• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
یارم به یک لا پیرهن خوابیده زیر نسترن
ترسم که بوی نسترن مست است هشیارش کند
در این بازار اگر سودی ست ، با درویش خرسند است
خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی !
حافظ
 
در این بازار اگر سودی ست ، با درویش خرسند است
خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی !

یار دلدار من ار قلب بدین سان شکند
ببرد زود به جانداری خود پادشهش
 
درین دو دم مددی کن مگر که برگذریم
به سربلندی ازین دیر پست ای ساقی
ابتهاج

یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد
به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد

"حافظ بزرگ"
 
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
ون در آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

"حافظ بزرگ"

دی کوزه گری بدیدم اندر بازار
در پاره گلی لگد همی زد بسیار
وانگل به زبان حال با او میگفت
من همچو تو بوده ام مرا نیکو دار
 
رشته را رشتم ولی از هم گسیخت *** بخت را خواندم ولی از من گریخت
 
دی کوزه گری بدیدم اندر بازار
در پاره گلی لگد همی زد بسیار
وانگل به زبان حال با او میگفت
من همچو تو بوده ام مرا نیکو دار
روزی گذشت پادشهی از گذرگهی
فریاد شوق بر سر هر کوی بام خاست

"پروین اعتصامی"
 
تویی رزاق هر دانا و نادان‌‌ *** تویی خلاق هر پیدا و پنهان
 
نیست در عالم ز هجران تلخ تر هر چه خواهی کن و لیک آن نکن

مولوی
 
در این دنیا کسی بی غم نباشد
اگر باشد بنی آدم نباشد
خاقانی
 
Back
بالا