• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاوره انتخاب رشته دبیرستان (متوسطه)

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Farnaz.f
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
الان من نگرفتم چی شد!...
این شد که از هر سه رشته میشه روانشناسی رفت :دی و سخت ترین راهش انسانیه چون متقاضی برای دانشگاه های تهران توی رشته ی انسانی خییلی زیاده و زیرِ دویست روزانه قبول میشن معمولا .
ریاضی هر چند ظرفیت پایینی داره اما به علت متقاضی کم با یه رتبه ی معمولی میتونی دانشگاهای تهران قبول شی ، و معقول ترینش تجربیه که ظرفیت و متقاضی در حد متعادلی نسبت به هم وجود دارن (فکر کنم) و اینکه روان شناسی پایه ی زیست شناسی خوبی هم‌ میخواد که جز از تجربی میسر نیست :-"
 
الان من نگرفتم چی شد!...
شد اگه بری تجربی هم میشه یه کم راحت تر از انسانی رفت روان هم یه پایه ی زیستی پیدا می کنی.
سه سال زیست و ازین چیزا می خونی
فلسفه و روان دبیرستان نمی خونی (و چه بهتر که مغرت به کتاب فلسفه و روان دبیرستان آلوده نمیشه)
برچسب تجربی می خوره روت.
و از این قبیل خاله زنک بازیا.
 
شد اگه بری تجربی هم میشه یه کم راحت تر از انسانی رفت روان هم یه پایه ی زیستی پیدا می کنی.
سه سال زیست و ازین چیزا می خونی
فلسفه و روان دبیرستان نمی خونی (و چه بهتر که مغرت به کتاب فلسفه و روان دبیرستان آلوده نمیشه)
برچسب تجربی می خوره روت.
و از این قبیل خاله زنک بازیا.
واقعا فلسفه و روان دبیرستان آلوده نیست:-" جامعه شناسیش فقط آلوده ست :-"
 
خواش میکنم لطفا بخونید این متنو:
(ببخشید که طولانی مینویسم)من اسمام ۱۵ سالمه از مشهد و خب مسلما نهمم و امسال انتخاب رشته دارم.فرزانگان ۲ هم هستم
برای انتخاب رشته روحیه من اصلا با تجربی سازگار نیست یعنی اگه یه نفر جلوم غش کنه هم باید به اون آب قند بدن هم به من!! و نمیتونم به گرایش هایی که آدم هارو خونی مالی میکنن (مثل دندونپزشکی و جراحی و...) برم و کلا از آسیب زدن به بدن آدم ها هر چند برای خوب کردن وضعیت جسمیشون باشه(مثل تزریقات و آمپول زدن و...) بدم میاد و واقعا بهم میریزم و شب خوابم نمیبره/: در مجموع اصلاااا از تجربی خوشم نمیاد و واقعا تحملش رو هم ندارم
درباره ریاضی عمران و معماری رو دوست دارم. اما همونطور که میدونید خیلی از دانشگاه ها دیگه دختر رو برای عمران نمیپذیرن و برای معماری هم همش باید توی ساختمون با آقایون باشی(که تربیت خونوادگیم این موضوع رو رد میکنه و خودم هم دوست ندارم با آقایون سر و کله بزنم هر چند که استثنا داریم) و غیر از اینا اصلا بازار کار نداره واسه خانوما. خودم مورد های زیادی(حتی آقا)دور و برم دارم که در رشته های ریاضی فوق لیسانسن اما شغلی ندارن و بیکارن
میمونه انسانی(my love):رشته ای که من خیلی موافقشم انسانیه.عاشق ادبیات و شعرم.تحلیلگر خوبی ام و حفظیاتم خوبه(البته الان چون درس های تخصصی خیلی روم فشار میارن نمیتونه خیلی به عمومیام برسم و نمره هام خیلی هم عالی نمیشه).فقط عربیم ضعیفه اما اونم از بابام که کمک میگیرم میتونم یکم بفهممش.اگه بتونم برم انسانی بدون شک روانشناسی رو انتخاب میکنم چون خیلی دوست دارم به انسان ها کمک کنم و حالشون رو خوب کنم( اما نه به وسیله رشته تجربی)
اما مشکل من اینه:
مامانم به شدت مخالفه با ریاضی و انسانی و میگه فقط تجربی.البته کلا انسانی رو رشته محسوب نمیکنه.یعنی وقتی باهاش صحبت میکنم کلی دلیل میاره که ریاضی خوب نیست واست(البته دلیلاش رو قبول دارم)وبعد میگه پس تنها گزینه ای که داری تجربی هست.اصلا انگااار نه انگااار که انسانی هم رشته اس.یه بار اول سال به مامانم گفتم من در کنار معماری و عمران روانشناسی رو هم خیلی دوست دارم.چشمتون روز بعد نبینه چنان باهام دعوا کرد که دیگه تا الان که امتحانای ترم اوله دیگه جرئت نکردم اسم انسانی رو بیارم.همون روز کلی باهام دعوا کرد که اصلا برو روانشناس شو و دعوا های زن و شوهرارو صاف کن و........
و یه چیز دیگه که رشته مامانم انسانی بوده!!!!!!! اما چون توش موفق نشده فکر میکنه دیگه منم موفق نمیشم
به هر حال مامانم بهم گفت حق نداری تا آخر سال تحصیلی باهام درباره رشته صحبت کنی و تا اون موقع باید همه درس هات رو خوب بخونی و همه رو ۲۰ بگیری بعد آخر سال دعواهامون رو بکنیم و بعد انتخاب رشته کنی. با این حال خود مامانم همش جلوی همه میگه دختر فلانی دکتره کلی پولداره و... یا مثلا وقتی یه نفر بر اثر سرطان فوت میکنه میگه ایشالا شما دکترای آینده یک داروی خوب برای درمان سرطان درست میکنین تا مردم از این حالت در بیان . و من هر روز بیش تر زجر میکشم و الان دیگه هر شب دارم با گریه میخوابم و مثل افسرده ها شدم
تو رو خدا کمکم کنید چطور همون آخر سال مامانمو متقاعد کنم(در ضمن اگه به کسی حتی یه مشاور بگم که در این باره واسطه بشه و با مامانم صحبت کنه مامانم خیلی دعوام میکنه و بعد بدتر رفتار میکنه در این موضوع.کلا اخلاق های خاصی داره)

حالا من کاری با انتخاب رشته ت ندارم ایشالا که درست ترین مسیر رو پیدا کنی ، اما یکم دیدتو به عمران و معماری هم تصحیح کنی بد نیست دخترم :D
 
این شد که از هر سه رشته میشه روانشناسی رفت :D و سخت ترین راهش انسانیه چون متقاضی برای دانشگاه های تهران توی رشته ی انسانی خییلی زیاده و زیرِ دویست روزانه قبول میشن معمولا .
ریاضی هر چند ظرفیت پایینی داره اما به علت متقاضی کم با یه رتبه ی معمولی میتونی دانشگاهای تهران قبول شی ، و معقول ترینش تجربیه که ظرفیت و متقاضی در حد متعادلی نسبت به هم وجود دارن (فکر کنم) و اینکه روان شناسی پایه ی زیست شناسی خوبی هم‌ میخواد که جز از تجربی میسر نیست :-"
آخه من چرا باید سه سال درسایی رو که بهشون علاقه ندارم اصن رو بخونم؟ در ضمن چون یک علاقه کنی به زیست دارم مطالعه درباره زیستم بد نیست و در مجموع زیستم خوبه و بابت اون مشکلی نیست.و آخر اینکه چون انسانی رشته ایه که باید خیلی خوب باشی توش تا در کنار علاقه درامد زایی هم بکنی توش اگه ایشالا برم انسانی سعی میکنم جزو بهتریناش باشم تا به همه نشون بدم من میتووونممم
 
شد اگه بری تجربی هم میشه یه کم راحت تر از انسانی رفت روان هم یه پایه ی زیستی پیدا می کنی.
سه سال زیست و ازین چیزا می خونی
فلسفه و روان دبیرستان نمی خونی (و چه بهتر که مغرت به کتاب فلسفه و روان دبیرستان آلوده نمیشه)
برچسب تجربی می خوره روت.
و از این قبیل خاله زنک بازیا.
مگه فلسفه و روان دبیرستان چشه؟ میشه اطلاعات بدین
 
خواش میکنم لطفا بخونید این متنو:
(ببخشید که طولانی مینویسم)من اسمام ۱۵ سالمه از مشهد و خب مسلما نهمم و امسال انتخاب رشته دارم.فرزانگان ۲ هم هستم
برای انتخاب رشته روحیه من اصلا با تجربی سازگار نیست یعنی اگه یه نفر جلوم غش کنه هم باید به اون آب قند بدن هم به من!! و نمیتونم به گرایش هایی که آدم هارو خونی مالی میکنن (مثل دندونپزشکی و جراحی و...) برم و کلا از آسیب زدن به بدن آدم ها هر چند برای خوب کردن وضعیت جسمیشون باشه(مثل تزریقات و آمپول زدن و...) بدم میاد و واقعا بهم میریزم و شب خوابم نمیبره/: در مجموع اصلاااا از تجربی خوشم نمیاد و واقعا تحملش رو هم ندارم
درباره ریاضی عمران و معماری رو دوست دارم. اما همونطور که میدونید خیلی از دانشگاه ها دیگه دختر رو برای عمران نمیپذیرن و برای معماری هم همش باید توی ساختمون با آقایون باشی(که تربیت خونوادگیم این موضوع رو رد میکنه و خودم هم دوست ندارم با آقایون سر و کله بزنم هر چند که استثنا داریم) و غیر از اینا اصلا بازار کار نداره واسه خانوما. خودم مورد های زیادی(حتی آقا)دور و برم دارم که در رشته های ریاضی فوق لیسانسن اما شغلی ندارن و بیکارن
میمونه انسانی(my love):رشته ای که من خیلی موافقشم انسانیه.عاشق ادبیات و شعرم.تحلیلگر خوبی ام و حفظیاتم خوبه(البته الان چون درس های تخصصی خیلی روم فشار میارن نمیتونه خیلی به عمومیام برسم و نمره هام خیلی هم عالی نمیشه).فقط عربیم ضعیفه اما اونم از بابام که کمک میگیرم میتونم یکم بفهممش.اگه بتونم برم انسانی بدون شک روانشناسی رو انتخاب میکنم چون خیلی دوست دارم به انسان ها کمک کنم و حالشون رو خوب کنم( اما نه به وسیله رشته تجربی)
اما مشکل من اینه:
مامانم به شدت مخالفه با ریاضی و انسانی و میگه فقط تجربی.البته کلا انسانی رو رشته محسوب نمیکنه.یعنی وقتی باهاش صحبت میکنم کلی دلیل میاره که ریاضی خوب نیست واست(البته دلیلاش رو قبول دارم)وبعد میگه پس تنها گزینه ای که داری تجربی هست.اصلا انگااار نه انگااار که انسانی هم رشته اس.یه بار اول سال به مامانم گفتم من در کنار معماری و عمران روانشناسی رو هم خیلی دوست دارم.چشمتون روز بعد نبینه چنان باهام دعوا کرد که دیگه تا الان که امتحانای ترم اوله دیگه جرئت نکردم اسم انسانی رو بیارم.همون روز کلی باهام دعوا کرد که اصلا برو روانشناس شو و دعوا های زن و شوهرارو صاف کن و........
و یه چیز دیگه که رشته مامانم انسانی بوده!!!!!!! اما چون توش موفق نشده فکر میکنه دیگه منم موفق نمیشم
به هر حال مامانم بهم گفت حق نداری تا آخر سال تحصیلی باهام درباره رشته صحبت کنی و تا اون موقع باید همه درس هات رو خوب بخونی و همه رو ۲۰ بگیری بعد آخر سال دعواهامون رو بکنیم و بعد انتخاب رشته کنی. با این حال خود مامانم همش جلوی همه میگه دختر فلانی دکتره کلی پولداره و... یا مثلا وقتی یه نفر بر اثر سرطان فوت میکنه میگه ایشالا شما دکترای آینده یک داروی خوب برای درمان سرطان درست میکنین تا مردم از این حالت در بیان . و من هر روز بیش تر زجر میکشم و الان دیگه هر شب دارم با گریه میخوابم و مثل افسرده ها شدم
تو رو خدا کمکم کنید چطور همون آخر سال مامانمو متقاعد کنم(در ضمن اگه به کسی حتی یه مشاور بگم که در این باره واسطه بشه و با مامانم صحبت کنه مامانم خیلی دعوام میکنه و بعد بدتر رفتار میکنه در این موضوع.کلا اخلاق های خاصی داره)
ببین دوست عزیز این آینده توئه ن بقیه بس خوب فکر کن و تصمیمی بگیر ک سالهای بعد زندگیت بشیمون نشی و مجبور به انتخاب رشته دوباره و تغییر رشته نشی منم سال بیش میخواستم برم ریاضی و مامان و بابام ب شدت مخالف بودن ولی متقاعدشون کردم هرچند ک هنوزم راضی نیستن ولی خب این آینده ی مائه ن سکویی برای رسیدن به آرزوهایی ک مامانو باباهامون به نرسیدن!!!
 
خواش میکنم لطفا بخونید این متنو:
(ببخشید که طولانی مینویسم)من اسمام ۱۵ سالمه از مشهد و خب مسلما نهمم و امسال انتخاب رشته دارم.فرزانگان ۲ هم هستم
برای انتخاب رشته روحیه من اصلا با تجربی سازگار نیست یعنی اگه یه نفر جلوم غش کنه هم باید به اون آب قند بدن هم به من!! و نمیتونم به گرایش هایی که آدم هارو خونی مالی میکنن (مثل دندونپزشکی و جراحی و...) برم و کلا از آسیب زدن به بدن آدم ها هر چند برای خوب کردن وضعیت جسمیشون باشه(مثل تزریقات و آمپول زدن و...) بدم میاد و واقعا بهم میریزم و شب خوابم نمیبره/: در مجموع اصلاااا از تجربی خوشم نمیاد و واقعا تحملش رو هم ندارم
درباره ریاضی عمران و معماری رو دوست دارم. اما همونطور که میدونید خیلی از دانشگاه ها دیگه دختر رو برای عمران نمیپذیرن و برای معماری هم همش باید توی ساختمون با آقایون باشی(که تربیت خونوادگیم این موضوع رو رد میکنه و خودم هم دوست ندارم با آقایون سر و کله بزنم هر چند که استثنا داریم) و غیر از اینا اصلا بازار کار نداره واسه خانوما. خودم مورد های زیادی(حتی آقا)دور و برم دارم که در رشته های ریاضی فوق لیسانسن اما شغلی ندارن و بیکارن
میمونه انسانی(my love):رشته ای که من خیلی موافقشم انسانیه.عاشق ادبیات و شعرم.تحلیلگر خوبی ام و حفظیاتم خوبه(البته الان چون درس های تخصصی خیلی روم فشار میارن نمیتونه خیلی به عمومیام برسم و نمره هام خیلی هم عالی نمیشه).فقط عربیم ضعیفه اما اونم از بابام که کمک میگیرم میتونم یکم بفهممش.اگه بتونم برم انسانی بدون شک روانشناسی رو انتخاب میکنم چون خیلی دوست دارم به انسان ها کمک کنم و حالشون رو خوب کنم( اما نه به وسیله رشته تجربی)
اما مشکل من اینه:
مامانم به شدت مخالفه با ریاضی و انسانی و میگه فقط تجربی.البته کلا انسانی رو رشته محسوب نمیکنه.یعنی وقتی باهاش صحبت میکنم کلی دلیل میاره که ریاضی خوب نیست واست(البته دلیلاش رو قبول دارم)وبعد میگه پس تنها گزینه ای که داری تجربی هست.اصلا انگااار نه انگااار که انسانی هم رشته اس.یه بار اول سال به مامانم گفتم من در کنار معماری و عمران روانشناسی رو هم خیلی دوست دارم.چشمتون روز بعد نبینه چنان باهام دعوا کرد که دیگه تا الان که امتحانای ترم اوله دیگه جرئت نکردم اسم انسانی رو بیارم.همون روز کلی باهام دعوا کرد که اصلا برو روانشناس شو و دعوا های زن و شوهرارو صاف کن و........
و یه چیز دیگه که رشته مامانم انسانی بوده!!!!!!! اما چون توش موفق نشده فکر میکنه دیگه منم موفق نمیشم
به هر حال مامانم بهم گفت حق نداری تا آخر سال تحصیلی باهام درباره رشته صحبت کنی و تا اون موقع باید همه درس هات رو خوب بخونی و همه رو ۲۰ بگیری بعد آخر سال دعواهامون رو بکنیم و بعد انتخاب رشته کنی. با این حال خود مامانم همش جلوی همه میگه دختر فلانی دکتره کلی پولداره و... یا مثلا وقتی یه نفر بر اثر سرطان فوت میکنه میگه ایشالا شما دکترای آینده یک داروی خوب برای درمان سرطان درست میکنین تا مردم از این حالت در بیان . و من هر روز بیش تر زجر میکشم و الان دیگه هر شب دارم با گریه میخوابم و مثل افسرده ها شدم
تو رو خدا کمکم کنید چطور همون آخر سال مامانمو متقاعد کنم(در ضمن اگه به کسی حتی یه مشاور بگم که در این باره واسطه بشه و با مامانم صحبت کنه مامانم خیلی دعوام میکنه و بعد بدتر رفتار میکنه در این موضوع.کلا اخلاق های خاصی داره)
تو نباید بذاری طرز تفکر بسته اطرافیانت رو آینده ات تاثیر بذاره
اگه اینقدر از تجربی بیزاری خب اصلا عقلانی نیست بری
میتونی از بزرگای فامیل هم برای متقاعد کردن مامانت کمک بگیری
 
سلام خوبین؟
قبلنم گفتم اما حالا مشکل خیلی جدی شده...یکی از همکلاسیام ب موسیقی و آهنگسازی علاقه داره،خیلی زیاد.خانوادش اما ب شدت مخالفن و میگن باید تو دبیرستان خودمون تجربی بخونه.اینجا هنرستان موسیقی و اینا نداره و اکثر کسایی ک جدی کنکور هنر میخوان بدن میرن گرافیک
اما این خودش میگ تو مدرسه عادی بره تجربی اما واسه کنکور هنر بخونه و همزمان کلاس موسیقی بره،چون جو هنرستان های اینجا خیلی خوب نیستو اکثرا بدون هدف رفتن و خلاصه هدفشون درس خوندن نیست...تدریس هاهم خوب انجام نمیشه انگار
اینم در نظر بگیرین ک دوستم تاحالا کوچکترین آموزشی واسه موسیقی ندیده بازم بخاطر مخالفت خانوادش...داداششم نذاشتن بره سمت علاقشو الان3ساله پشت کنکوره
دیگ اینک پیش مشاورم رفتن اما اونم طرف خانوادشو گرفته و گفته این چیزا آینده نداره...مشاور مدرسمونم همینارو بش میگ...درکل حامی مهمی نداره
خیلیم باهاش حرف زدیم ک این تصمیمش الکی نباشه اما خیلی جدی بهش فکر کرده و انگیزه رو داره،استعدادو نمیدونم!
حالا شما بگین چطوری خانوادشو راضی کنه و اینک روشی ک انتخاب کرده واسه کنکورو اینا درسته؟خواهش میکنم اگ تجربه یا پیشنهادی دارین دریغ نکنین بحث آینده ی آدمه
ممنونم و خیلی ببخشید ک انقد طولانی شد باید همه چیزو میگفتم سوال دیگه ای هم داشتید بگید
سعی کردم تاپیک مرتبط باشه
 
یه چیزی بگم به دوستتون بگید
واسه کنکور هنر لازم نیست که برن هنرستان و اینو بدونن که تو هنرستان سطح تدریس با کنکور ممکنه تطابق نکنه و بله راهش درسته و میتونه دیپلم تجربی بگیره و کنکور هنر بده
بعدشم حالا همون تجربی رو بخونن کنارش هنر رو هم بخونن تو دوره دوم .اگه واقعا علاقه ای باشه آدم تو هر رشته ای موفق میشه و آینده داره و اگه خانوادهش هم ببینن که واقعا میخواد باهاش راه میان ایشالا
 
بله میدونم مشکل راضی کردن خانوادشه
 
سلام خوبین؟
قبلنم گفتم اما حالا مشکل خیلی جدی شده...یکی از همکلاسیام ب موسیقی و آهنگسازی علاقه داره،خیلی زیاد.خانوادش اما ب شدت مخالفن و میگن باید تو دبیرستان خودمون تجربی بخونه.اینجا هنرستان موسیقی و اینا نداره و اکثر کسایی ک جدی کنکور هنر میخوان بدن میرن گرافیک
اما این خودش میگ تو مدرسه عادی بره تجربی اما واسه کنکور هنر بخونه و همزمان کلاس موسیقی بره،چون جو هنرستان های اینجا خیلی خوب نیستو اکثرا بدون هدف رفتن و خلاصه هدفشون درس خوندن نیست...تدریس هاهم خوب انجام نمیشه انگار
اینم در نظر بگیرین ک دوستم تاحالا کوچکترین آموزشی واسه موسیقی ندیده بازم بخاطر مخالفت خانوادش...داداششم نذاشتن بره سمت علاقشو الان3ساله پشت کنکوره
دیگ اینک پیش مشاورم رفتن اما اونم طرف خانوادشو گرفته و گفته این چیزا آینده نداره...مشاور مدرسمونم همینارو بش میگ...درکل حامی مهمی نداره
خیلیم باهاش حرف زدیم ک این تصمیمش الکی نباشه اما خیلی جدی بهش فکر کرده و انگیزه رو داره،استعدادو نمیدونم!
حالا شما بگین چطوری خانوادشو راضی کنه و اینک روشی ک انتخاب کرده واسه کنکورو اینا درسته؟خواهش میکنم اگ تجربه یا پیشنهادی دارین دریغ نکنین بحث آینده ی آدمه
ممنونم و خیلی ببخشید ک انقد طولانی شد باید همه چیزو میگفتم سوال دیگه ای هم داشتید بگید
سعی کردم تاپیک مرتبط باشه
سلام و خوبین دوباره;)
خانوادش موافقت کردن مثلا،ولی بشرطها و شروطها:-"
(فک کنم بیشتر هدفشون این بوده ک خودش پشیمون شه:-?)
گفتن میذارن کنکور هنر بده و کلاس بره،پیانو
اما دبیرستانو تو مدرسه خودمون باشه و اگرم سال اول قبول نشد باید کنکور تجربی بده،،،البته احتمال اینم هس ک سال آخر بره دبیرستان عادی
حالا ب قول خودش از هیچ بهتره8-|
 
سلام و خوبین دوباره;)
خانوادش موافقت کردن مثلا،ولی بشرطها و شروطها:-"
(فک کنم بیشتر هدفشون این بوده ک خودش پشیمون شه:-?)
گفتن میذارن کنکور هنر بده و کلاس بره،پیانو
اما دبیرستانو تو مدرسه خودمون باشه و اگرم سال اول قبول نشد باید کنکور تجربی بده ،،البته احتمال اینم هس ک سال آخر بره دبیرستان عادی
حالا ب قول خودش از هیچ بهتره8-|
باتوجه به اینکه خودم هم قبلا شرایط دوستتون رو داشتم پیشنهاد می کنم دوستون بهتره اول مدتی بره کلاس موسیقی و بیشتر باهاش آشنا بشه شاید چیزی که فکر میکنه نباشه و فقط یه علاقه ی سطحی و زود گذر باشه
به نظرم برای کنکور هنر نیاز نیست کسی بره هنرستان. با کلاسای هنری هم میشه برا کنکور عملی آماده شد
 
یه سوال من امسال باید انتخاب رشته کنم
فعلا بین ریاضی و انسانی موندم(اگه مسخره نمی کنید) بگم که دلم می خواهدتوی هر کاری که هستم مفید باشم و به مردم خدمت کنم(شعر نمیگم چون دور و برم زیاد دیدم آدم هایی رو که مجبورن برای گذروندن زندگیشون از سطل آشغال وسیله جمع کنند تا شاید یه پولی بهشون برسه و به نظرم حق یه انسان توی کشورش این ظلم و رهایی نیست)
و اما اصل مطلب
من اگه برم انسانی احتمالا می رم روانشناسی یا علوم اجتماعی ( زیاد شغل هاشو نمیشناسم اگه میشه معرفی کنید)
اگه هم برم ریاضی دلم می خواد برم هوا فضا یا معماری یا شاید هم مکانیک یا کامپیوتر
و یه موضوع دیگه بابام نظرش اینه برم هنر و فیلمنامه نویسی یا طراحی لباس بخونم
میشه راهنماییم کنین
راستش واقعا گیج شدم

سلام
من چون شما تو تاپیک هام نظر دادین دلم میخواد فضولی کنم با اجازه تون...البته اگر خوشتون نیومد کلا نادیده بگیرید
به نظر من استعداد مهمتر از علاقه است. همچین بعید هست کسی واقعا توی چیزی مستعد باشه ولی بهش کاملا بی علاقه باشه. به نظر من استعداد واقعی خودتون(اون استعدادی که واقعا از بقیه مردم سر تر هستش) رو پیدا کنید و سعی کنید علاقه تونم ببرید به اون سمت. و اگر بازم علاقه ی زیادی به کاری غیر اون دارید، اون کار رو هم به عنوان فعالیت جانبی دنبال کنید

مثلا من استعدادم توی حل مسئله است. همچنین توی پیش بینی اینده و نقشه های استراتژیک کشیدن. فلذا با اینکه توی ریاضی و بقیه زمینه های مهندسی هم استعداد و علاقه داشتم، ولی تصمیم گرفتم به جای یاد گرفتن خیلی تخصصی یک کار، چنتا کارو در حد کار راه انداز یاد بگیرم تا بتونم یه تیم از متخصص هاشو دور هم جمع کنم و یه شرکت چند تخصصی تشکیل بدم.

اما کنارش هرچقدر وقت اضافی بیارم میذارم روی تخصصهایی که بهشون علاقه دارم(مثل برنامه نویسی...طراحی جامدات...یا حتی طراحی مدار دیجیتال).

و یا مثلا من علاقه ی زیادی داشتم به بازیگری و خوانندگی و همین فیلمنامه نویسی(حتی یه فیلمنامه رو شبکه 5 قبول کرد بسازم و بخره ازم). ولی قبول کردم که استعداد انچنانی تو این حوزه ها ندارم(در برابر شاخ های این حوزه). فلذا از پیگیری تخصصیش منصرف شدم، ولی همیشه گذاشتمشون یه گوشه ی ذهنم و بالاخره یه روز که پولم زیاد بود و نمیدونستم چکار کنم، حتما یه استودیو شخصی میزنم و فیلمنامه مینویسم و فیلم میسازم!

خواستم کلا یه خط بنویسم...داستان نوشتم
 
به نظر من استعداد مهمتر از علاقه است. همچین بعید هست کسی واقعا توی چیزی مستعد باشه ولی بهش کاملا بی علاقه باشه. به نظر من استعداد واقعی خودتون(اون استعدادی که واقعا از بقیه مردم سر تر هستش) رو پیدا کنید و سعی کنید علاقه تونم ببرید به اون سمت. و اگر بازم علاقه ی زیادی به کاری غیر اون دارید، اون کار رو هم به عنوان فعالیت جانبی دنبال کنید
اگه استعداد ادم تو دوتا چیز باشه و بینهایت عاشق هر دو استعدادش باشه چی؟
مثلا من هم تو کارهای سینمایی(مثل:بازیگری و کارگردانی و فیلمنامه نویسی) استعداد دارم و واقعا هم بهش علاقه دارم. از طرفی هم بینهایت به پرستاری و پزشکی علاقه دارم و تعریف نباشه استعدادم دارم ولی واقعا نمی دونم چ کنم. از طرفی هم تو ریاضی توانایی دارم و به این فکر میکنم که برم ریاضی تا بعدش روان شناسی بخونم(اینم جزو علایقمه)
پدرم واقعا با بازیگری مخالفه برا همین فعلا بیخیالشم تا بزرگ شم و ی خرده استقلال پیدا کنم تا حداقل کلاسشو برم
الان واقعا گیجم و نمی دونم که برم ریاضی یا تجربی:-??:-??
 
آخرین ویرایش:
بعنی به مخالفت(دیسلایک) کردن علاقه نداری فقط توش استعداد داری؟ :)) (مزاخ!)
با نود درصد عقاید و نظرات شما بقدری مخالفم ک نمیتونم بی تفاوت از کنارش بگذرم.وگرنع نع ادم دیس دادنم نه شرکت در بحث ها
-----------
ولی کم نیستن کسایی که استعداد دارن ولی علاقه نه!
 
اگه استعداد ادم تو دوتا چیز باشه و بینهایت عاشق هر دو استعدادش باشه چی؟
مثلا من هم تو کارهای سینمایی(مثل:بازیگری و کارگردانی و فیلمنامه نویسی) استعداد دارم و واقعا هم بهش علاقه دارم. از طرفی هم بینهایت به پرستاری و پزشکی علاقه دارم و تعریف نباشه استعدادم دارم ولی واقعا نمی دونم چ کنم. از طرفی هم تو ریاضی استعداد دارم و به این فکر میکنم که برم ریاضی تا بعدش روان شناسی بخونم(اینم جزو علایقمه)
پدرم واقعا با بازیگری مخالفه برا همین فعلا بیخیالشم تا بزرگ شم و ی خرده استقلال پیدا کنم تا حداقل کلاسشو برم
الان واقعا گیجم و نمی دونم که برم ریاضی یا تجربی:-??:-??

اولا من مشاور نیستم... گفتم تاکید کنم که کسی با طناب من نیفته داخل چاه
ولی چنتا چیزو که به ذهنم میرسه میگم

اول اینکه ادم 100% توانایی داره نه بیشتر! یعنی باید تقسیم کنه که میخوام 80% بذارم واسه پزشکی. 20% میذارم واسه بازیگری. اینکه کسی فکر کنه من یه پزشک عالی میشم و کنارش یه بازیگر عالی هم میشم، خیال خام هست!
از نظر من یه نفر نمیتونه تو چنتا چیز عالی باشه(اگرم مثال واسش دارید احتمالا استثنا هستش)

دوم اینکه، به نظرم یکمی استعدادهاتون رو دارید دست بالا میگیرید! من باشم اینطوری حساب میکنم:
استعداد ریاضی: آیا من تو مدرسه مون ریاضیم از همه بهتره؟ اگر نه، نفر چندم ریاضی مدرسه ام؟
استعداد بازیگری: آیا من از فلان زن بازیگر بهتر بازی میکنم؟! هیچ متخصص این حوزه ای تا حالا تایید کرده منو؟ گفته تو از فلانی بهتری؟
استعداد پزشکی یا پرستاری: ایا من زیستم از همه بهتره؟ مطالعات زیستم اینقدر هست که با معلممون بحث کنم؟ هیچ ایده ی جدیدی هست تو این حوزه به ذهن من برسه شبیه کارایی که ادمهای بزرگ تو این حوزه انجام دادن و میدن؟

مخلص کلام اینکه استعداد رو باید به صاحب استعدادهای اون حوزه سنجید(ترجیحا توسط یه صاحب نظر توی اون حوزه). بعد اگر دیدیم واقعا حرفی داریم واسه گفتن، اونزمان بگیم اقا من استعداد فلان دارم. وگرنه اگر بخوایم توی هر چیزی که خوب هستیم اسمشو بذاریم استعداد، یقینا نفر 1 میلیون به بعد میشیم توی اون حوزه!
 
با نود درصد عقاید و نظرات شما بقدری مخالفم ک نمیتونم بی تفاوت از کنارش بگذرم.وگرنع نع ادم دیس دادنم نه شرکت در بحث ها
-----------
ولی کم نیستن کسایی که استعداد دارن ولی علاقه نه!

حیف اهل بحث نیستی وگرنه میگفتم خب مثال بزن یکم بحث کنیم ;)
 
Back
بالا