• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
نه شکوفه ای نه برگی نه ثمر نه سایه دارم
همه حیرتم که دهقان به چه کار کشت مارا...
 
ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ طبع
این گرگی شبان شما نیز بگذرد
-سیف فرغانی-
 
آه در آینه تنها کدرت خواهد کرد
آه!دیگر دمت ای دوست مسیحایی نیست
 
یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا
یار تویی غار تویی خواجه نگهدار مرا
نوح تویی روح تویی فاتح و مفتوح تویی
سینه مشروح تویی بر در اسرار مرا
 
آتش آن نیست که از شعله او خندد شمع
آتش آن است که در خرمن پروانه زدند
- حافظ-
 
در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست
مست از می و میخواران از نرگس مستش مست
 
تو خوش می باش با حافظ برو گو خصم جان می ده
چو گرمی از تو میبینم چه باک از خصم دم سردم
 
ولی گناه تو گندم نبود، سیب نبود
خیانت تو برای کسی عجیب نبود
 
در میخانه که باز است چرا حافظ گفت
دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند ؟
مرشد چلویی
 
يوسف به اين رها شدن از چاه دل مبند
اين بار می برند که زندانیت کنند
 
هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن
آنگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو
و ، اما جام چون گشتی زد ، آوردند تیغ و خوان :
چنین باد آنکه نوشد باده با اژدر به تابستان

ک قطره چشیدیدم زمینای محبت
گشتیم فنا زدریای محبت
تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود
بنده ی ما شو و برخور ز همه سیم تنان
 
و ، اما جام چون گشتی زد ، آوردند تیغ و خوان :
چنین باد آنکه نوشد باده با اژدر به تابستان
نوایی نشنیده ست که از خویش رمیده ست
به غوغاش مخوانید ، خموشانه بگردید
 
آخرین ویرایش:
Back
بالا