• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
مرا رازیست اندر دل به خون دیده پرورده

ولیکن با که گویم راز چون محرم نمیبینم

قناعت میکنم با درد چون درمان نمییابم

تحمل میکنم با زخم چون مرهم نمیبینم
مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد
هدهد خوش خبر از طرف سبا بازآمد

برکش ای مرغ سحر نغمه داوودی باز
که سلیمان گل از باد هوا بازآمد
 
مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد
هدهد خوش خبر از طرف سبا بازآمد

برکش ای مرغ سحر نغمه داوودی باز
که سلیمان گل از باد هوا بازآمد
در مذهب ما باده حلال است ولیکن

به روی تو ای سرو گل اندام حرام است
 
تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است
ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
تاجهان باشدنخواهم درجهان هجران عشق

عاشقم بر عشق و هرگز نشکنم پیمان عشق

تا " حدیث عاشقی " و عشق باشد در جهان

نام مــن بادا نوشته بر سر " دیوان عشق "...

سنایی
 
تاجهان باشدنخواهم درجهان هجران عشق

عاشقم بر عشق و هرگز نشکنم پیمان عشق

تا " حدیث عاشقی " و عشق باشد در جهان

نام مــن بادا نوشته بر سر " دیوان عشق "...

سنایی
قحط جود است آبروی خود نمیباید فروخت
باده و گل از بهای خرقه میباید خرید
 
دل عاشق به پیغامی بسازد
خمار آلوده با جامی بسازد
مرا کیفیت چشم توکافی است
ریاضت کش ببادامی بسازد
 
دل عاشق به پیغامی بسازد
خمار آلوده با جامی بسازد
مرا کیفیت چشم توکافی است
ریاضت کش ببادامی بسازد
در کوی تو معروفم و از روی تو محروم
گرگ دهن آلوده و یوسف ندریده
 
یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت
یک قدم مانده زمین شوق تکامل دارد
دستي به هوا رفت و دو پيمانه به هم خورد
در لحظه «مي» نظم دو تا شانه به هم خورد

دستور رسيد از ته مجلس به تسلسل
پيمانه «مي» تا سر ميخانه به هم خورد

دستي به هوا رفت و به تاييد همان دست
دست همه قوم صميمانه به هم خورد...
 
دستي به هوا رفت و دو پيمانه به هم خورد
در لحظه «مي» نظم دو تا شانه به هم خورد

دستور رسيد از ته مجلس به تسلسل
پيمانه «مي» تا سر ميخانه به هم خورد

دستي به هوا رفت و به تاييد همان دست
دست همه قوم صميمانه به هم خورد...
دلا بگریز از این خانه که دلگیر است و بیگانه
به گلزاری و ایوانی که سقفش آسمان باشد
 
دلا بگریز از این خانه که دلگیر است و بیگانه
به گلزاری و ایوانی که سقفش آسمان باشد
دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما
چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما

ما مریدان روی سوی قبله چون آریم چون
روی سوی خانه خمار دارد پیر ما

در خرابات طریقت ما به هم منزل شویم
کاین چنین رفته‌ست در عهد ازل تقدیر ما...
 
Back
بالا