• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

پای دفتر

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Hespride
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : پای دفتر

اوه اوه امسال پرونده دار شدم....
یک چند وقتی بود یکی از دوستامو باهاش شوخی میکردم....بی جنبه بود و هست....
روز تولدم منو دوستمو برد دفتر :|
منم که خیلی از ناظممون میترسیدم....
اونجا همه چیز را گفت....
داشتم میمردم از ترس :-s
بعد که از دفتر اومدم نزدیک بود گریم بگیره....
بعدش یادم اومد اونم بی جرم نیست و کارایی هم کرده....
ولی از اونجایی که بی جنبه نیستم نگفتم :-w
حالم را واقعا گرفت ولی حالشو میگیرم X-(
 
پاسخ : پای دفتر

من رو که ماشالا دیگه نسبت به درس تو ترم اول مصون شده مدرسه! :-"
اما جالب ترین بار که به خانواده حتی بابام و خواهرم زنگ زدن این بود:
ما صبحا تو سرویس با بچه ها حرف میزنیم، راننده سرویس و یه جاسوس محترم!!! رفته گفته به مدیر، بعد مدیر به بابا و مامان من اینارو میگفت:
_اصلن چه معنی داره پسر خاله های مریم جون بیان خونتون که مریم شب بیدار بمونه؟
*قضیه: من صب تو سرویس سرمو گذاشتم رو پای یکی بچه ها، گفتن چته خوابت میاد؟ منم گفتم پسر خاله هام خونمون بودم بیدار موندیم
_مریم جون با گوشیش تو سرویس معلوم نیست با کی صحبت میکنه!
*این مساله با گرفتن پرینت خط من حل شد! :)) :)) :))
چون ثابت شد من کلا 12 دقیقه حرف زدم!
(حالا یکی نیست بگه من اصلن حرف نمیزنم!)
ما نیز برای اینکه چشماشون رو در بیاریم،
دفعه عدی به پسر خاله های محترم گفتیم تشریف بیارن دنبالمون!
هرگز قیافه مدیرمون رو یادم نمیره وقتی 2 تاشون اومدن تو حیاط و دنبال من گشتن رو دیدن! :))
البته فرداش به مامانم زنگ زدن که نمیدونم چی جوابشو نرو داد!
چون دیگه مدیره میدید میپرید بقلم میکرد... :-?
 
پاسخ : پای دفتر

ای بابا...هی می گم ازین تاپیکا نزنین ابرومون میره ;D

اولیش(همین امسال):
سره کلاس رباتیک بودیم که معلممون داشت می گفت: اره بچه ها از همین الان باید مسر زندگیتونو مشخص کنین و برن توش!مثلا ما پارسال پیارسالا یه دانش اموز دبیرستانی داشتیم که رفت تو نانو و الان خدای نانوئه و از همه ی کشورای خارجی براش بورسیه اومدن و مامان باباش می ترسن ببرنش بیرون ، یکی از اختراعاتش شیشه ایه که بخار نمی گیره....
دل غافل پسر خاله گرام بود و ماشالله همه ی بچه های کلاس باهاش اشنایی 100% دارن که من اقا برگشتم به معلمه گفتم اسم ایشون : هومن....نیست؟اونم گفت چرا؟دیگه کلاس رفت رو هوا! :-w منم فقط برگشتم گفتم: براشون از کجا بورسیه اومده؟اره مامانش وقتی می خوان ببرنش بیرون روسری سرش می کنن کسی نشناسه :)) :)) :)) باز فرداش بردنم دفتی و خط نشون کشیدن!

این داستان ادامه دارد....!
 
پاسخ : پای دفتر

من و دفتر که رابطه خیلی خوبی با هم داریم ;D

سال پیش برای همایش بزرگداشت خیام مدرسه رو دو در کردیم رفتیم محل همایش ! فردای آنروز مدیر کشوندمون تو دفتر گفت شما چرا رفتین ؟ گفتیم مشکلی پیش اومده ؟ گفت همه بچه ها کیفشونو برداشتن میخواستن برن دیدن شما 4 تا نیستین :))
ما هم گفتیم خو غیبتو بزنین ! گفت اول بگین با اجازه کی رفتین ؟ گفتیم خودتون اجازه دادین ! (مدیره این تیکش دیگه سوژه دست بچه ها شد ;D) یهو تعجب کرد برگشت گفت : کی ؟ من گفتم ؟ من غلط کردم گفتم خوب شد ؟ مارو میگی ;))
بعد بهش گفتیم حالا که اینجوریه فردا گواهی پزشکشو برات میاریم که ما مریض بودیم ، هنوز هم حرفیه ؟ طفلک راضی شد ولمون کرد ;D



یه روز هم که ازم 3 دست ورق گرفتن تو سه تا زنگ تفریح زنگ آخر ولیم احظار شد ;D



سایر موارد رو شرایط اجازه نمیده بزارم بسکه فجیهه ;D
 
پاسخ : پای دفتر

خوب امیدوارم به استاد گرامی ;D برنخوره

ولی بنده در نوع خود عجوبه محسوب میشوم

تا حالا شده از سر کلاس ورزش اخراج شین؟

من اخراج شدم

تا حالا شده 4 روز پشت سر هم برین دم دفتر؟

من رفتم

تا حالا شده بخوان واسه خلافتون زنگ بزنن 110؟

واسه من میخواستن زنگ بزنن

تا حالا شده برین دم دفتر بعد خیلی راحت بپیچونین؟

من پیچوندم

تا حالا شده دیگه خدایی چیزی یادم نمیاد که شاخ باشه ;D

البته الان خیلی پسر گلی شدم :-" ;D
 
پاسخ : پای دفتر

من یه بار اخراج شدم ولی نرفتم پای دفتر.دفتر اومد پای من.
(ابهت رو حال میکنی؟ ;D)
 
پاسخ : پای دفتر

من هر بار که می رم پای دفتر چوب خط می کشم ... الان شده 11 تا !!

والا من که پای ثابت اخراجی ها هستم ... همیشه من با 1 نفر راندوم می ریم دمه دفتر ... و جدیدا هم انفرادی می رم ... و معمولا هم پایه دفتر که می رم ، معاون ازم می پرسه : ایندفعه چرا اخراج شدی ... و من هم هر چی بگم فرقی نداره .. بعدش هم می گه دمه دفتر وایسا و تا اخر کلاس وای می سم ...
 
پاسخ : پای دفتر

حذف شد.
 
پاسخ : پای دفتر

منو تا حالا دبيرا بيرون نكردن اما خيلي زنگ هاي تفريح بچه ها رو اذيت ميكنم كه اونام ميرن به ناظممون ميگن مام از ترس اينكه مبادا به بابام زنگ بزنه ميم پاچه خواري ;D ;D

اما امسال يه چيز ديگه بود سر يكي از كلاس هاي فيزيك كه امتحانم داشتيم نشسته بوديم معلم اومد و امتحان گرفت. پشت سري من روي ميزش تقلب نوشته بود اما ازش استفاده نكرده بود و نمره اش از 10 شده بود 4 منم نامردي نكردم و گفتم يه باجي ازش بگيرم. هرجوري بود راضي ام كرد كه به معلم نگم زنگ تفريح كه شد گفتم بريم باجم رو بده اما نداد منم گرفتم زدمش و اونم رفت پيش ناظممون بهش گفت ناظممون هم از نمره ي انضباطم يه نمره كم كرد.

اما حالا از مدرسه مون رفته :)) :))داريم حال ميكنيم هنوز ناظمه جديد نيومده ;D ;D (مال همين امساله)
 
پاسخ : پای دفتر

من و دوستم یه بار رفتیم بیــرون بعد امتحــان ، اجازم گرفتیمــا ، اومدیم دبیر گف نیاین کلاس . مام که سومیم دیگــه ، کوچیکــترا باید از مــا یاد بگیرن ( !!! ) بدون کوچکترین حرفی رفتیم بیرون تا آخر ساعت . خانومم یه درس جدید داده بود
یه بارم سال اول بودیم 5 دقیقه دیر رسیدیم سر کلاس ( فک کنم اجتماعی ! ) دبیر 25 دقیقه بیرون نگهمون داشت ، نهایتــا 30 دقیقه تاخیر برامون زدن و باز اومدیم سر کلاس ;D
 
Back
بالا