• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
کاری کن
ساحل
رویای رسیدن به تو نباشد
در دریا
چاره جز
عاشق بودن
نیست

کیکاووس یاکیده
تو به سخن تکیه کنی، من بکار

ما هنر اندوخته ایم و تو عار

( پروین اعتصامی )
 
رشته جان من سوخته بگسیخته باد
گر ز عشق سر زلفت ندهم جان همه شب
 
با عقل، آب عشق به يک جو نمي رود بيچاره من که ساخته از آب و آتشم
شهريار
 
در میخانه که باز است چرا حافظ گفت
دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند؟

مرشد چلویی_دیوان سوخته
 
دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس
که چنان زو شده ام بی سرو سامان که مپرس
حافظ
 
سایه طوبی و دلجویی حور و لب حوض
به هوی سر کوی تو برفت از یادم

حافظ
 
مرا در خانه سروی هست کاندر سایه قدش
فراغ از سرو بستانی و شمشاد چمن دارم
حافظ
 
ما مست صبوحیم زمیخانه توحید
حاجت به می و خانه خمار نداریم
 
مردم از فرقت جانان و عجب نیست از آنک
زنده بی جان نتوان بودن و او جان من است
 
Back
بالا