• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

تو مشهد رفته بودیم
بهد رفته بودیم فروشگاه وقتی میخاستم بیام بیرون به یه اقاهه برخورد کردم
من:سرم پایین :-[
اقاهه:ببخشید شرمنده خانوم
من:نه شما ببخشید شرمنده ندیدمتون
اقاهه:خاهش میکنم
بعدت کلی تارف سرمو که بلند کردم دیدم بابامه
حیف این همه عذر خواهی که من کردم
 
پاسخ : سوتی‌ها

آقا خدا روز بد نیاره
دیروز کتابخونه بودم بعد با دوستان 30 دقیقه درسخوندیم دوساعت رفتیم برون بعدشم داشتیم میرفتیم خونه
این شلواره هم یکم تنگ میزد ید یدعفه تصمیم گرفتم طی یه حرکت انتحاری بشینم رو دوتاپام آقا من نشستم یدعفه دیدم گفت خرج X_X
خدا روز بد نیاره دیدید از بالا تا خشتک آدم دوخته شدس کلش پارشد ینی
تازه فکر کنید تا خونه باید با چرخ میرفتم X_X X_X X_X X_X :|
ولی به خیر گذشت #:-S
 
پاسخ : سوتی‌ها

من صابون ـم رو روی روشویی خونه خالم اینا جا گذاشتم ؛ بعد ته ـش تیکه تیکه شده بود از بس اون جا مونده بود :دی ؛بعد خالم خیلی جدی و یه هویی گفت : ویدا صابونت زخم بســـتر گرفتـه ! =))
-ـ-+ـ-+-ـ-
داشتم حرف میزدم ، اومدم مثال بزنم ؛ جلو کل فامیل خیلی جدی گفتم مثلا الان شوهر من ، هم کارمی کنه؛ منم کار میکنم ؛ داشتم ادامه ـش می دادم یه هو دیدم ملت کلا =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

نمایشگاه فرش گذاسته بودن کاشون بعد ما هم رفتیم ببینیمو اینا!
بعد همینجوری همه غرفه هارو میدیدم رسیدم به یه غرفه دیدم
دیدم یه مرده قد کوتاه با موهایه بلند دم اسبی با دستمال گردنو اینا وایساده داره توضیح میده!
بعد نیگا کردم دیدم یه تجربیامون گوشه غرفه واسّاده!
رفتم سلامو اینا گفتم اینجا چه میکنی!
گفت اینجا غرفمونه گفتم به به و اینا!
آخرش میخاستم برم گفتم این کوتوله قناصه کیه داره حرف میزنه
دیدم خودشو زد به اون راه
گفتم الووو میگم این کوتوله که کرکر خندست کیه!
یهو برگشت گفت بابامه!

من :-" :-" :-" (درون من =)) =)))
اون :-w :-w :-w ( درون اون X-( X-( X-()
 
پاسخ : سوتی‌ها

به نقل از gaucho :
نمایشگاه فرش گذاسته بودن کاشون بعد ما هم رفتیم ببینیمو اینا!
بعد همینجوری همه غرفه هارو میدیدم رسیدم به یه غرفه دیدم
دیدم یه مرده قد کوتاه با موهایه بلند دم اسبی با دستمال گردنو اینا وایساده داره توضیح میده!
بعد نیگا کردم دیدم یه تجربیامون گوشه غرفه واسّاده!
رفتم سلامو اینا گفتم اینجا چه میکنی!
گفت اینجا غرفمونه گفتم به به و اینا!
آخرش میخاستم برم گفتم این کوتوله قناصه کیه داره حرف میزنه
دیدم خودشو زد به اون راه
گفتم الووو میگم این کوتوله که کرکر خندست کیه!
یهو برگشت گفت بابامه!

من :-" :-" :-" (درون من =)) =)))
اون :-w :-w :-w ( درون اون X-( X-( X-()
خوبه امروز توی راه برات یاداوری کردیم یه چیز داشته باشی بنویسی!!!! :-" :-" :-" :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

داشتم یکم الکترونیک کار میکردم بعد یه عالمه تجهیزات و اینا بسته بودم
اومدم روشنش کنم دیدم کار نمیکنه
اعصابم خورد شد یه روز الافش بودم همین طور قطعه عوض میکردم بازم کار نکرد

آخرش فهمیدم یه سیم برقش وصل نبود :-L
 
پاسخ : سوتی‌ها

ی بار یکیو ایگ کردم :)
رفتم ح.ب ی پست داده بود ک اره منو هیشکی دوس نداره :|
بعد خب اولین بارم بود ایگ میکردم :-"
بالا پستش نوشته بود شما از این کاربر صرف نظر کردید :)
بعد من فک کردم خبر ایگ شدنش همه جا پیچیده همه باهام بدن :-"
بعد از ایگ کردنش منصرف شدم تازه انقده باهاش مهربون شدم :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

دوباره از مکالمه های دل انگیز منُ پدرجان!
بنده با حرص میام تو اتاق...
-چته؟ ;D
-یه احمقی به اسم عبداللهی رفته یه مقاله نوشته در مورد هری پاترُ...
-دیدی گفتم هر کی تیزهوشانی باشه دلیل نمیشه آدم باشه(منظور > نرو سمپادیا ;D) ؟؟؟
-پدرجان ایشون 70 سالشه! :-w
-70 ساله نمیتونه احمق باشه؟ :P
-تیزهوشانی نیس اصن! :|
-از اول میگفتی... ;))اصن اگه تیزهوشانی نیس تو چرا رفتی مقاله شُ خوندی؟ :-w
-یکی لینکشُ گذاشته بود تو تاپیک هری پاتر ;;)
-همینه دیگه!هی میری اون سمپادیای نکبت ;D اینجور چیزا میخونی!نباید تو هر سایتی بری که...یهو میبینی ویروسم داشت!
- :|
نتیجه اخلاقی ---> اگه قبض آب هم زیاد باید تقصیر سمپادیا رفتنِ منِ X-( :-L
 
پاسخ : سوتی‌ها

چند وقت پیش با دوستم رفته بودیم کلاس ایروبیک بعد دو تا سالن مختلف داره اونجا.
زمان کلاس اقایون و خانمها هم جداست .
ما هم همین طوری خوشحال با تاپ و شلوارک رفتیم دم در اون یکی سالن خیلی قشنگ درو باز کردیم یه بار دیدیم ااااه سالن پر از مرده که داشتن با آرامش میدویدن بعد ما رو دیدن ما هم خشک شده بودیم عین مجسمه سر جامون واستاده بودیم میخندیدم تکونم نمیخوردیم آخرش درو بستیم عین دخترای خوب رفتیم سر کلاس خودمون . ;D
 
Back
بالا