• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

این گزارشگره هی میگفت حمودی
بعد نه که من خیلی فوتبال نگا میکنم این اسمه رو نشنیده بودم :-" دوسه بار گفت من تو کفش بودم این چی داره میگه؟ :-?
آخرش گفتم:آخه عمودی هم شد اسم؟ :-?
بعد دیگه کلی خندیدن گفتن این حمودیه منم ضایع شدم :-" ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

از خواب بیدار شدم دیدم ساعت 6!!
مثل چی داشتم میلرزیدم که من امتحان زیست دارم درس نخواندم بدو بدو دارم لباس می پوشم برم مدرسه
کتاب زیست به دست لباس پوشیدم
حالا جالبه ساعت شش صبح بابام داره ازبیرون میاد :o :o
اااااا چه خبره!!!!
بابام :مهدیه داری کجامیری؟ :o
من:دارم میرم مدرسه دیگه :-"
...
نگو ساعت 6 عصر نه صبح :-" :-" :-" ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

معمولا زنگ اول دبیراساعت7و25دقه میان سرکلاس این دبیرفیزیک ما امکان نداره زودتراز20دقه به8بیاد جلسه قبل ساعت 7ونیم اومد ماهمه :-\ :o :oچی شده آقای....زوداومدین؟میگه ساعت ماشینم خراب بودناخوآگاه زود رسیدم ...دبیره ماداریم؟! ~X(
 
پاسخ : سوتی‌ها

به نقل از kasandan s :
معمولا زنگ اول دبیراساعت7و25دقه میان سرکلاس این دبیرفیزیک ما امکان نداره زودتراز20دقه به8بیاد جلسه قبل ساعت 7ونیم اومد ماهمه :-\ :o :oچی شده آقای....زوداومدین؟میگه ساعت ماشینم خراب بودناخوآگاه زود رسیدم ...دبیره ماداریم؟! ~X(
خوب مثلا بگید آقای سبیلی چی میشه؟! طرف مشهور هم میشه!!!
جدی میگین؟! ساعت 7 و 25 ؟!؟!؟!!؟!؟!!!!!!!!!!!!!!! :o :o :o :o :o :o :o :o :o :o
به خدا من میانگین 7 و 25 دقیقه از خواب بیدار میشم! دبیر 10 دقیقه به 8 میاد کلاس!!!!!!!!!! تو این مدت هم تمرینامو مینویسم! :دی عجب جالبه ها!!! :دی
البته آقای سبیلی دهن منو هم سرویس کرد!
ساعت 5 تا 6:30 با ما کلاس داشت ، ساعت 6:30 هم اون سر شهر من تمرینم شروع میشد! میخواستم زود تر برم ، 10 دقیقه دیر اومد از اون طرف هم 20 دقیقه نسبیت برام توضیح میداد :))

خاطره اصلیم یادم رفت! :دی
امسال یه بسته سیگارت خریدم! مقایسه کنید! :دی پارسال 50 هزار تومن بسته ای 1000 امسال یه بسته ، 2000 !!! به خاطر سیاست های ریاضتی دولت :-" که هم جیب ما رو خالی کرده هم قیمتا ...
بعد رو میز کامپیوتر یه سیگارت افتاده بود باروتای سرش در اومده بود میریخت! ساعت هم 2 نصف شب بود!!!! معمولا سیگارتا رو وقتی یه کمش میریزه کبریت سرش میگیرم آتیش یه دفه میزنه بیرون فقط ، صدا نمیده! بار ها هم امتحان کرده بودمااااااااااااا اما این دفه تو دستم ترکید! همه ریختن تو اتاقماین جوری :o ، :دی منم که انگشتام بی حس بود گوشامم نمیشنید! خلاصه خیلی باحال بود!! حال و هوای خونه عوض شد! :دی
 
پاسخ : سوتی‌ها

سال سوم راهنمايي كه بوديم تو مبتكران يه جمله بود"اسد بريزيم"(اسيد اضافه كنيم)
يه هو بغل دستيم از معلم پرسيد ببخشيد خانم... اسيد بريزيم(Brizium)چه نوع اسيديه ديگه؟
معلممون :-? :o :-w
بغل دستيمم :-" :-[
ما هم =)) :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

دیروز رفته بودیم بیرون,وقتی رسیدیم خونه مامانم خیلی ژولی پولی شده بود
بعد رفت جلو آینه,خودشو که دید گفت :" وای!قیافه م مث دیوونه ها شده"
من(نه که تو مدرسه عادت کردیم) یهو از دهنم در رفت :" فقط قیافه ت?!?! ;D "
بعد من===> X_X :-"
مامانم ===> :-L ^-^ 8-|
====================================================
داشتم تاریخ ادبیات می خوندم,خطش نستعلیقه آدم قاطی می کنه
اصلش: عبدالقادر بیدل دهلوی ===>من خوندم: عبدالقا در بیدل دهلوی!!!
اصلش:حمزه نامه یا رموز حمزه ===> من خوندم : حمزه نامه یارموز حمزه!!!(بعد فکر کردم "مارموز" آشناس ولی تا حالا "یارموز" نشنیده بودم!!! :-? )
 
پاسخ : سوتی‌ها

محسن یقه لباسشو بسته بود.بعد چن وخ مامان بزرگم محسن رو دیده،میگه بکش پایین بوس کتم.
ما: :o :o :o
محسن: :o :o :o :-[ :-[ :-[
بعد فهمیدیم بابا منظور مامانبزرگم یقه لباسش بوده! ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

پشت كامپيوتر محو خوندن كتاب بودم جاى حساسشم بود كه داداشم اومد كنارم يهو كامپيوتر خاموش شد! منم ديگه هر چى فحش از دهنم در اومد نثارش كردم كه آشغال عوضى بيشعور چرا سيمشو كشيدى و اينا! بعد كاشف به عمل اومد كه برقا رفتن!! منم شديد شرمنده...! :$
 
پاسخ : سوتی‌ها

زنگ گوشیمو عوض کرده بودم!بعد داشتم بااژانس میرفتم جایی! ;;)

بعد دیدم صدای گوشی میاد!چندثانیه صدا میومد!بعد باخودم گفتم اه!چرا گوشیشو جواب نمیده!

دیدم نه!همینجوری داره زنگ میزنه! 8-|

یکم بیشتر دقت کردم دیدم صداش داره ازتو کیف خودم میاد!! :-" ;D
+++++++++

دبیرمون میخواست بگه بچه های میزاخر ساکت باشید!

برگشت با عصبانیت گفت بچه های صفحه اخر ساکت باشید :-L

ما: :-" ;D
 
Back
بالا