• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
می خواهمت چنان که شب خسته خواب را می جویمت چنانکه لب تشنه اب را
 
ای آفتاب آهسته تر بر بام قصرش زن قدم
ترسم صدای سایه‌ات خوابست بیدارش کند
 
دردیست غیر مردن کان را دوا نباشد
پس من چگونه گویم این درد را دوا کن
 
هر که در این بزم مقرب تر است
جام بلا بیشترش میدهند
 
دارم من از فراغت در دیده صد علامته
لیست دموع عینی هذا لنا علامته
 
در دایره قسمت ما نقطه ی تسلیمیم
لطف انچه تو اندیشی حکم انچه تو فرمایی
 
تو نیکی میکن و در دجله انداز
که ایزد در بیابانت دهد باز :))
یادم نمیاد دیه
 
تو نیکی میکن و در دجله انداز
که ایزد در بیابانت دهد باز
زندگی جز نفسی نیست غنیمت شمرش
نیست امید که همواره نفس برگردد

فکر کنم از پروین اعتصامی
 
دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین
به علی شناختم من به خدا قسم خدا را
درست نوشتم ؟:))حافظه یاری نمکند تا درودی دیگر بدرووود :))
 
Back
بالا