• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

به نقل از Elnaz.gh :
صفحه ي 4 كتاب جغرافياي دوم راهنمايي:قاره ي آسيا از طريق كانال سوئز از آفريقا جدا مي شود. ;;)
صفحه ي22 كتاب جغرافيا ي دوم راهنمايي:آفريقا از طريق درياي سرخ از اسيا جدا شده است. ;))
احتمالا دوسال ديگه هم ميگن بين آفريقا و آسيا درياي عدن قرار دارد و در دانشگاه هم ميخوانيم قاره ي آسيا وآفريقا از طريق تنگه ي باب المندب از يكديگر جدا مي شوند (:|
دليل:چون كار دانش آموزان زياده و نبايد بهشون فشار بياد هر كدام در يك درس گنجانده شده است B-)
الناز جان چرا تهمت میزنی؟ :)
تو نقشه ی آفریقا که مشخصه ،منظورشون یه چیز بوده ها ;;)
 
پاسخ : سوتی‌ها

به نقل از شقایقs :
الناز جان چرا تهمت میزنی؟ :)
تو نقشه ی آفریقا که مشخصه ،منظورشون یه چیز بوده ها ;;)
خب دقيقا منظورم همين بود.كه چرا همه ي چيزايي كه بين آفريقا و آسياس رو يه جا نگفتن :-?
 
پاسخ : سوتی‌ها

سوتی از این ضایع تر....؟

رفتیم خونه عموم بعده مدت ها،زن عموم دسپاچه شده بود به جایی که با من روبوسی کنه با بچه ی خودش رو بوسی کرد =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

داشتم از پله های خونه ی مامانبزرگم بالا میرفتم و به شکل موازی به یه نفر اس میدادم سخت ذهنم در گیر بود!سرم رو اوردم بالا دیدم رسیدم جلو در و مامانبزرگم وایساده داره سلام میکنه.برگشتم گفتم : الو!سلام ;D
×آخرش سلام احوالپرسی یاد نمیگیرم!
 
پاسخ : سوتی‌ها

دوستم بهم به شوخی(شایدم جدی :-")گفت پوریا میام میخورمتا!...منم خیلی شیک گفتم گ ه نخور! :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

معلمه داشت لاف میزد که اره من تو فلان عملیات بودم و ایناا :^o
اسم هر عملیاتی میوردی می گفت اره!
بعد یکی پرسید ببخشید شما جنگ جهانی دوم هم حضور داشتید؟ :-\
سه رو گرفت : گفت بریم سر درس =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

معلم عربـی : بچه ها چند تا مثال از اسم فاعل بگیـد 8-^ البـته هر چی بر وزن فاعل بود اسم فاعل نیسـتا 8-^

_ خانوم ! کاتـب ینی نویسـنده 8-^

_ خانوم ناصر ینی یاری دهـنده ! 8-^

_ من بگـم ؟ خالق ینی آفریننده ! 8-^

_ کاتـر ینی کات کــننده ;;) ;;)
 
پاسخ : سوتی‌ها

دبير ادربيات:بعضي كلمات هستن در انتهاشون الف كثرت ميگيرن!مثل بَسا!(بسيار)
مثل... :-??
ملبكا: مليكا 8-^
 
پاسخ : سوتی‌ها

با دوستان رفته بودیم بیرون... :x
بعد سحر نمیخواست بره از مغازه داره شارژ بخره بعد من رفتم براش خریدم..
بعد هنوز از مغازه بیرون نرفته بهش دادم گفتم بگیر... بعد داشت صحبت میکرد بعد من فکر کردم با فهیمه ــَس هِی بهش می گفتم بگیر... آخر با چه عصبانیتی گرفت ازم رفتیم بیرون... ;D
حالا که اومدیم بیرن فهمیدم اون موقع می گفته باشه بذار بریم بیرون بگیرم ازت من نمیفمیدم... :))

+یکی نی بگه آخه اگه میخواس اونجا ازت بگیره که خودش می رفت می خرید... :|
 
پاسخ : سوتی‌ها

اون روز بچه ها سر شوخی رو وا کرده بودن ...

بعد عطر یکی از بچه ها رو گرفته بودن ... انداختنش هوا ... یکی دیگه هم اومد شوتش کرد از پنجره افتاد پایین ...

صاحب عطر داشت میرفت که عطرشو بیاره ... معاونمون اومد گفت کجا داری میری ؟ زنگ خورده ...

گفت داریم میریم عطرمون بیاریم از پایین ؟ بعد معاونه گفت : از پایین برای چی ؟

- هیچی اقا ، از جیبمون افتاد ... بعد همونی که شوت کرده بود گفت : بله اقا ، از چیبش افتاد ، کت کرد رفت بیرون :-"


یه تابع هست که بش میگن یک به یک ...

یکی از بچه ها : اقا این تابع تک به تکِ یا نه ؟ ;D


زنگ ورزش >= یکی از بچه ها : من و پوریا تک مهاجمیم ;D
 
Back
بالا