• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

در حال مطالعه

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
اینجا نظرم رو در مورد خون‌مردگ نوشتم،
میریم ک داشته باشیم کتاب "پیچ" نوشته زهرا شاهی رو :-"
 
الان من پروژه ی موازی رو شروع کردم ولی یه مقدار وحشیانه (چون موجود درس‌نخونی ام و چند تا کتاب با هم خوندن فاجعه س برام :-")
هم رمان نوجوان رویای بابک از سوزان فلچر و هم کتاب جامعه شناسی زنان که در واقع جامعه شناسی از دیدگاه فمنیسمه و هم یه سری صفحه ی کپی شده از کتاب جرم شناسی نظری رو دارم میخونم . از جزوه ی آسیب شناسی اجتماعی ترم پیشه البته که مباحثش خیلی جالب بود و دلم خواست دوباره بخونمش. جامعه شناسی گیدنزم گرفتم یه نگاه بندازم ولی آقا برگام پژمرده شده از همین اولین دور پروژه ی موازی علمی_داستانی :))
کنار این سه تا میخوام رمان کودک هم بخونم باز :D رولد دال اینا. از کتابخونه ی دانشکده گرفتم :-"
 
در انتظار گودو
اولشم
یه حس سر درگمی دوست داشتنی
 
کتاب کبوترهای وحشی

اولاشم
 
کتاب هزارخورشید تابان رو دارم میخونم. اواخرشم تقریبا(بیشتر از سه چهارمش رو خوندم).
یکی از بچه ها میگفت کتاب غمگینه و کلی گریه کرده موقع خوندنش.
الان که دارم میخونم کتاب رو و دقت میکنم به خودم میبینم آدمی نیستم که با دیدن غم و رنج مردم گریم بگیره. خیلی گریه میکنم در طول سال. ولی برای اتفاقاتی مثل فوت یه نفر، خوشحالی زیاد، یا یه کتاب یا فیلم دراماتیک، یا این کلیپ هایی که مثلا توش یه اتفاقی میفته و یه آدم احساساتی میشه(مثلا یارو مشکل بینایی داشته و یهو میتونه ببینه، یا همچین چیزایی)
ولی اتفاقایی که مستقیم با بدبختی و رنج کشیدن هست رو نمیتونم براشون گریه کنم. ولی از درون داغونم میکنه. نه فقط این کتاب که روایت بدبختی های یه سری آدم افغانستانیه ( که واقعی هست و قابل درکه برای ما، هر چند شاید برای یه نفر تو بلژیک یا آمریکا خیلی ملموس نباشه اتفاقاتش) بلکه برای سایر اتفاقای روزمره، مثل گرون شدن دلار، پرپر شدن کلی از آرزوها، کمبود دارو، و و و خیلی مسائل دیگه، تنها واکنشم اینه که اعصابم خرد(داغون!) میشه و تا یه مدت هیچ جوره نمیتونم شاد باشم:(
 
من دارم حماسه حسینی از شهید مطهری رو میخونم.
کتابای غیر رمان نیاز به تامل دارن و نباید زود تمومشون کرد ولی از طرفی طول دادنشون باعث میشه تعداد کتابایی که میشه خوند کم بشه، از یه طرف دیگه اینقد جذابه که دلم میخواد ببینم بحث بعدیش چیه ولی از اینکه تموم بشه هم حیفم میاد. :-"
خلاصه به مشکل خوردم که زود تمومش کنم یا نه:D
 
کتاب بادبادک باز ... کتاب فوق العاده ای بود ب نظر من البته .. من مثل اونموقع هایی ک هری پاتر می خوندم نم تونستم ازش دل بکنم .. دو روزه تموم شد ...
نویسنده هم آقای خالد حسینی
کتاب درباره اتفاقاتی هست ک تو افغانستان بین سال های ۱۹۷۰ ب این ور افتاده و از زبان شخصیت اصلی داستان خاطره وار تعریف شده ...
من ب شخصه خیلی خوشم اومد
 
چقدر خوبه این تاپیک
من دوبار کتاب شما که غریبه نیستید از هوشنگ مرادی کرمانی رو خوندم
بنظرم خیلی خیلی جذاب وتاثیر گذاره
خواننده میتونه همه احساسات تلخ دوران کودکی مرادی کرمانی و اون شیرینی های کمرنگشو بچشه
بخش آخر کتاب که از موفقیت هاش و زندگی جدیدش حرف میزنه میتونین با همه وجودتون براش ذوق کنین
 
خب این تابستون خوب بود تونستم کلی کتاب بخونم یکی از بچه ها گفته بود که این رمان خوندن تاثیری داره یا نه و .. به نظرم اگه ذهنمون رو باز نگه داریم آره واقعا تاثیر داره
مثلا کتاب ملت عشق که واقعا قشنگ بود و شخصیت شمس خیلی جاها تاثیر مثبتی داشت واقعا
یا مثلا کتاب بادبادک باز خالد حسینی که واقعا عالی بود و نشون میداد که چقدر ظلم میشه در حق این مردم و صرفا سره تفاوت مذهب چه اتفاقاتی برای یه عده میفته خوده من نظرم نسبت به افغان ها تغییر کرد واقعا
کتاب یه شنبه ها با موری هم قشنگه واقعا میتونه خیلی آموزنده باشه
و کتاب مردی به نام اوه که خب شخصیت خاص و جالبی داره
 
Back
بالا