• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
می روم چون سایه ای تنها نمیدانم کجا
خویش را گم کرده ام اما نمیدانم کجا
ای سرو خوش بالای من
ای دلبر رعنای من
لعل لبت حلوای من
از من چرا رنجیده ای؟!
 
ای سرو خوش بالای من
ای دلبر رعنای من
لعل لبت حلوای من
از من چرا رنجیده ای؟!
یاران چه غریبانه رفتند از این خانه
هم سخوته شمع ما هم سوخته پروانه
 
سالیانی رفت و از دردم کسی آگاه نیست
بس که با لبخند مصنوعی نهانش کرده ام
مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هردم جرس فریاد می‌دارد که بربندید محمل ها
 
آرامش دو گیتی هرگز نمیشود جمع
آری خدا و خرما در کام کس مگنجند
دیـرجـوشـی تو در بوته هجرانم سوخت
سـاخـتـم ایـن هـمـه تـا وارهم از خامیها
 
دیـرجـوشـی تو در بوته هجرانم سوخت
سـاخـتـم ایـن هـمـه تـا وارهم از خامیها
ای عمر چیستی که به هر حال عاقبت
جز حسرت گذشته به آینده تو نیست
 
Back
بالا