- ارسالها
- 3,747
- امتیاز
- 7,928
- نام مرکز سمپاد
- شهید بهشتی
- شهر
- -
- سال فارغ التحصیلی
- 91
- دانشگاه
- MMU
- رشته دانشگاه
- IBM - ID
پاسخ : تحصیل در کجا؟؟؟
منتظر بودم بحث به اینجا برسه و اینو بگم:
× ویرایش: قبلا یه تاپیکی تو همین بخش با این مضمون که واسه ادامه تحصیل ایرانین یا خارج زده شده بود، این که نوشتم جمعبندی چند پستم توی اون بود
الان هرچی گشتم پیداش نکردم!
منتظر بودم بحث به اینجا برسه و اینو بگم:همین الان یه بحثی توی انجمن سمپادیا بود، یک نفر در جواب یکی دیگه که گفته بود: "باید رفت" نوشته بود: "چرا همچین فکری میکنی؟
منم یه جواب نوشتم، دیدم بد نیست اینجا هم بزارم...
بخاطر اینکه اینجا حتی اگه آدم با رتبه اول کنکور سراسری رشته مورد علاقشو قبول بشه، چهار سال رو هم بتونه از زیر مشت و لگد و باتوم و گاز اشک آور و گاز فلفل و محیط خفقان آور و تبعیض و هزاران چیز دیگه زنده بیرون بیاد، بعد از لا به لای ف****رهای متعدد مذهبی، ج ن س یتی، عقیدتی، پارتی بازی، فامیل گرایی، فساد اداری و صدها چیز دیگه بتونه یه شغل با حقوق بخور و نمیر پیدا کنه، بعد با گذشتن از سد های فرهنگی، اجتماعی، مذهبی، عقیدتی، عرفی، ملی و دهها چیز جورواجور دیگه بتونه خانواده تشکیل بده و از بین گرانی، تورم، فقر، مشکلات گوناگون مسکن و... بتونه یه خونه کوچیک اجاره کنه تازه میشه مثل میلیونها آدم دیگه که هرروز توی خیابون با انواع صحنه های وحشتناک، ترافیک، آلودگی، بی فرهنگی، بوق و... روبروئه و سر کارش با پارتی بازی و سر و کله زدن با همه و بوروکراسی و پاچه خواری ها و انواع مشکلات دیگه سر و کله میزنه، موقع برگشتن به خونه تلویزیون رو که روشن میکنه انواع مدل های ریش و پشم و عبا و عمامه است که مثل فشن شو ها جلوش رژه میرن و یه شبکه هم همیشه نشسته داره به انواع کشورا فحش میده، یه شبکه همیشه داره امر به معروف و نهی از منکر میکنه، یه شبکه فوتبال رو با کلی تاخیر نشون میده، یه شبکه فیلمای 40 سال پیش رو واسه بار 11 ام نشون میده و...
آخر هفته ها هم که کاری بجز تو خونه نشستن نمیشه کرد، آخر ماه هم که با انواع قبض های رنگارنگ، اجاره خونه، قسط وام، قسط ماشین، قسط فلان، قسط بهمان، قسط کوفت، قسط زهر مار و... مواجه میشه و حتی در صورت سکته کردن پس از دیدن این سموم کاغذی یا باید بره بیمارستان خصوصی که اونجام با دیدن فیش پذیرش سکته دوم رو میزنه، یا بره بیمارستان دولتی و با وجود دکترای درجه 3 و 4 وصیت نامه اش رو تنظیم کنه، حتی در صورت مردن هم روحش با دیدن مشکلات و مخارج جواز دفن و سردخونه و کفن و قبر و سنگ قبر و گورکن و مراسم ها و... ممکنه دوباره سکته کنه!
حالا اگه میخوای بمون، میخوای هم برو!
***
همه ما دوست داریم گربه آزاد باشه و آزادی رو تجربه کنه، مطمئن باش همه ما این کشور رو دوست داریم و هیچکدوم از این کشور متنفر نیستیم، ولی فکر میکنی کی ایران آزاد میشه؟ چجوری آزاد میشه؟
اصلا آزادی یعنی چی؟ همینی که توی دختر بدون روسری بیای تو خیابون و منه پسر برم مثلا با دوست دخترم بیرون و کسی بهم گیر نده، اینترنت ف****ر نباشه، زندانی سیاسی نداشته باشیم، همه چیز آزاد باشه اینا آزادیه؟
به نظر تو اگه این حکومت عوض بشه مثلا حکومت آمریکا بیاد همه چیز درست میشه؟
مشکلاتی رو که توی پست #89 نوشتم یه بار دیگه بخون، چند تا از اینایی که گفتم بر میگرده به دولت و حکومت؟
فکر میکنی اگه حکومت عوض بشه کدوم این مشکلات حل میشن؟ فوقش فقر و مشکل مسکن حل بشه، بقیه اش چی؟
با بی فرهنگی جامعه چیکار میکنی؟
فرهنگ ایران یک فرهنگ آریایی نیست، من و تو ایرانی نیستیم، آریایی هم نیستیم، چون تا حالا 100 بار بهش حمله شده، از اسکندر و لودیه بگیر تا تازی و مغول و محمود (محمود غزنوی و محمود افغان و ...) همه حمله کردن و هر بار هم بدترین فرهنگ های اونا توسط سربازای بی فرهنگشون به ما منتقل شده، منی که میگم ایرانی هستم یه ترکیب وحشتناک از پرتقالی ها و روسی ها هستم، با وحشتناک ترین سنت ها و عرف های ایرانی (که اون هم ترکیبی از بدترین فرهنگ های کشور های دیگه ست)، حالا منی که اینجوریم چطور میتونم بگم "من از نسل آریایی هستم، کشورم ایرانه، ایرانی ام؟" پس فردا اگه خدای نکرده رییس جمهور شدم، با این فرهنگ وحشتناک ترکیبی چجوری یه کشور رو اداره کنم؟
این فرهنگ الان 2000 ساله که اینجوریه، از 1400 سال پیش هم بدتر شده، حالا تو چجوری انتظار داری توی عمر فوقش 80 ساله ی تو همه چیز درست بشه؟ آزادی چیزی نیست که یه روز کشور رو ببندیم تابلو بزنیم "کارگران مشغول کارند، در حال احداث آزادی" بعد فرداش همه آزاد باشن، نه عزیزز من اینجوری نیست
یه جا مثل آمریکا رو که میبینی اینجوریه چون از 150 سال پیش فرهنگ تازه و قانونی شون درست شده، نه اینکه 4 تا کارگر بیارن بگن واسمون یه آزادی درست کن
پیدا کنید پرتقال فروش را...
***
در مورد رفتن قبل از لیسانس یا بعدش من همیشه یه مثال میزنم:
فرض کن 100 تا آجر داشته باشی، اگه همشونو روی هم بچینی بعد بخوای ببریشون 50 متر اونطرف تر به هرحال کلی از آجرا میریزن و میشکنن، ولی اگه از اول آجرا رو ببری 50 متر اونطرف تر رو هم بچینی همشون سالم میمونن
اگه قبل از لیسانس بری مثل اینه که آجرا رو از اول 50 متر اونطرف تر رو هم بچینی، ولی اگه بعد از لیسانس بری مثل موقعیه که آجرا رو رو هم بچینین بعد جا به جا کنی، خیلی از چیزاتو از دست میدی
اما بعد از لیسانس، به هر حال قبول میشین اما این که چه دانشگاهی قبول بشین بسته به دانشگاهی که توی ایران بودین
× ویرایش: قبلا یه تاپیکی تو همین بخش با این مضمون که واسه ادامه تحصیل ایرانین یا خارج زده شده بود، این که نوشتم جمعبندی چند پستم توی اون بود
الان هرچی گشتم پیداش نکردم!



) اما این نظر منه که تو حتی اگه اینجا هم بمونی نمیمیری و میتونی به همون موفقیت در یک کشور خارجی برسی!
