• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

یک بار دوستم زنگ زد به یک پسره ای!!
هول شده بود بهش گفت:مهسا جان خودتی؟!
 
پاسخ : سوتی‌ها

بالايي رو ديدم...
يكي به يكي از دوستام زنگ زده بود...
_ ببخشيد هانيه؟
_ بله خودمم...
_ببخشيد اشتباه گرفتم...
بعد قطع كرد....
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز سر کلاس جغرافی معلم داشت سوال میپرسید:چه چیز هایی باعث الودگی رود دانوب شده است؟
دوستمم استرس داشت چرت و پرت میگفت:اماکن تفریحاتی مثل فاضلاب های شهری!!!
 
پاسخ : سوتی‌ها

پارسال معلم زبان فارسیمون خشتکش پاره شده بود! زنگ تفریح فهمیده بود رفته بود اون کلاس گفته بود بچه ها من میدونم میخواین چی رو ببینین! :-" :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

سر زنگ زمین (اولین جلسه ترم دوم) یکی از بچه ها با حالت خیلی متفکرانه:ببخشید میانگین نمرات ما بیشتر بود یا ریاضیا؟ :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

این سر کلاس نیست ولی خیلی خنده بود در اون لحظه !
من برای یه چیزی شماره شناسناممو لازم داشتم ولی 2 رقم آخرش یادم رفته بود! :-"
رفتم سراغ معاون ازش بپرسم ؛ وقتی کارم تموم شد معاون میگه :

- در ضمن دستمم درد نکنه دیگه، مگه نه؟

من :

+ بله بله ، خواهش میکنم !

#-o ;D


همون جا دوستم که همرام اومده بود از خنده دولا شد ! ترکید! معاون هم خودش خندش گرفت! خیلی خنده بود در اون لحظه !
ali%20(25).gif
 
پاسخ : سوتی‌ها

مدیرمون کلن آدم باحالیه ، خیلی همدوستداشتنی
ولی کلن علاقه ی شدیدی بهحرف « چ» داره ( واج آرایی ) اونبار اومده بود می گفت : " بچه ها چما ها چلاس چندین؟" :))


اون باربابچه هارفتیم پیش مدیر که حرف بزنیم که برای استراحت کلاس شیمی روپر کنیم خلاصه نشد .... رفتیم سرکلاس ... بچه ها با موبایل آهنگ گذاشتن .... شیمی رقصیدن :)) :)) :))
معلمه اومد سر کلاس میگفت :" یا ساکت میشید یامن میرم بیرون ، یا ساکت نمیشید .... " خواست بقیه شو بگه گفتیم : " باهم میریم بیرون " :))


یه بار خواستیم امتحان عربی ندیم ، همه اومدیم بیرون رفتیم جلو دستشویی :)) :)) قبلش هممون شیرخوردیم :)) بعد هممون رفتیم دستشویی :-"
اما متاسفانه ،نقشه کارساز نشد ، مچمونو گرفتن :|
 
پاسخ : سوتی‌ها

خب این سوتی نیست ولی همین هفته پیش با بچه ها قرار گذاشتیم کلاس ما کلن نرفتیم مدرسه! معاونمون بسیار بسیار عصبانی شد. ولی اونروز کلا کلاس ما خالی بود. گفتن از نمره انضباط هممون کم می کنن! ;D
ولی خیلی خوب بود!
 
پاسخ : سوتی‌ها

سر زنگ جغرافی نشسته بودیم ، بعد معلم پرسید بچه ها حدس میزنید ، آمازون مساحتش نسبت به زمین چقدره ؟ بچه ها از نصف رفتن بالا ، تا 3اینا رسیدن هی معلم میگفت برید بالا ! برید بالا ! آخر یکی گفت خانم اندازه ی قاره ی آسیا ! ;D معلم گفت : شرمنده که قاره ی آسیا خودش بزرگترین قاره ست ، آمازونم یه تیکه ی آمریکاست فقط ;D

بعد سر همین زنگ ، معلم پرسید کی میدونه رود کارون از کجا سرچشمه میگیره ، یکی پروند سفید رود ;D

سر همین زنگ باز معلم داشت توضیح میداد گفت ، جمعیت ایران الان چقدره؟ یکی - همون یکی دوسوتی قبلی- گفت هفت میلیون ;D

-_-_-_-_-
سر زنگ ادبیات که زنگ سومه و 11تا 12:20 ئه ، معلم اولش که داشت حضور غیاب کنه ، دونفر نبودن ، پرسید اینا کجان؟ جواب اومد : رفتن نماز (ساعت 11 ! :دی )
 
پاسخ : سوتی‌ها

تو عربی داشتیم میخوندیم :احمر
بعد یکی پرسید یعنی چی؟
-سرخ ، هلال احمر نشنیدی؟
-منظورتون صلیب سرخه؟! ;D
 
Back
بالا