ای که هَجوَم کنی ولی مضمر
ای که پنداشتی مرا چون خر
آنچنان غرق درس بودم من
بردم از یاد، پاسخت دادن
خوش گَزیدی مرا از این تعریض
مار افعی کجا و این پالیز!
من اگر میدَرَم دهان، اینجا
رنجه گردانم ار، زبان، اینجا
دل در این بزم بیطرب دارم
مهر این طفل بینسب دارم
ساغر هزل، شیشهی عمرم
زان، چنین آزپیشهی عمرم!
ادبم آب و شعر، اَفراهَم
خاک هزلم به سر کنی، شاهاَم!
زین سبب میکنم چنین الحاح
کُلُّ کَلبِِ بِبابِه نَبّاح!
دگر ار واقواق سر دادم
اذن دشنام بیشتر دادم
یاوه سر دادنم بدینجا، بس!
میکشم در دهان زبان زین پس
کم بزن جان خستگان را نیش
شرّتان کم، مرادتان در پیش!