• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

ابتدایی که بودیم وقتی زنگ مدرسه رو میزدن که بریم خونه .من و دوستان گرامی عین ***... میزدیم بیرون ;D حالا تو این بین من 2-3 بار کیفمو تو کلاس جا گذاشتم. ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه روز من ویکی از دوستام چون مثلا رتبه کشوری داشتیم فرستادن به یه جلسه که عنوانش نخبگان شهر بود خلاصه ماپاشدیم رفتیم بعد مجبور کردن همه توضیح بدن نمیدونین اینا حرف طرح روبات و خارزمی میزدن دوستمم داشت اس میداد بعد وقتی به دوستم نوبت رسید برگشت یکی از مقاله های تکراری سال پیشش رو توضیح داد به من که رسید خواستم زرنگی کرده باشم هم مال اونو توضیح دادم هم مالخودمو مسئوله هم کلی کیف کرد بعد گفت پس چرا اینجا نوشتی یه مقاله منم گفتم اخه اون یکی مونده خونه =)) وای نمیدونین پسرا چقذ خندیدن از اون روز هر وقت مرده منو میدید میگفت یه کپی از مقا له هات به منم بده :)) :)) :)) :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

من 6 سالم که بود رفته بودیم مهمونی یه شهر دیگه رفتم دندونمو مسواک بزنم به جای خمیر دندون صابون زدم رو دندونام :-& آخه شبیه هم بودن :-?? البته در حین مسواک زدن متوجه شدم و........... ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

عقد دختر خالم اون یکی خالم به جای اینکه نیم سکه بذاره تو پاکت یه دونه پنجاه تومنی گذاشته بود! ;D


روز بعدش فهمید و دوباره که هم. دیدن دوباره داش صدتومنی کادو میداد!!! :-w


اصن یه وضعی...!( به قول ملی!) :)) :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

معلم ریاضی گفت چقد بده محرم بیوفته تو رمضون !
:-"
سارا گفت :اره خانوم نمیتونیم قیمه بخوریم :)) :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

خير سرش استادمون سوال طراحي كرده بود به اين صورت:
قطاري با سرعت ثابت 40 كيلومتر برساعت به سمت جنوب، و ترني با سرعت اوليه 170 كليومتر و شتاب 0.3 به سمت شمال از فاصله 100 كيلومتري حركت ميكنن
كدومشون زودتر به اون يكي ميرسن؟؟ :o :o

(از بين دوتا چيز، چجوري ميشه معلوم كرد كدوم زودتر به اون ميرسه؟؟؟ :-?? )
 
پاسخ : سوتی‌ها

معلم تاریخ ما خانم بود (یه وضعیتی داشت که نبایس میخورد زمین) پاش گیر کرد به میز با کله اومد زمین پاشود همه رو دعوا کرد گفت: چرا صندلیا رو این جور چیدین جای من تنگ شده =)) بااین کارتون منو زدین زمین. :)) :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

قدیمی ه ! امروز یادی ازش شد گفتم بگم !
ما سوم راهنمایی که بودیم کلاس 6/3 بودیم , صبحا خارج از دید مدیر که بالا منبر بود با دومیا والیبال بازی میکردیم واسه همین صف 6/3 , خالی بود فقط 3 تا بچه + ا وامیسادن !
یه بار خون ناظم به جوش اومد که صف خالیه به سمت زمین والیبال داشت میومد همه متفرق شدن , اولین مکانی که میشد بش پناه اورد , گلاب کاشان به روتون , wc بود ! من و یه سری قبل از رسیدن ناظم در رفتیم از دستشویی ولی 3 تا بچه ها مونده بودن تو یکی از دستشویی ها ,زنگ اول هم دینی داشتیم ,یکی که خونده بوده داشته واسه بقیه سامری میداده اون تو,یادشون رفته بیان بیرن! ناظمم دم درش واساد, اینا میخواستن ادا در بیارن که یکی تو دستشویی ه هی آفتابه پر میکردن میریختن! بعد واسه اینکه طبیعی جلوه کنه , یکی شون سیفون رو میکشه , لوله ش ترک داشته , میپکه ! :)) میگفتن از تو بالا و پایین آب میپاشیده اینام جییییغ ! ناظم با پا میکوبه به در , کل دفتر جلو دستشویی واساده بودن, 3 تا موش آب wc کشیده اومدن بیرن ! ;D میخواسن اخراجشون کنن ...
=============================================================

یکی بچه ها داشت لوبیا میخورد , من اومدم یه چیز بگم یه لقمه شریک شم باش :
من : من کنسرت لوبیا خیلی دوست دارم ! ;D
لوبیا دار : منم کنسرت لوبیا و تن ماهی دوست دارم.
شخص سوم : کنسرو نیس اون ؟ ;D

==============================================================================

دبیر حسابان پا تخته بود , داشت سوال حل میکرد بعد گفت : " چون x میشه منفی این تیکه قبول نی " . یکی اومد تیریپ بیاد فهمیده خیلی متفکرانه گفت : " به قول خودتون چون x میشه منفی این تیکه قبول نی " :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه روز سر کلاس بودیم بعد دوستم لپ تاپشو آورده بود ، گذاشته بودش رو میز معلممون ، میخواست تحقیقاشو نشون بده بش فکر کنم :-؟؟
بعد من رفتم پیش دوستم دیدم یه فلدر داره به اسم گوگوش ! کاملا به شوخی گفتم گوگوش گوش میدی؟ مبتذل :-"
(این مبتذل افتاده بود تو دهنم کلا :دی مگرنه گوگوش مبتذل نیس ) دوستم خیلی آروم بهم گفت خفه شو :-" :دی
معلممون کنارمون وایساده بود و من اصلا ندیده بودمش 8-| ازم پرسید : مگه گوگوش چشه؟!!!!! :-w
من داشتم به این فکر میکردم که مگه به اون چیزی گفتم که اینقدر با عصبانیت داره نگاهم میکنه ،که دوستم گفت فلش خانومه !
من آب شدم رفتم تو زمین :-[ #-o
گفتم شوخی کردم و ببخشید و .... [-o< :-s
بازم میگفت مگه گوگوش چشه؟ :-< :((
حق داشت بالاخره ، من بهش گفته بودم مبتذل ;)) #-o
یه دفعه ی دیگه هم سر کلاس بودیم بچه ها داشتن ادای لهجه ی یکی از معلم هامون رو در میاوردن :-" معلممون گفت زشته بچه ها ... بعد یکی از بچه ها گفت آخه خانم خیلی خنده داره لهجه ش به درخت میگه دَرَخت (darakht ) :-" معلممون هم :| شد و هیچی نگفت!
چند جلسه ی بعد گفت بچه ها این دَرَخت ها (darakht ).....
تازه فهمیدیم که خودشم به درخت میگف دَرَخت (darakht ) ! گویا با اون یکی معلمه هم شهری بودن!! #-o
 
پاسخ : سوتی‌ها

رفته بودیم افطاری مهمونی...

بعد صاحب خونه یادش رفته بود تو آب جوش با زعفرون نبات هم بریزه..

بعد یهو پسر داییم گف : این چه آبِ زردیه که شیرین نیست؟

بعد چن ثانیه...یهو همه ترکیدن... ;D :-"
 
Back
بالا