• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • لایک
امتیازات: 001
دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم
گقتم کو زنجیر؟ تا تدبیر این مجنون کنم
من که صد نکته نیکو دانم
راه هر برزن و هر کو دانم
خانه اندر پس باغی دارم
واندر آن گوشه سراغی دارم
 
من که صد نکته نیکو دانم
راه هر برزن و هر کو دانم
خانه اندر پس باغی دارم
واندر آن گوشه سراغی دارم
مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوست
چگونه با جنون خود مدارا میکینم هر شب
 
میان دشت می رقصید اما جای من ، گل ها
به شوق دیدنش ، تک تک گریبان چاک می کردند

دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم
باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی
 
Back
بالا