پاسخ : توضیحات رشته و دانشگاه شما
پزشکی تهران - ورودی 91 -شیوه نوین
خب بچه ها در مورد پزشکی و علاقه و سختی و تعهد و ... توضیح های خوبی دادن. من سعی میکنم یکم در مورد شیوه نوین تهران بگم و خوابگاه و کلادانشگاه تهران.
اول یه سری اطلاعات کلی در مورد پزشکی عمومی :
خب طبق
این برنامه کلی که میبینین پزشکی تهران تو 15 ترم ارائه میشه که به قسمت های زیر تقسیم میشه

در کل حدود 290 300 واحده)
1)علوم پایه 5 ترم
2) فیزیوپاتولوژی 2 ترم
3)کارآموزی 5 ترم
4)کارورزی 3 ترم
اول یه توضیح کوتاه راجب به هر کدوم:
علوم پایه:
همین جور که از اسمش پیداست پایه و اساسه

کلاسا اکثرا تئوریه و کلاسای عملی هم محدود به دیدن لام و جسد و ازمایش های نسبتا ساده میشه.توش ساختمان بدن و فعالیت عادی بدن و یه سری نکات بالینی در مورد بیماری ها تدرس داده بشه و دورترین مرحله نسبت به پزشکیه و به نظر میاد اصلا شبیه کار یه پزشک نیست.
بعد از اون باید با شرط معدل بالای 12 و قبولی تو تمام واحدای درسی(به جز 1 درس عمومی) ازمون علوم پایه بدیم و شرط قبولی توش اوردن 70 درصد ميانگين نمرات 5 درصد برتر کشوره. (کلا این آزمونا رو برای این توضیح میدم چون یه عده فکر میکنیم دیگه پزشکی قبول میشیمُ تموم! در حالی در طول این 7.5 2 تا آزمون برگذار میشه که میشه گفت یه جورایی شبیه کنکوره)
خب حالا شیوه نوین یا ریفرم چیه؟!
اومدن دیدن که بعضی دروس رشته علوم پایه بهم مرتبط هستن و به جای اینکه اونارو جدا جدا تدریس کنن سعی کردن مطالب مرتبط به هم رو در قالب بلوک هایی ارائه کنن. این درسا شامل بیوشیمی (تا حدی) جنین شناسی بافت شناسی فیزیولوژی و آناتومی میشه. سایر دروس طبق اون جدوله مربوط به دروس مستقله. خب پس یه دانشگاه غیر ریفرم آناتومی مربوط به تنه رو تو یه ترم ارائه میده اما دانشگاه شیوه نوین میاد و مثلا تو بلوک قلب و گردش خون آناتومی مربوط به نواحی قلب و قفسه سینه رو میگه فقط. خب یه مزایایی داره شما دروس مرتبط به هم رو با هم میخونید و ماندگاریش تو ذهن بیشتره. یه تفاوت دیگه شیوه نوین تو امتحاناشه. بعد از هر بلوک یه امتحان گرفته میشه که جامع دروس آناتومی و بافت و ... که در مورد اون بلوک خوندین. این امتحان رو باید بالای 10 بشین تا پاس بشین. اما علاوه بر اون پایان هر سال میان ببینن تو هر درس به طور جداگانه تونستین به نصف سوالا جواب بدین یا نه(مثلا آیا از 30 سوال جنین که تو کل بلوک های برگذار شده بوده تونستین 15 تاشو جواب بدین) اگه نه باید اون درس رو جداگانه امتحان بدین. این واسه اینکه بعضی دانشجوها نیان و تو هر بلوک که درس که تعداد سوال کمتری داره رو حذف کنن.
تو جدول یه سری درس میبینیم به نام مهارت های طبابت! حالا اینا یعنی چی؟! مطمئن نیستم توی همه ی دانشگاه ها ارائه بشه. این درسا شامل مهارت های بالینی -مهارت های ارتباطی- مراقبت از بیمار پیشگیری و ارتقای سلامت -رشد فردی -تعهد حرفه ای، اخلاق و حقوق پزشکی -استدلال، حل مساله و تصمیم گیری -نقش پزشک در نظام سلامته. خب تا حالا ما درسای تعهد حرفه ای رشد فردی و استدلال رو داشتیم(یا حداقل اگه بقیه شو داشتیم اینقدر نا محسوس بوده که من یادم نیست

). این درسا معمولا هفته ای یبار نیست و شاید کلا در طول ترم 10 12 ساعت ارائه بشه. در اصل این درسا اومده و یکم از وقت درسایی مثل آناتومی و ... رو گرفته پس استادا باید سریع تر از دانشگاه هایی که این درسا رو ندارن درس بدن. اما خب درسای نسبتا خوب و به درد بخوریه. مثلا استدلال بهمون یاد میده چطوری واسه حرفی که میزنیم دلیل بیاریم و چطور تشخیص بدیم که استدلال بقیه قابل قبوله یا نه. معمولا مثالایی که اورده میشه پزشکیه و اونجاست که متوجه میشیم اهمیت یه استدلال دقیق و کافی و... چه قدر زیاده. یا مثلا درس رشد فردی سعی میکنه (البته فقط سعی میکنه

) ما رو به خود شناسی از خودمون برسونه یا مثلا یادمون میده چطور به استرس خودمون غلبه کنیم.
البته این درسا واحدی نداره و فقط امتحان داره
در اصل آدم احساس میکنه مسئولین سعی تمام خودشون کردن که شما رو در طول امتحانا زیر فشار پرس کنن. ولی خب امتحاناشون سخت نیست و اینکه نمره دهیش تو درسای مهارت های طبابت اینجوریه:قبول مرزی رد. فقط قبول قبوله
اگه 3 ترم مرزی یا رد بشین از اون درس نمی افتین ولی یه پروژه خیلی سخت میدن گویا.
فیزیوپاتولوژی(یا مبانی طب بالینی که خلاصه میشه و میشه مطب

):
فیزیولوژی یعنی سازو کار بدن در حالت عادی و پاتولوژی یعنی سازکار بدن موقع بیماری. این دوره میاد و نشانه های فعالیت بدن در حالت سلامت و بیماری بهمون یاد میده و در اصل یه پایه ست برای ورود به حیطه بالینی. همین جورم که میبینید اخرش یه امتحان میگیرن که من اطلاعی ازش ندارم

ولی فکر نکنم به جامعی و مهمی آزمون علوم پایه و پیش کار ورزی باشه.
کارآموزی: یا همون استیجری (یا مثلا استاژری!) یه دوره ای که وارد بیمارستان میشیم و یه سری کلاسا تو بیمارستان تشکیل میشه و یه سری دروس تئوریم دانشگاه. اینجا میتونیم وارد یه حرکتی تحت عنوان راند صبحگاهی

بشیم! البته تو این مقطع مارو آدم حساب نمیکنن اینجوریه که هر صبح کلا استادا دانشجوهای تخصص و فوق و اینترن ها و ...جمع میشیم و مثلا یه بیمار رو شروع به بررسی میکنیم علائمش رو اینکه چطور بفهمیم چه بیماری داره یا چطور احتمال یه بیماری رو حذف کنیم روش درمان و غیره.
خب دانشگاه تهران کارآموزاش رو به 3 تا بیمارستان میفرسته. فکر کنم شریعتی امام و یکی دیگه. نحوه تقسیمم طبق نمره علوم پایه ست. یعنی از نفر اول میپرسن میخوای بری کدوم بیمارستان و همین جور به نوبت جلو میره. اخرشم یه امتحان پیش کارورزی یا همون پره انترنی (یا مثلا پیری اینترنی!

) میگیرن که اونم مثه علوم پایه در سطح کشوره.
کارورزی: یا همون اینترنی که دیگه مثلا واسه خودت تا یه حدی آدم شدی. میتونی مستقل از استادا تشخیص بیماری بدی و مثلا نسخه بنویسی و مهر داری و یه حقوق خیلی کم.
در مورد امتحانا بگم که منبع امتحانی کتابه که حجم بالاتری نسبت به جزوه داره و از اون ور فرجه امتحانی کمه! یعنی قشنگ پرس میشی زیر فشار درس

خوبی کتاب اینکه همه مطالبو داره اما بدیش حجم زیادشه و اینکه یه استاد وقتی جزوه میگه شاید اونجاهای مهم رو تاکید بیشتری کنه اما کتاب همه رو میخونی و بالطبع وقتی حجم بیشتری بخونی کمتر تو ذهنت باقی میمونه نسبت به وقتی که یه مطلب کمتر رو چند بار تکرار کنی!
جو درس خونیه و رقابتی در حدی. به طوریکه نخوای هم تحت جو میری سراغ درس. اما فقط درس نیست و خب بعد یه مدت با هم صمیمی میشیم و کارای خل و چل بازیم کم انجام نمیدیم

طبق آمار خود دانشگاه 70 و خورده ای نفر از 100 نفر اول کنکور پزشکی تهران رو انتخاب کردن که واقعا حجم زیادیه. اما یه نکته هست و اینم اینکه دیگه فوقش تا ترم 2 همه عدد نگاهتون میکنن. تو دانشگاه خیلی راحت جای رتبه ها عوض میشه. مثلا خود من 125 کشور بودم که شاید بشم نفر 90 100 دانشگاه اما بعد از یه ترم یه سری که رتبه شون بدتر از من بود جلوتر زدن و یه سری هم که رتبه ای بهتری داشتن ازم عقب افتادن.
رشته ی شب امتحانی نیست. باید در طول ترم خوند. اگه میخوای بفهمیش که واقعا باید شدید بخونی! من خودم ترم یک دپرس شدم که دارم این درسا رو فقط میخونم و میرم و هیچی یاد نمیگیرم اما بعدش یه سال بالایی ها بهم گفت مطالب علوم پایه 5% مطالبیه که باید یاد بگیری که اون 5% با یه نمره تقریبا خوب تو امتحانا تو ذهنت میمونه.
سال اول معمولا بچه ها رو میبرن یه خوابگاه موقت که با اینکه شرایط اون خوابگاه و امکاناتش کمتره اما حرکت بسیار شایسته ایه

چون معمولا سال بالایی ها میگن درس نخون و علوم پایه به درد نمیخوره اینا! و ممکنه طبق این حرفا بدبخت بشید! چون خودشون این مرحله رو طی کردن و چون هرچی تو پزشکی بالاتر بری سخت تر میشه درسا احساس میکن در مقابل الانشون تو علوم پایه هیچی نخوندن! در صورتی که خوندن خوبم خوندن.
یه حرکت قشنگی که بچه های سال بالایی با همکاری مسئولین انجام دادن یه طرحیه به اسم منتورینگ. بخوام بگم یه چیزیه تو مایه ها پشتیبان کانون

که واقعا به درد بخوره. هر سال بالایی با یه سری از سال اولیا در ارتباطه و ما میتونیم سوالامونو ازش بپرسیم. اینکه واسه هر درس چطوری بخونیم یا فلان استاد چطوریه اینا. تا یه حدیم چکمون میکنه حتی
دانشگاه تهران مرکز پژوهش ها و مرکز رشد استعداد های درخشان داره که واقعا فعاله. مثلا بچه های مرکز در طول سال 2 بار دعوت نامه فرستادن که بیاین آشنا بشین با مرکز. یه سری کارگاه میزاره مثه روش تحقیق سرچ و مقاله نویسی و روش کار با بعضی نرم افراز های به درد بخور و ... علاوه بر اون گروه هایی تشکیل شده که هر کدوم یه موضوعی مد نظرشونه و حول اون مورد فعالیت میکنن. علاوه بر اون یه سری تور آشنایی با مراکز مختلف میزاره. کتابخونه دیجیتال دانشگاه به قول خودشون گرون ترین کتابخونه تو دانشگاه های علوم پزشکیه و در صورتی که همه ی دیتا بیس ها و ژورنالاش فعال باشه و تحریم نباشیم اینا منبع خوبی واسه مقالاته. همه ی اینا باعث میشه جو تحقیقاتی خوبی تو کل دانشگاه به وجود بیاد. خیلی ها به خاطر پر کردن رزومه رو به مقاله نویسی میارن اما خب به طور کلی فکر میکنم انجام کار تحقیقاتی توی دانشگاه نسبت به دانشگاه های دیگه راحت تر باشه. البته فکر نکنم زیاد در مورد مسائل مالی حمایت بشه
کلا امسال به دلیل قضیه انفصال تهران و ایران یکم قضیه قاتی اینا شد که ایشالا از سال دیگه درست میشه. استادای تهران بعضیاشون واقعا خوبن اما خب همه جا استاد بیخودم پیدا میشه(شاید ادغام تهران و ایران یکم سطح اساتید رو این 2 سال اورد پایین اما حالا با جدا کردنشون دوباره اکثر استادا خوب خواهند بود)
محل دانشکده که میشه شمال مجموعه دانشگاه تهران. و در ورودیش خیابونه پورسیناست. تشکیل شده از ساختمانای زیاد 2 3 طبقه که هر ساختمان مربوط به یه گروهه. مثلا یه ساختمان گروه آناتومی یکی بافت شناسی و ... ساختمان ها هم قدیمیه اکثرا. محل اصلیه تجمع دانشجوها یه ساختمونه روبه رو در ورودی که 1 تالار داره و طبقه بالاش کتابخونه و سایت و گروه بیوشیمیه یه سری کلاسم داره + سالن برگذاری امتحانا که بهش میگن سال شهدا. این ساختمونه 4 تا ورودی داره و اون فضایی که این 4 تا ورودی بهش میرسن مکانیه به اسم سیتی

بوفه اونجاس+تکثیر که همه جزوه و نمونه سوالی داره. تا یه حدی فضای سبز و یه چند تا نیمکت و حوض اینا بیرون هست. کلا فضا شاد و مفرحیه به نظر من. ساختمان اداری هم از در که وارد میشی میشه سمت چپ فکر کنم. روز اول ی تور آشنایی با دانشگاه میزارن سلف و بوفه و همه چیو نشون میدن

کتابخونه و سایت آنچنان بزرگ نیست. کتاباش فعلا در حد نیاز من رو که جواب گو بوده. سیستمای سایت مال عهد فسیله احتمالا

سالن تشریح و آزمایشگاه ها خب قدیمیه تا حدودی. هر ترم یه جسد جدید میاد که توسط بچه های آناتومی تشریح میشه و بعدا توسط همونا به ما توضیح داده میشه. جسدا هم خوبه تقریبا. اما حداکثر استفاده ازش میشه و به یه جایی میرسه که چیزی معلوم نیست توش! کلا فکر کنم وضعیت جسد همه ی دانشگاه ها همین طوره.
جو خاصی حاکم نیست. فکر کنم جز محدود دانشگاه هایی بود علوم پزشکی تهران که نه امتحانات رو قبل از انتخابات تموم کرد و نه بعد انتخابات شروع و دو روز قبل و روز بعد از انتخابات ما امتحان داشتیم.
خوابگاه: خوابگاه های علوم پزشکی جدا از دانشگاه تهرانه. در اصل تو یه راستا و خیابونه اما فاصله شون زیاده. خب این کوی تشکیل شده از 3 4 تا ساختمون قدیمی + یکی دو تا سالن ورزشی و بوفه و یه فضای سبز نسبتا خوب و گویا یه مطب و آرایشگاه و یه سری وسیله ورزشی اینا. اول اینکه خوابگاه سلف نداره و باید برای غذا خودمون ظرف ببریم و بریم اتاقامون بخوریم. ساختمونا معمولا 3 طبقه ست. اتاقا 2 3 4 6 نفره ست فکر کنم. تخت ها دو طبقه ست اکثرا یا یه طبقه ولی از اون قدیمیا. اینترنتش بی سیم نیست سرعتشم تعریفی نداره. غذا ها واسه شام 2 مدل و نهار 1 مدله. کیفیت غذاش خوبه تقریبا! سرویس به دانشگاه و بیمارستان ها و...داره تا ساعت 9 فکر کنم. و کلا در حد نسبتا راضی کننده ایه.
همون جور که گفتم سال اول میرین یه جای دیگه. خوابگاه هایی که در اصل یه تک ساختمون 4 5 طبقه ست و سوئیتیه و تو هر سوییت تقریبا 50 60 متری 10 نفر هستن(البته ممکنه هیچ وقت 10 نفر پر نشن) فضای باز نداره سرویساش محدوده و امکانات چندانی نداره اما در عوض معمولا نو تر و جدید تره و خب سوئیت یه مزایایی نسبت به اتاق داره. مثلا فرض کن تو اتاق تو هر وقت ظرف میشوری باید همین جور تر ورداری بیاری تو اتاقت ولی سوئیت اینطور نیست.
زندگی خوابگاهی زندگی سرشار از سازگاریه

ب هر حال قراره با یه سری آدم با عادت های متفاوت هم اتاقی بشی. ممکنه ساعت خواب تو ساعت تفریح اون باشه یا مثلا زیاد مرتب نباشه. خب بلاخره همه با هم کنار میایم تا حدی و بقیه ش رو هم تحمل میکنیم. این تحمل خیلی بستگی به روحیه شخص داره. حالا چه تحمل دوری از خانواده چه تحمل شرایط خوابگاه. تصوری که من خودم از خوابگاه داشتم واقعا بد بود! اما در اصل چیز بدی نیست و حتی جو درس خوندنش باعث میشه که از خونه گرفتن بهتر باشه(بگذریم از اینکه تو خونه مسئولیتایی مثل غذا و نظافت و اینا هم می افته گردنت و امنیت خوابگاه رو هم نداره. در کل واسه دخترا خوابگاه بهتره.) اگه بتونین با چند تا هم شهری و دوست یه جا قبول بشین و یه خوابگاه که واقعا تاثیر خیلی مثبتی رو تحمل شرایط میزاره. میگم بازم بستگی به روحیات خودتون داره اما من خودم جو علمی و تحقیقاتی تهران رو به دوری از خانواده و سختی خوابگاه ترجیح دادم. کافیه فقط یکم سطح توقعمون رو پایین بیاریم تا زندگی خوابگاهی شیرین بشه
خب در اصل دانشجو های پزشکی اکثرا فعالیتشون تو تحقیق یا مثلا فوقش مشاوره کنکور و تدریس تو چند سال اول خلاصه میشه و شاید ادامه فعالیت هایی مثل موسیقی و ورزش و ...به طور حرفه ای با یه برنامه ریزی سخت میسر بشه مخصوصا اگه خوابگاهی باشین. اما خب کار نشد نداره!
اهان یه نکته در مورد دانشگاه تهران زبانه. اول سال یه امتحان تعیین سطح گرفته میشه و دانشجو ها تو سه سطح پیش نیاز 1 پیش نیاز 2 یا عمومی دسته بندی میشن. مرکز زبان نسبت به بقیه دانشگاه ها سخت گیر تره و امتحانای نسبتا سختی هم میگیره. کلا زبان خیلی خوبه. زبان یاد بگیرید

بعدا که بریم جلوتر مثلا کتابا ممکنه زبان اصلی بشن یا ترجمه ی خوبی نداشته باشن یا مثلا میخوایم یه مقاله ای رو بخونیم یا بنویسیم. تو همه ی اینا زبان نقش کلیدی ایفا میکنه. اما اگه سطح زبانتون خوب نیست نگران نباشید. به مرور و با تمرین خوب میشه.
همینا فعلا (ببخشید یه سری توضیحام تکراری شد)
