• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

جانا! سخن از زبان ما می‌گویی :-"

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Samandoon :D
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
نباشی هستم بمونی میرم
عدم قطعیت این عشق کوآنتومی
دوستت دارم بی اینکه بخواهمت
مهر از من دریغ کن

افق رویداد-فرشاد
 
آدم‌ها بازیچه نیستند، یا ابزار آزمون و خطا و کمبودها یا سیبل پرتاب خشم‌ها و قهرها و ترفندها.
آدم‌ها متوجه و خسته می‌شوند و دل می‌کنند،از مهربان بودن‌های بدون دلیل و عشق ورزیدن‌های بدون پاسخ. آدم‌ها را دلزده و آسیب‌دیده و ناامید نکنیم از صداقت‌ها، از اعتماد کردن‌ها، حرف‌زدن‌ها، پناه بردن‌ها.... آدم‌ها ساده به نظر می‌رسند و در عین‌حال، پیچیده‌اند...
 
گفت: مدام بدون آنکه مسمومیتی داشته باشم حالت تهوع دارم.
در دل گفتم: امان از اندوهی که بالا آوردنش سخت است.
واکاو
 
I’m an ocean of love
And you’re scared of water
You don’t want to go under,
So you let me go under.

I reach out my hand,
But you watch me grow distant
Drift out to the sea
And far away in an instant

You left me in the deep end
I’m drowning in my feelings
How do you not see that?

JJ _ Waisted love, winner of Eurovision 2025
 
پرسیدم تو مدرسه چطور بودی؟
گفت: خوب بودم، معدلم معمولا ۱۴-۱۵ بود
گفتم به نظرت معدل پایینی نبوده؟
گفت: با داشتن مادر اسكيزوفرنيك،پدری فوت شده و سرطان هوچکینی که در زمان دبیرستان مبتلا شدم
به نظرم معدلم خوب بود!
راست میگفت؛ خوب بودن در پس زمینه ی رنج هایی که دیده نمیشود، تعریف میشود.

متنی که به دلم نشست. از یه چنل کنکوری.
 
چو در دست است رودی خوش، بزن مطرب سرودی خوش

که دست‌افشان غزل خوانیم و پاکوبان سر اندازیم
 
دور دلم دیوار نیست، انکار من دشوار نیست
اصلا منی در کار نیست، امن ام حصارت نیستم
 
یاد بعضی نفرات
روشنم می دارد.
قوتم می بخشد،
راه می اندازد،
و اجاق ِکهن ِسردِ سرایم
گرم می آید از گرمی ِعالی دم شان.
نام بعضی نفرات
رزق روحم شده است.
وقت هر دل تنگی
سوی شان دارم دست
جراتم می بخشد
روشنم می دارد.
 
ما و مجنون درس عشق از یک ادیب آموختیم
او به ظاهر گشت عاشق ، ما به معنی سوختیم
 
اى سرزمين!
كدام فرزندها، در كدام نسل، تو را آزاد، آباد و سربلند با چشمان باور خود خواهند ديد؟
اى مادر ما ايران!
جان زخمى تو در كدام روز هفته التيام خواهد پذيرفت؟
چشمان ما به راه عافيت تو سفيد شد؛
اى ما نثار عافيتِ تو!
 
میگه :
تو دانستی بجز دستت پناهی نیست زِ این طوفان
ولی امّا تو بُبریدی،دو دستم را زِ دامانت...
 
مرا خود با تو چیزی در میان هست،
وگرنه روی زیبا در جهان هست :')
 
هر شهیدین گانینا آلا اَلوان دی وطن

گونِینَن گوزیه یاشیل اورمان دی وطن

هیچ اوندما بو سوزی دولو اسلان دی وطن

هورمَه دوشمان داها دا جانا جانان دی وطن

دونیا اَلبیر اولا دا کیمسَ باتمازدی وطن

بیز واریخ سَسَله فقط بورجیمیز جان دی وطن

یورقین اولماز سَنی له دَردَ درمان دی وطن

آرخاسین بوشلاسالار آه و اَفغان دی وطن

چپ باخام توپراقیوا گانا غلتان دی وطن


ی آهنگ بود
 
Back
بالا