• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

یه بار یکی از بچه ها اس ام اس سرکاری به معلم داده بود، خلاصه معلمه همین طور به طرف جواب میداده و اینا.... فرداش میاد سرکلاس میگه:بچه ها یه پسری به من اس ام اس داد،خارجی هم بود کلی با هم صحبت کردیم حتی کنار بیمارستان با هم قرار گذاشتیم پسره نمیدونست من چند سالمه که با من داره قرار میذاره من هم یکی دو ساعت با اس ام اس سر کارش گذاشتم...(اولأ تو از کجا میدونی پسر بود؟ دومأ از کجا میدونی جوون بود؟ سومأ از کجا اینقدر مطمئنی که شاگردات سر کارت نذاشتن؟...)خلاصه خوب شد حین تعریف کردن سرکار گذاشتنش زنگ خورد ;D وگرنه کلاس از خنده منفجر شده بود. :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

داشتيم سر كلاس بحث ميكرديم كه بعضي پدر مادر ها پسرچي (پسر دوست) يا دختر چي (=دختر دوست) هستن!!


بچه ها گفتن كه استاد شما خودتون كدوميد؟؟

من هم خواستم براي اولين بار تو عمرم پاچه خواري كنم (آخه استادمون معاون دانشكده بود :-" ) گفتم :

استاد هيچي نيستن!!

ملت هم زدن زير خنده

تبصره: به خدا منظورم هيچ چي بود! يعني نه پسر چي نه دختر چي :( اما استاده نفهميد و باهام لج افتاد ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

سوتی داغه داغه ... ???

پریروز با دوستم عزاداری امام حسین دعوت بودیم ... رفتیم داخل دوستم ب صاحب خونه میگه : " تسلیت میگیم ایشالا غم آخرتون باشه " :-" 8-| ;D

جولو مردم نه ولی رفتیم یه گوشه ای دستمونو گرفتیم جولو صورتمون اشک ریختیم ... :)) :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

معلم ادبیات ما ، داشت حشو رو توضیح میداد !! دونه دونه کلمات رو معنیشونو میگفت و میگفت حشو و اینا ! بعد رسید به "تخته ی وایت برد" گفت معنی وایت میشه تخته !

سر کلاس کامپیوتر هم معلم داشت توضیح میداد ، اومد right و left رو پای تخته بنویسه ، right رو نوشت rigth . دو ساعت هم نگاش کرد اما نفهمید اشتباه نوشته ! :-" ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

يكي از بچه ها :آقا نمره مستمر بهمون 20 ميديد
معلم : نه 10 ميدم
اين دوست ما هم نه گذاشت نه برداشت بلند گفت : اشكال نداره... از خرس ، يه مو كندن هم غنيمته...
 
پاسخ : سوتی‌ها

چند تا از بچه ها دیر اومدن سر کلاس،دبیر فرستادشون برن برگه ورود بگیرن.این معاونای ما هم سیستمشون جوریه که سریع برگه ورود نمیدن.حداقل باید ربع ساعت آدمو معطل کنن (بعد از اینکه کلی دلیل تاخیرو پرسیدن و دعوا کردن) تا فرد متاخر به عنوان تنبیه از کلاس محروم بشه :-\ (:|
از زبان دوستم:
وایساده بودیم تو دفتر معاونت،معاونا داشتن نیم ساعت با هم مشورت میکردن که بهمون برگه ورود بدن یا نه!از اون طرف یه نفر هی زنگ آیفونو میزد،خانم اشعه (معاون) جواب نمیداد.بعد از اینکه اون بدبخت دم در ربع ساعت زنگ زد،اشعه به من گفت برو آیفونو جواب بده ببین کیه.
من : بله؟
طرف : سلام بالاخره برداشتین؟
من : خانم اشعه میگه بالاخره برداشتین؟
اشعه : بپرس چیو؟
من : میگن چیو؟
طرف : شما تاکسی میخواستین؟
من : آهان خانم اشعه آیفونو میگه 8-}

قشنگ بود؟
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز داشتم اداي يه معلميو در مياوردم برگشتم ديدم پشت سرمه ولي خوب خوشم اومد كه بيجنبه نبود خودش هم از خنده تركيده بود
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه سوال تو کتاب بود،دبیر حال نداشت بره دفتر نمره رو نگاه کنه،گفت : «خب حسینی جواب بده!».ما گفتیم حسینی نداریم.گفت «حسینی ندارین؟قنبری که دیگه دارین » :)) ما :نه نداریم ;D.آخرش هم بنده خدا مجبور شد بره از رو دفتر نمره نگاه کنه.دبیرمون هم مرد بود ^-^ :).

امروز میخواست بگم : چه خوب میشد اگه اون مغازه هه گاج هم میفروخت.گفتم : چه خوب میشد اگه اون مغازه هه گاج هم میفروشت ;D :).
 
پاسخ : سوتی‌ها

داشتیم سر کلاس صحبت می کردیم یهو معلم ریاضی برگشت گفت:عزیزی خفه شو گفتیم اقا عزیزی معلم فیزیک معلم ریاضی هم بنده خدا ساده .گفت:اره می شناسمش حالا همه خندیدند بنده خدا تازه دو هزاری افتاد که باید می گفت منظورم اون نبود بچه ها می گفتن حتما موقع کار با تلویزیون تو اتاق دبیران به هم فحش می دن :)) :))
 
Back
بالا