• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

پای دفتر

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Hespride
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : پای دفتر

من که تاحالا یادم نمیاد کسی بیرونم کرده باشه و به پای دفتر رفته باشم!
فقط یه بار زنگ ریاضی بود ! اصرار کردیم اجازه بده زیست بخونیم ...
یه چندتا از بچه ها اجازه گرفتن برن تو سالن و کتابخونه درس بخونن!
من و دوستمم میز اول شروع کردیم به حرف زدن ...
حالا حرف نزن کی بزن ...
یهو معلمه اومدم بالا سرم گفت تو از خودت خجالت نمیکشی اینقد حرف میزنی؟ ;D
منم گفتم خانوم خوووووووووووب... ;))
بعد به دوستم گفت برو میز عقب بشین این نمیذاره تو درس بخونی ~X(
حالا خوبه دوستمم داشت حرف میزد ...
بعد منم یه دو دقیقه سکوت اختیار کردم بعد به طور کامل رومو برگردوندم به میز ÷شتیم دوباره شروع کردم به حرف زدن1 ;D
اینجا بود که معلمه گفت فلانی؟؟(منظورم خودمم)
منم با کلی زور خودمو برگردوندم در کمال خونسردی گفتم : جااااااانم؟؟؟ ;D
دیگه داشت میترکید گفت چه خوب میشه توهم بری بیرون :-w
در این لحظه بود که من به طور غیر رسمی از کلاس اخراج شدم !
تازه آخرش که میرفتم میگفت ترخدا رفتی بیرون نری بچه های دیگه رو هم از درس بندازی هااااااا :P
یه راهی بگین من یکم از کلاس هندسه اخراج شم؟ :-w
معلمه گفت هر کی سر کلاسم آدامس بجود بیرونش میکنم بدون این که غیبت بزنم بره بیرون!
من از اونموقع هر جلسه آدامس میجوم ( به طور خیلی ضایع) نمیدونم چرا بیرونم نمیکنه :((
 
پاسخ : پای دفتر

یه بار 2تا ازدوستام تو زنگ تاریخ داشتن به هم نامه می فرستادن منم که وسطشون بودم نامه ها رو رد و بدل می کردم! ;D
دبیر تاریخمون هم که درس خودشو خیلی مهم میدونه :-& :-&هم ما رو دید و به جای این که دوستام رو که به هم نامه می دادن بیرون کنه من رو بیرون کرد :-w :-w
منم رفتم کارگاه کامپیوتر و به جای کلاس یک زنگ تو اینترنت بودم ;D ;D
 
پاسخ : پای دفتر

امروز رفتم دفتر(با مديريت كار داشتم)ميبينم دوتا از اوليا ايستادن در دفتر و التماس ميكنن به مدير كه به خانواده هاشون زنگ نزنه،از مدير ميپرسم مگه چي شده:ميگه اين دوتا رو با هم توي دستشويي پيدا كرديم!(ببخشيد يه كم زشت بودا)واقعا مركز ما به كجا ميرود؟ [-(
 
پاسخ : پای دفتر

دبیرای ما اکثرن با شخصیتن و کسی رو از کلاس بیرون نمی کنن.دیگه من خیلی تخص بودم ک چند مورد برام پیش اومد.البته ب جز من 1ی دیگه هم هست ک خیلی ارومه ولی یه دبیره باش لج افتاده و تا حالا 2بار از کلاس بیرون رفته(با اختیار خودش).
بگذریم .از خودم می گم:
سال اول دبیرستان بودم.دوستم تو کلاس B بود.منم تا لحظه ای ک دبیر بیاد تو کلاس دوستم می موندم.چند بار بعد از دبیرا رفتم کلاس و دبیرا اجازه ی ورود دادن.ولی 1بار 1دبیر خیلی خیلی جدی رفت سر کلاس و من بعد از اون.وقتی رفتم خیلی عادی سلام کردم و خواستم وارد کلاس شم ولی نذاشت.گفت کجا بودی؟5دقیقه دیرتر از من اومدیا.گفتم پیش دوستم.(این دبیررو دوست داشتم و نمی خواستم بش دروغ بگم.).گفت:من ک رات نمی دم.دوباره برو پیش دوستت.بعد دلش ب حالم سوخت داشت نرم می شد ک من خندم گرفت از حرفای بچه ها.اونم اخم کرد و گفت بیرون. مگه اینک معاون بت برگ تاخیر بده ک بزارم بیای. منم رفتم سراغ معاون.از شانس بد من معاون اون زنگ عصبانی بود و برگ تاخیر نداد.1چرخی زدم و دوباره رفتم کلاس .گفتم نداد.دبیر:پس بیرون.منم خواستم بی خیال شم ک بچه ها شروع کردن ب سر و صدا و خانم بزار بیاد.گناه داره...
دبیر:داخل کلاس نمی ای.فقط از همینجا ایستاده گوش کن ب درس.منم گفتم باشه.یکم از بچه ها درس پرسید.بعد گفت:چرا کتاب نمی گیری دستت؟ ب بچه ها گفتم:کتابمو بدین(با حالت دستور و بی قید).دبیر:چه رویی!چرا خودت نمی ری کتابو بیاری؟گفتم خودتون گفتین نرم داخل کلاس!چش غرره رفت...خلاصه کتابو گرفتم دستم و تا روشو برگردوند شروع کردم ب بی صدا حرف زدن با بچه ها و خندیدن.دبیره هم ک دید ادم بشو نیستم و بچه هارو سرگرم کردم با عصبانیت گفت برو بشین سر جات....

موارد دیگه رو بعدن می نویسم!
 
پاسخ : پای دفتر

دبیر تاریخ ما فامیلش واحده ....
یه بار یکی بهش گفت بلیطیه یا پولی ؟
معلم با تعجب : چی؟
دوستم : واحد دیگه ...
انداختش بیرون .....
 
پاسخ : پای دفتر

من در این شش سال گهر باری که داشتم یه بار هم اخراج نشدم! اصولا بچه ی سر به راه و این حرفایی هستم!
فقط یه مورد سال دوم بود که... عربی داشتیم، معلمه میرفت همه ی کلاسا درس میداد، میومد سر کلاس ما می پرسید، خیلی هم بد نمره میداد لامصّب. یه بار سر کلاس ما که اومد، گفت فلانی پاشه بیاد بپرسم. این رفیق ما هم پا شد و شروع کرد که آقا چرا فقط از ما میپرسی، این نامردیه و این حرفا. اون هم همه ی حرفا رو که شنید گفت عیب نداره، دو تا دیگه رو هم آورد پای تخته که بپرسه. شیوه ی پرسیدنش هم این بود که اولش میگفت متن درس رو خودمون بخونیم و معنی کنیم. برای همین کسایی که میرفتن پای تخته، باید کتاب میبردن. این رفیق ما از اون ته پیغام داد که هیشکی کتاب نده. خلاصه شروع کرد به پرسش. گفت نفر اول از روی کتابت صفحه ی فلان رو بخون. گفت آقا کتاب نداریم. رو کرد به اون دو تای دیگه که پای تخته بودن و گفت: شما کتابتونو بدین بهش. گفتن: ما هم نداریم. این هم کم کم داشت قاط میرد برگشت رو به کلاس گفت یکی کتابشو بده به اینا. همه خودشون رو زدن به کوچه ی علی چپ! دیگه جوش آورده بود و گفت: یعنی تو این خراب شده هیشکی کتاب نداره؟ هر کی کتاب نداره پاشه بره بیرون! ما هم از ته کلاس پا شدیم و راه افتادیم به سمت در. به جز 7-6 نفر آدم :-&، همه رفتیم بیرون جلوی در معاون صف وایسادیم!! خیلی خوب بود! جوش آورده بود ناجور! خیلی ازش بدم میومد، کلی حال کردم اون روز! تهدید کرد که مستمرتون رو 10 میدم، ولی آخرش همون کار رو هم نکرد!

البته سال سوم هم سر المپیاد میخواستیم کلاس بپیچونیم بریم درس بخونیم، این معاونت محترم نمیذاشت! خلاصه بساطی داشتیم. دیوار از المپیادی کوتاه تر پیدا نمیکردن خدایی. هر کی رد میشد یه گیری میداد به ما. یه بار هم ما رو از کتاب خونه کشید بیرون و برد دفتر. گفت غیبت غیر موجه داری و این حرفا. منم شروع کردم به این حرف که آخه مرد مومن، هزینه ی تحصیل من رو بابام داده! تو که ندادی؟!(البته سعی میکردم به جوری بگم که خیلی بهش بر نخوره!) الان هم بابام راضیه من بپیچونم. تو دیگه چی میگی؟؟! اون موقع داغ بودم، نفهمیدم. ولی بچه ها که اونجا بودن بعدا بهم گفتن خیلی وحشی شده بودم! آخرش مرتیکه انظبات رو فکر کنم 17-18 داد. با این که همه ی غیبت هام رو با گواهی پزشک ردیف کرده بودم. X-(
 
پاسخ : پای دفتر

توي اين سه سال تا حالا از كلاس اخراج نشدم ولي امسال يه چندباري نزديك بود اخراج شم،همشم به خاطر اين بود كه داشتم سر كلاس،درس هايي غير از درس اون كلاسو ميخوندم يه بارم سر كلاس عربي اون قد حرف زدم كه دبير گفت جامو عوض كنم!! :-[ :-"
 
پاسخ : پای دفتر

امروز برای 16همین بار اخراج شدم !! ;D
دفعه ی 15 ، سره کلاس فیزیک بود ، ناظممون کوماندویی اومد تو کلاس !! دنباله یه نفر بود ، بعد من هم داشتم روبیک بازی می کردم !! سریع انداختمش تو کیفم ، ولی نامرد ، فهمید !! گفت بلند شو بیا کارت دارم !! [-o< [-o<
گفت : تو دیگه جات تو این مدرسه نیست !! اینقدر اخراج شدی چرا؟؟ دمه دفتر وایسا !
از قرار ، یکی دیگه هم اخراج بود و با هم گل یا پوچ بازی کردیم، که احمدی(ناظم) گفت که برم دفتر ... :-s
گفت : تو دیگه باید از اینجا بری !! و ...
یکم پاچه خواری کردم ...
گفت: تا 3 روز نیا مدرسه بعدش هم با ولیت باید بیای !!
پاچه خواری
اگه شنبه ببینم اومده مدرسه ، باهات برخورد فیزیکی می کنم !!
پاچه خواری
شنبه می تونی با ولیت بیای ولی سره کلاس راحت نمی دم ، اگه بدون ولیت بودی برخورد فیزیکی می کنم باهات
پاچه خواری
شنبه با ولیت بیای سره کلاس راحت می دم ، ولی دفعه ی اخرت باشه
پاچه خواری
شنبه خودت بیا مدرسه ، ولی الان به ولیت زنگ می زنم !!
پاچه خواری
خب باشه ، الان دمه دفتر وایسا که زنگ بخوره تا شنبه در مورد تصمیم بگیرم !
پاچه خواری
برو سره کلاست دیگه تکرار نشه !! :)) :)) ;D
خیلی ادم خوبی بود ، تا امروز ....
امروزش رو بعدا می گم ، فعلا حالم زیاد خوب نیست ;D
 
پاسخ : پای دفتر

من بدشانس ترین آدم این کره ی خاکی بودم. :(
بزرگترین آرزوی دوران تحصیلم این بوده که یه بار حداقل اخراج بشم. ;D
پام زیاد به دفتر رسیده واسه بی انضباطی و اینا.ولی همیشه ی خدا بخشیده شدم :o نمیدونم چراها؟طرف مقابل یه زل میزد تو چشام،بعد میگفت برو!
سوم دبیرستان بودم همش دو ماه رفتم مدرسه،اصلا انگار نه انگار،معاونمون کاریم نداشت.
ولی همیشه دلم میخواست حداقل یه با از کلاس،حالا مدرسه پیشکش،اخراجم کنن،هر کاری هم تونستم کردم،ولی اخراجم نکردن.
حالا هم که دیگه مدرسه واسه ابد تموم شد.منم این آرزوم رو با خودم به دیار باقی میبرم. ;D
 
پاسخ : پای دفتر

به نقل از Saeedeh.Z :
من بدشانس ترین آدم این کره ی خاکی بودم. :(
بزرگترین آرزوی دوران تحصیلم این بوده که یه بار حداقل اخراج بشم. ;D
پام زیاد به دفتر رسیده واسه بی انضباطی و اینا.ولی همیشه ی خدا بخشیده شدم :o نمیدونم چراها؟طرف مقابل یه زل میزد تو چشام،بعد میگفت برو!
سوم دبیرستان بودم همش دو ماه رفتم مدرسه،اصلا انگار نه انگار،معاونمون کاریم نداشت.
ولی همیشه دلم میخواست حداقل یه با از کلاس،حالا مدرسه پیشکش،اخراجم کنن،هر کاری هم تونستم کردم،ولی اخراجم نکردن.
حالا هم که دیگه مدرسه واسه ابد تموم شد.منم این آرزوم رو با خودم به دیار باقی میبرم. ;D
اخی .. برعکس منی !! حالا هی من می خوام نرم پای دفتر ، همینطوری الکی الکی می برنم !!
مثلا یه بار اومدن یه تعدادی رو بگیرن ، همه فرار کردن (من هم فرار کردم) ... بعد بارو یکی رو فرستاد دنبالم و بقیه رو ول کرد !! :((
کلی بار دیگه الکی اخراج می شم !! :(( ...می ای جاهامون عوض ؟؟
 
Back
بالا