• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

فاطی: الهاااااااااام
الی: کوفت!چرا داد میزنی؟
فاطی:چون صدات نمیاد! ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه روز با چنتا از دوستام داشتیم از وسط یه فلکه رد میشدیم!
یهو یه ماشین که داشت با سرعت میومد،جلوی ما ترمز کرد!
بعد راننده سرشو از ماشین اورد بیرون داد زد گف:چرا از کنار فلکه راه میرین؟!!! ~X( ~X( X-( X-(

منم عصبانی شدم خواستم جوابشو بدم،داد زدم گفتم:مگه فلکه ام جای دور زدنه؟!!!!!!!!!!!! 8-} :-" :-" ^#^ 8-}

=)) =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

خواستم بگم داشتم میمردم گفتم دارم میمیریدم
 
پاسخ : سوتی‌ها

به نقل از SiXaXiS :
خودمو تو یاهو مسنجر ادد کردم ;D

سوتی نیست که ...!
فکر کنم همه این کارو کردن ...!
من با خودمم چت می کنم ...! ;D
ولی جدا برای امتحان کردن اسمایل ها به کار میاد ...!
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه سوتیه بی مزه که الان دادم ;D

می خواستم بگم این یارو سرطان داره گفتم این یارو هیجان داره! ;;)

خودمم موندم چه ربطی دارن به هم! ;;)
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه بار تو جریان یه رای گیریه کلاسی دوستم گفت:خانم من کاملا قبول دارم حتی 4 تا پامو هم میگیرم بالا! (آخه میبایست اگه موافق بودیم دستمونو بگیریم بالا) =)) =)) =)) =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

سوتي يكي ديگه ست اما با حاله!
رفته بود پا تخته درس بجوابه به كناريش ميگه فهميدي موهامو كوتاه كردم اونم گفت نه والا !نشون داد گفت چه خوشگل شده.حالا موهاتو چجوري كوتاه كردي؟گفت : با قيچي!!!!!!!!
معلم :|
كلاس :)) :)) :)) :))
 
Back
بالا