• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

اختیار

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع cowboy
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : اختیار

به نقل از HHH :
نه، پایین نه!
من خودم الان احساس اختیار میکنم
ولی وقتی فکر میکنم خدا میدونه چه کاری قراره انجام بدم خب ناامید میشم دیگه
میگم خب اگر معلوم باشه من چیکار میخوام بکنم پس چرا دارم رول بازی میکنم؟!!!!!!!!!!!!

یه بار تمام پستارو بخون جوابتو میگیری :)
مخصوصا پستای صفحه های 2 و 3
 
پاسخ : اختیار

به نقل از HHH :
نه، پایین نه!
من خودم الان احساس اختیار میکنم
ولی وقتی فکر میکنم خدا میدونه چه کاری قراره انجام بدم خب ناامید میشم دیگه
میگم خب اگر معلوم باشه من چیکار میخوام بکنم پس چرا دارم رول بازی میکنم؟!!!!!!!!!!!!
تو اختيار كامل داري شك نكن
تنها توفيق اجباري براي تو به دنيا اومدنته نه چيز ديگه
تو كار خودتو ميكني و خدا ميتونه پيشبيني كنه حركت بعدتو چون از ذهنت خبر داره و به همين منوال ادامه پيدا ميكنه .
قبلا هم مثال پلير رو زدم فكر كنم اون كمكت كنه
 
پاسخ : اختیار

یه داستان بگم شاید جالب باشه و البته بهتون کمکی کنه تو شناختن ِ بحث ِ اختیار ( درس 6 پیش دانشگاهی در این مورده ، می خونید می فهمید!)

یه روز یه پادشاهی با جبر و اختیار مشکل داشته ، بزرگترین عالم ِ دینی ِ سرزمینش رو دعوت می کنه و می گه به من ثابت کن قضیه جبر و اختیار رو.(همین حرفای ِ شما رو می زده! عدم اختیار و...)
طرف بهش می گه ببین، قصرت دو تا در داره ، تو هم که به من نمی گی از کجا می خوای بری بیرون ، من روی یه برگه ای می نویسم از کجا می ری بیرون، تو هم برو از قصرت بیرون ، قبول داری این کار با اختیار ِ خودته دیگه ؟
شاهم می گه آره!
اون عالمه روی کاغذ یه چیزی می نویسه و می بنده می ذاره کنار ، شاهم برا این که طرف رو ضایع کنه دستور می ده دیوار رو تخریب کنن و از دیوار می ره بیرون!
بعد که می آد تو با یه لبخند ِ نمکین! لای کاغذ رو باز می کنه می بینه طرف نوشته از دیوار می ری بیرون!

پ.ن: نتیجه گیری : من شاید داستان رو قاطی پاطی نقل کردم، اما این داستان می خواد بگه که علمِ طرف مانع اختیاره ما نیست!
 
پاسخ : اختیار

من اگر تو این که هر چی میخوام میتونم انجام بدم شک داشتم اصلا زندگی رو میذاشتم کنار
ولی این سوال همیشه تو ذهنم بوده
و راستش رو بخواین هنوز با حرف هیچکدومتون قانع نشدم
 
پاسخ : اختیار

به نقل از Sigma :
یه داستان بگم شاید جالب باشه و البته بهتون کمکی کنه تو شناختن ِ بحث ِ اختیار ( درس 6 پیش دانشگاهی در این مورده ، می خونید می فهمید!)

یه روز یه پادشاهی با جبر و اختیار مشکل داشته ، بزرگترین عالم ِ دینی ِ سرزمینش رو دعوت می کنه و می گه به من ثابت کن قضیه جبر و اختیار رو.(همین حرفای ِ شما رو می زده! عدم اختیار و...)
طرف بهش می گه ببین، قصرت دو تا در داره ، تو هم که به من نمی گی از کجا می خوای بری بیرون ، من روی یه برگه ای می نویسم از کجا می ری بیرون، تو هم برو از قصرت بیرون ، قبول داری این کار با اختیار ِ خودته دیگه ؟
شاهم می گه آره!
اون عالمه روی کاغذ یه چیزی می نویسه و می بنده می ذاره کنار ، شاهم برا این که طرف رو ضایع کنه دستور می ده دیوار رو تخریب کنن و از دیوار می ره بیرون!
بعد که می آد تو با یه لبخند ِ نمکین! لای کاغذ رو باز می کنه می بینه طرف نوشته از دیوار می ری بیرون!

پ.ن: نتیجه گیری : من شاید داستان رو قاطی پاطی نقل کردم، اما این داستان می خواد بگه که علمِ طرف مانع اختیاره ما نیست!
این عالم ابو ریحان بیرونی بوده و پادشاه وقت هم اگر اشتباه نکنم سلطان محمود یا مسعود غزنوی بوده
سالن 5 در داشته و 1در مخفی که لای دیوار بوده
بقیه رو درست نقل کردید!!!!!
 
  • لایک
امتیازات: HHH
پاسخ : اختیار

دوستان الان مشكل چيه كه ميگيد قانع نشدين ؟؟؟
ميگيم شما اختيار كامل دارين هركاري بخواين بكنين ولي يكي هست كه ميدونه ميخواي چيكار كني
حالا مشكلتون چيه دقيقا ؟؟
 
پاسخ : اختیار

به نقل از Dr.Eniac :
دوستان الان مشكل چيه كه ميگيد قانع نشدين ؟؟؟
ميگيم شما اختيار كامل دارين هركاري بخواين بكنين ولي يكي هست كه ميدونه ميخواي چيكار كني
حالا مشكلتون چيه دقيقا ؟؟
خب این از 1بعده
اگه همینو از 1بعد دیگه نگاه کنی میشه یکی هست که میدونه ما چیکار میکنیم و ما هم همون کارو میکنیم
 
پاسخ : اختیار

به نقل از amir h :
خب این از 1بعده
اگه همینو از 1بعد دیگه نگاه کنی میشه یکی هست که میدونه ما چیکار میکنیم و ما هم همون کارو میکنیم
اتصلا اينطور نيست چون زمان براي خدا بي معنيه و خدا گسترده ميبينه يعني در لحظه صفر ميتونه آينده و گذشته رو در مقابلش بگيره و ما هم ادامه ميديم همين
 
پاسخ : اختیار

من نمیدونم تا کی باید بیایم و اینجا حرفای تکراری بشنویم...راست میگن دیر پیشرفت میکنیم..بیا اینم از بحث هامونه..
 
پاسخ : اختیار

شیمیدان هپی مپی عزیز!
ببین اینجا هم حرف و عقیدمونو نزنیم کجا بزنیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من که هنوزم میگم همون حرف قبلیرو
نیازی به تکرار دوباره نیست
برید از بالا بخونید دیگه
 
Back
بالا