• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
تا آمدم که با تو خداحافظی کنم
بغضم امان نداد و خدا... در گلو شکست

قیصر امین پور
 
آخرین ویرایش:
من دل بر آتش می نهم،این هیمه را افزون کنید
زین تاج و تخت سرنگون،تا کی رود سیلاب خون؟!
نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر میخواستی حالا چرا

شهریار
 
آسايش دو گيتي تفسير اين دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا
ای زندگی تن توانم همه تو
جانی و دلی ای دل و جانم همه تو
تو هستی من شدی از آنی همه من
من نیست شدم در تو از آنم همه تو
 
وا فریادا ز عشق وا فریادا
کارم به یکی طرفه نگار افتادا
گر داد من دلشکسته دادا دادا
ورنه من و عشق هر چه بادا بادا

ابوسعید ابوالخیر
 
از دفتر عشق هر که فردی دارد
اشک گلگون و چهره زردی دارد
بر گرد سری شود که شوری ست درو
قربان دلی رود که دردی دارد
ابوالسعید ابوالخیر (همیشه دوست داشتم پز اینو بودم تو شهر ما دفن هستش ;)):oops:)
 
دل عاشق به پیغامی بسازد
خمار آلوده با جامی بسازد
مرا کیفیت چشم تو کافیست
ریاضت کش ببادامی بسازد
 
درین کنج غم آباد ، نشانش نتوان داد
اگر طالب گنجید به ویرانه بگردید

سایه
 
زار و افسرده چنین گشت عقاب
چو از او دور شد ایام شباب
 
Back
بالا