• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
تو خود ای گوهر یکدانه کجایی آخر
کز غمت دیده مردم همه دریا باشد
 
تو در کنار فراتی ندانی این معنی
به راه بادیه دانند قدر آب زلال
 
یادایام جوانی جگرم خون می کرد
خوب شد پیر شدم کم کم و نسیان آمد

ایرج میرزا
 
کامل شعر قشنگ تر بود :
کسی که از ره تقوا قدم برون ننهاد
به عزم میکده کنون ره سفر دارد
( برای مشاعره ) دل شکسته حافظ به خاک خواهد برد
چو لاله داغ هوایی که بر جگر دارد
 
دریغ و درد که تا این زمان ندانستم
که کیمیای سعادت رفیق بود رفیق
 
لطف خدا بیشتر از جرم ماست
نکته سر بسته چه دانی خموش

حافظ
 
Back
بالا