از زندگانیام گله دارد جوانیام
شرمنده جوانی از این زندگانیام
دور از کنار مادر و یاران مهربان
زال زمانه کشت به نامهربانیام
دارم هوای صحبت یاران رفته را
یاری کن ای اجل که به یاران رسانیام
حیدربابا، دونیا یالان دونیا دی
اوْندان قالان، بیزه قارانلیخ دی
هر کیمسهنین آخیر یولو اوْلی دی
یئخسی گئدن، یاخشی سؤزله قالی دی
سنه سلام اولسون، حیدربابا
ای حیدربابا، جهان سرای فانی است
آنچه از او میماند، جز تاریکی نیست
فرجام راه هر کسی گور خواهد بود
و آنان که نیک رفتند، به نام نیک جاودان میمانند
سلام بر تو، ای حیدربابا