• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند

وان که این کار ندانست در انکار بماند



اگر از پرده برون شد دل من عیب مکن

شکر ایزد که نه در پرده پندار بماند​
دین و دل بردند و قصد جان کنند

الغیاث از جور خوبان الغیاث
 
آخرین ویرایش:
دست تو و یک غروب آبان کافی ست
حالا که دلم گرفته، باران کافی ست

مثل دوقلوهای به هم چسبیده!
یک چتر، برای هر دوتامان کافی ست
مریم پیله ور
 
آخرین ویرایش:
دست تو و یک غروب آبان کافی ست
حالا که دلم گرفته، باران کافی ست

مثل دوقلوهای به هم چسبیده!
یک چتر، برای هر دوتامان کافی ست
مریم پیله ور
تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست
دل سودازده از غصه دو نیم افتادست

چشم جادوی تو خود عین سواد سحر است
لیکن این هست که این نسخه سقیم افتادست
(s)
 
تا بوده چشم عاشق در راه یار بوده
بی آنکه وعده باشد در انتظار بوده
 
دزد آنچه برده باز نیاورده هیچگاه
هرگز به اهرمن مده ایمان خویش وام

پروین اعتصامی
 
دزد آنچه برده باز نیاورده هیچگاه
هرگز به اهرمن مده ایمان خویش وام

پروین اعتصامی
مرهم نمی نهی به جراحت، نمک مپاش..... نوشم نمی دهی به دلم نیشتر مزن
 
Back
بالا