدارويي و بعد از مرگ سهراب آمديماه من
غصه اگر هست
بگو تا باشد
معنی خوشبختی بودن اندوه است
این همه غصه و غم
این همه شادی و شور
چه بخواهی و چه نه
میوه یک باغند
همه را با هم و با عشق بچین
قیصر امین پور
ای عاشقان ای عاشقان آن کس که بیند روی اونوشدارويي و بعد از مرگ سهراب آمدي
سنگدل اين زودتر مي خواستي حالا چرا ؟
(شهریار)
