سمائیل
کاربر فعال

- ارسالها
- 38
- امتیاز
- 337
- نام مرکز سمپاد
- ...
- شهر
- .
- سال فارغ التحصیلی
- 4
شیپیش اگه حیا داشتشیپیش عزیز حیا کن
جیب منو رها کن![]()
کار رو شروع نمیداشت

شیپیش اگه حیا داشتشیپیش عزیز حیا کن
جیب منو رها کن![]()
شپش حیا ندارهشیپیش اگه حیا داشت
کار رو شروع نمیداشت
شیپیش به این گوگولیشپش حیا نداره
چون دست و پا نداره
شپش پاشو، حیا کن
این تاپیکو رها کن
شیپیشت اگه قلمبه ستشیپیش به این گوگولی
ناز و خیلی تپلی

شیپیشه که پا ندارهشیپیشت اگه قلمبه ست
سر تا پا تو یه دمبه ست![]()



تو برو، بشین و هی درس بخوانحسود حسود هرگز نیاسود![]()


درس و مرس و حرف و مرف و تست و مستدرس و مرس و آزمون و کارنامه
بایدت داد تا شیپش رود از خانه![]()

تا به کی آواز باطل سر دهم؟
چند بادمجان به نیل اندر نَهَم؟
این تویی و آن امین (از نوع روحیش) و آن حسام
تیغهای آبدارِ در نیام
نی شما، بسیار یاران دگر
کورْ چشم و بیزبان و گوشْ کر
شیرطبعانی، ولی ناممتحن
موش پندارند طبع خویشتن!
تو چموش شعر را بانگی زدی؟
گر نه، بد کردی که معذور آمدی!
در غنا اظهار گنگی میکنی؟
خود در این یاوه، درنگی میکنی؟
این که میگویم ز افسوس شماست:
حیف از آن طبعی که محبوس شماست!
وه که شورافزای ماهوری، بُدم
پرده برگشت و کنون دشتی شدم (با لحن میدلفینگر-وار)
یار محزونم، در آی و چنگ زن ( @mahzoun99 )
شیشهی افسوس را بر سنگ زن
بر قتال طبع، دارند اختیار
بیبخاران را به حال خود گذار
میازار شپشی که دانه کش استبی جام و باده، با شپشی در میان دلق
افکنده ام به نظم شپش در ازار خلق![]()


ندیدم بهتر ز نام شپشمیازار شپشی که دانه کش است
که وی اکنون در آرامش است![]()


چرا شعر او را خراب ساختیمدیر ای مدیر ای مدیر!
چه کردی تو با شعر بیچاره ام؟
چرا وزن او را بهم ریختی؟
نمیبینی بحد کافی سیپاره ام؟ اه
مدیر کیه؟!



ناف این تاپیک را با لودگی ببریده اندشپش در انجمن شایع شد از تو
به ح.ب نقل دام و گوربه گفتی
ندانم آن چه مفهومی بدان بود
ندانم از چه رو بی وزن سفتی
(ربطی نداشت خواستم شکوه کنم)
چنین کاری چنان بیهوده باشد
که خود دانی اگر پندی شنفتی
بدون معنی و بی وزن و آرا
چه باشد جای اینجا خاک رُفتی؟
[به کمترین حدی از معنا
به کوتاه ترین حرف این دنیا
بسنده خواهم کرد
اما...
تو دریغ میداری]

