- ارسالها
- 2,409
- امتیاز
- 29,653
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان۱
- شهر
- .
- سال فارغ التحصیلی
- 1401
ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه؟
مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه؟
(حافظ)
مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه؟
(حافظ)
همی با عقل در چون و چرائیناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه؟
مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه؟
(حافظ)
هر سحری چو ابر دی بارم اشک بر درتناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه؟
مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه؟
(حافظ)
وفا نکردی و کردم خطا ندیدی و دیدمهر سحری چو ابر دی بارم اشک بر درت
پاک کنم به آستین اشک ز آستان تو
مولانا
ما باده عزت و جلالت نوشیموفا نکردی و کردم خطا ندیدی و دیدم
شکستی و نشکستم بریدی و نبریدم
مراد دل از تماشای باغ عالم چیستما باده عزت و جلالت نوشیم
در راه شرف از دل و از جان کوشیم
گر در صف رزم جامه از خون پوشیم
آزادی را به بندگی نفروشیم

مراد دل از تماشای باغ عالم چیست
به دست مردم چشم از رخ تو گل چیدن
در دلم بود که بی دوست نباشم هرگزناگهان خوابی مرا خواهد ربود
من تهی خواهم شد از فریاد درد

دل چو از پیر خرد نقل معانی میکرددر دلم بود که بی دوست نباشم هرگز
چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود
حافظ

دارم سخنی با تو و گفتن نتوانمدل چو از پیر خرد نقل معانی میکرد
عشق میگفت به شرح آنچه بر او مشکل بود
مکن عمر ضایع به افسوس و حیفدارم سخنی با تو و گفتن نتوانم
وین درد نهان سوز نهفتن نتوانم

فاش می گویم و از گفته ی خود دلشادممکن عمر ضایع به افسوس و حیف
که فرصت عزیزست و الوقت سیف
من و عشق و دل دیوانه بساطی داریمفاش می گویم و از گفته ی خود دلشادم
بنده ی عشقم و از هر دو جهان آزادم
وقت آن شد که به گل حکم شکفتن بدهیمن به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت
سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو
مولانا

از کفر من تا دین تووقت آن شد که به گل حکم شکفتن بدهی
ای سرانگشت تو آغاز گل افشانی ها

تا از همه شیرین دهنان چشم نپوشیتو را شمشیر زد گیتی مرا مشت
تو را رنجور کرد اما مرا کشت
تو همانی که دلم لک زده لبخندش راتا از همه شیرین دهنان چشم نپوشی
بوسیدن آن لعل شکرخنده محال است

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما راتو همانی که دلم لک زده لبخندش را
آن که هرگز نتوان یافت همانندش را
