- ارسالها
- 1,112
- امتیاز
- 5,956
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان - فرزانگان ناحیه یک
- شهر
- زابل - کرمان
- سال فارغ التحصیلی
- 96
- دانشگاه
- فردوسي مشهد
- رشته دانشگاه
- مترجمي زبان فرانسه
پاسخ : سوتیها
یه روز که نزدیک سال نو بود کلاس ها طق ولق شده بود .تعداد ماهم کم بود. رفتیم توی دفتر ور دل مدیر و معاوناش نشستیم.
دیدیم یه خانومی نشسته تو دفتر مدیرمون که مارو دید گفت : شما اینجا چیکار می کنید ؟برید سر کلاس معلمتون منتظره
.ماهم شروع کردیم به قسم خوردن واینکه خانوم باور کنید معلممون نیست. ^#^
بالاخره رفتیم تو کلاس دیدیم معلم نیست.اومدیم که بریم دفتر ،دیدیم یکی از معاونا داره میاد پیش ما .......
اومد گفت :آبرومون رو بردید اون خانومه بازرس ادارس .................

یه روز که نزدیک سال نو بود کلاس ها طق ولق شده بود .تعداد ماهم کم بود. رفتیم توی دفتر ور دل مدیر و معاوناش نشستیم.
دیدیم یه خانومی نشسته تو دفتر مدیرمون که مارو دید گفت : شما اینجا چیکار می کنید ؟برید سر کلاس معلمتون منتظره
.ماهم شروع کردیم به قسم خوردن واینکه خانوم باور کنید معلممون نیست. ^#^بالاخره رفتیم تو کلاس دیدیم معلم نیست.اومدیم که بریم دفتر ،دیدیم یکی از معاونا داره میاد پیش ما .......
اومد گفت :آبرومون رو بردید اون خانومه بازرس ادارس .................




^#^







