- ارسالها
- 1,247
- امتیاز
- 14,320
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان
- شهر
- shk
- سال فارغ التحصیلی
- 0000
- مدال المپیاد
- متاسفانه به مدال نرسید :(
- رشته دانشگاه
- پزشکی
ندادن؟



البته اصلش میشه وقتی لزبینی:وقتی هنوز غذای سلف نخوردی:

اتو ؟: ))ی کاره بیا بگو ورژن دوعه منی دیگه

مادر من كه تعريف مى كرد وقتى نوزاد بودم خودم رو توى روشويى حموم مى شستهیچیز پشم ریزون بگم؟ تاحالا قاشقتونو تو روشویی حموم شسته اید؟![]()
حمله کردم، دفاع کردم، هر کاری که بگی کزدم ولی اونا تو همه چی ازم قوی تر بودن و تا میتونستن می زدن. اصلا ملاحظه نمیگردن که اتاق تنها جاییه که دارم برم و دلم میخواد آرامش داشته باشم و به زندگیم برسم. خیلی شبا تا سه چهار صب فکر و خیالشون نمیذاشت بخوابم. میخوام بگم که اگه هم اتاقیت این جوریه، خواهش میکنم نکن. بذار نفس بکشه. خفهم کردن اینا ترم پیش و میفهممش.مظلوم گیرت اوردن. باید تو اول حمله میکردی
)هم خوابگاهیم ایده اش این بود در راستای نشستن ظرف رو ظرفا پلاستیک بکشیم. هنوز تن ندادیمچرا ظرف؟ روی سفره میریزی میخوری

یادمه خدابیامرز مادربزرگ مامانم از این روش همیشه استفاده میکرداتو هم نیاز نیست. میذارید زیر تشکتون


من تو خونه هم اینکارو میکنم وقتی حوصله ندارم تا آشپزخونه برم="بچهها جدی احساس میکنم دارین اذیت میکنین >:
من از دست هماتاقیای عرزشیم چند ماه عملا تو سالن مطالعه خوابگاه زندگی میکردم. ساعت ۲ اینا که مطمئن باشم خوابیدن برمیگشتم اتاق میخوابیدم…حمله کردم، دفاع کردم، هر کاری که بگی کزدم ولی اونا تو همه چی ازم قوی تر بودن و تا میتونستن می زدن. اصلا ملاحظه نمیگردن که اتاق تنها جاییه که دارم برم و دلم میخواد آرامش داشته باشم و به زندگیم برسم. خیلی شبا تا سه چهار صب فکر و خیالشون نمیذاشت بخوابم. میخوام بگم که اگه هم اتاقیت این جوریه، خواهش میکنم نکن. بذار نفس بکشه. خفهم کردن اینا ترم پیش و میفهممش.
حالا ظرفشویی ها هم آنقدر تمیز نیست واقعابچهها جدی احساس میکنم دارین اذیت میکنین >:

خواستم بگماااااااتو هم نیاز نیست. میذارید زیر تشکتون
نازی نازی و لوساتو ؟: ))
اوکی میشه ( ماچ ماچ)

منم از دست هماتاقیام خیلی شبا زدم بیرون. من وحشی نبودم و نیستم ولی اونا تا ته حمله کردن.من از دست هماتاقیای عرزشیم چند ماه عملا تو سالن مطالعه خوابگاه زندگی میکردم. ساعت ۲ اینا که مطمئن باشم خوابیدن برمیگشتم اتاق میخوابیدم…

آره عفونته رو مراقب باشین؛یکم یاواش
من همینجوریش وحشت خوابگاهو دارم دیگه عفونت این وسط چی میگه.
ما با شعار دانشجو میمیرد ذلت نمی پذیرد وارد خوابگاه شدیم، تهش دیدم واقعا ظرفشویی دورههههه و حموم نزدیککککککبچهها جدی احساس میکنم دارین اذیت میکنین >:
حالا ظرفشویی ها هم آنقدر تمیز نیست واقعا![]()
من خیلی مظلوم بودممنم از دست هماتاقیام خیلی شبا زدم بیرون. من وحشی نبودم و نیستم ولی اونا تا ته حمله کردن.
) سال اول بودم و خب بچه و حساس. اینام خیلی عرزشی و وحشی. به خصوص اونکه شوهرش طلبه بود. خیلی اذیتم میکرد از عمد. به همه کارم هم کار داشت.
