• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

امروز توی کلاس ما ;D
زیر پای یکی از دوستان بادکنک بود
بعد مینا میگه:هم پاتو بزاری رو بادکنکه میشکنه(خوب چه فرقی میکنه میترکه با میشکنه!) :)) ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

داشتم با یاسمن حرف میزدم.گفتم اشکال نداره یک کامند دیگه میسازی. :|
بعد از دوساعت حرف زدن گف:الهام منظورت همون اکانته؟ ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

منتظر بودیم یک نفری بیاد خونمون، بعد زنگ در به صدا در اومد (!) بعد ما حدث زدیم همون طرفه دیگه بعد پسر خالم رفت آیفون رو برداشت و گفت : بفرمودیهَ ! (به سبک باباشاه !)
بعد صدا اومد : مامور گاز !
-: =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

سر کلاس زبان (خارج از مدرسه) نشستیم استادمون یه مثال نوشت که گرامرو توضیح بده
مثالو که نوشت یه طوری واستاده بود که من نمیدیدم... خواستم بگم برید کنار
هر چی تو مغزم گشتم اصطلاحش یادم نیومد...
یهو گفتم....please away with you....(یعنی گمشو اونور)
خدارو هزار مرتبه شکر که کسی جز دوستم نشنید
ضایع میشدما...
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز به رتبه های برتر داشتن جایزه میدادن
بعد اسم منو خوندن رفتم جایزرو بگیرم
رفتم جلو جایزه رو بگیرم دیدم هر چی میکشم طرف ولش نمیکنه
حالا هی منم میکشیدم...!
اخرش فهمیدم باید دست بدم اول بعد دست دادم جایزه رو داد یه احسنت هم گفت طرف! <:-P
جایزه نقد 30 تومن بود!
 
پاسخ : سوتی‌ها

سالگرد زلزله ی بم مجری رادیو هفت علی ضیا بود.به همین مناسبت یه قسمتی از یه شعریُ خوند:
_زنی مَرد،که زنبیل نداشت...
پسر زیر خاکُ پدر بیل نداشت...

با حرکات بازو بسیار بر این جنبه ی مَرد بودن زنه تاکید داشت. :))

وقتی رفت استودیو شماره2 شاعر شعر،شروع کرد به خوندن که:
_زنی مُرد که زنبیل نداشت... :))
منو میگی،11شب نخند کی بخند... :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

معلم ِ مهارتی : یعنی من آرزو به دل موندم یک بار بیام توی ِ کلاس شما و شما ساکت باشیـد :-<

یکی از بچه ها : آرزو بر جوانان عیب نیـست :-< ;;)
 
پاسخ : سوتی‌ها

یکی از معلمامون مرده ،خیلی باحاله ،ولی همیشه یه ربع قبل از زنگ میاد تو کلاس حضور غیاب می کنه ، یه روز با دوستام رو میز معلم نشسته بودیم داشتیم اداشو در میاوردیم =))، یهو معلممون اومد تو کلاس =))،منم حول شده بودم داشتم از روی میزش میومدم پایین که میزش چپه شد منم پخش زمین شدم 8-}حالا دوستمم داشت میخندید ;D،نمی دونستم چه غلطی کنم،آبروم رفت ...
 
پاسخ : سوتی‌ها

با آقای سبیلی کلاس داشتیم (دبیر فیزیک هستند! )
بعد عکس یه هلی کوپترو داشتم بهش نشون میدادم ، براشم توضیح میدادم که چجوری کار میکنه ، بعد گفت ، آره ، جالبه ... اممم .. روشنش کنید ! :دی :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

معلم کامپیوتر به بن کردن میگف بند کردن X_X
الگوریتم درس میداد بعد گف 7+5
بعد پسره :2
:-?
:-??
X_X
:-" :))
 
Back
بالا