• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

سوتی های داداشم تو سفر اخیر:
1.مامان کی میرسیم اندیشمک؟!!(منظورش اندیمشک بود!!! =)))
2.هوا چقدر سرده!!!صفر درجه بالای صفره!!! :o
=)) =)) =))
البته ربطی به دانش آموزا وکلاس و اینا نداشت ;Dولی سوتی بود!!! =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه معلم شیمی داریم مثل ماه :-&
یه چند مدتی بود که نه ازم درس می پرسید و نه پای تخته مسئله حل کرده بودم ! این بود که مطمئن بودم این جلسه ازم می پرسه !
چون میز ما طوریه که نه از پشت(مخصوصا) و نه از اطراف ارامش داریم و به همین علت رفتم روی میز دبیر گرامی شیمی نشسته و گوش هایم را تا جایی که می شد فشاریدم تا هیچ گونه صدایی نشنوم .....
معلمه اومد تو بچه ها می گند تا منو دیده کپیده و یه زره نگام کرده و و بعد هم با چش غره سعی کرده بهم بفمونه و بعد هم ....خلاصه دیدم یکی داره منو محکم می زنه ! من هم فک کردم یکی از بچه هاست گفتم ای ا-ح-م-ق الان این فلان شده می یاد این قدر کرم نیز بذار درسم رو بخونم ! ;D
بعدش
من اولش 8-} و بعد :-" :-"
بچه ها اولش ;D و بعد :)) =))
معلمه :-w
 
پاسخ : سوتی‌ها

این سوتی نیس اما جالبه...
سر زنگ آمار میز جلوییمون داشتن میوه میخوردن و حرف میزدن...
معلم آمارمون برگش با جدیت گفت: بچه ها! من با حواسی که پرته اصلا موافق نیستم!!!!!
;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز روز بعد از تعطیلیه و معلم ادبیات ما قاطی کرده بود...
1) بچه ها میدونید که کتاب زبان فارسیتون 3 بخشه...شایدم 4بخشه!!! (کتاب زبانمون اصلا بخش نداره );D
2)بچه ها میدونید که ضمیر ها 2دستن در واقع 3دستن..!!!!
من و سارا: :)) :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

داشتيم سوال حل ميكرديم معلممون هم تفريحي و طبق عادت هميشگي بچه ها رو ميزد (محكم ميزد پشتشون ) ;D
رسيد به يكي از بچه ها و محكم زد پشتش ... يكي ديگه از بچه ها خيلي جدي دستشو گذاشت رو شونه طرف
گفت: ناراحت نباش اين (با دست معلمو نشون داد) شتريه كه در خونه هركس ميشينه
همه يه تجزيه تحليل كوچيك زدن (كه ببينن به معلم برخورده يا نه تا بخندن) ...بعد خودش فهميد چي گفته ... خنديد ...ما هم همچنين...معلم هم با جنبه بازي درآورد و ما رو همراهي كرد
پي نوشت : اين دوستمون هموني بود كه به معلم شيمي گفته بود خرس(قبلاْ نوشته بودم اينجا) ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

سر زنگ ریاضی، یکی از معاونامون اومد در کلاس رو باز کرد و خیلی جدی از همون دم در گفت:
"سلام استاد ! خسته نباشید. ببخشید! معذرت میخوام! شرمنده! وسط درس مزاحم شدم؟؟؟. . . واقعاً عذر میخوام! منو ببخشید! اصلاً میرم آخر زنگ میام!"
:) ==> ;D ==> :)) ==> =))
همه ی این حرفا رو خودش پشت سر هم گفت، بدون اینکه معلممون حرفی بزنه! معلممون اصلاً کاری نداشت که!

جالب اینجاست که آخر زنگ هم نیومد!!! =)) =)) =)) =)) =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

چند وقت پیش یه دومه امد توکلاسمون خیلی حالم ازش بهم می خورد با پرویی تموم گفتم برو بیرون آخه ما یکمی حساسیم دوما بیان توکلاسمون یکمی که چه عرض کنم
بعد کفشمو در آوردم بندازم طرفش به همراه یه فوش که روونش کردم یه دفعه معاونمون اومد تو البته مهم اینه که به دومه خورد ولی اون لحظه احساس بدی داشتم
من.... :-ss :-s :-[
معاون.... X-( X-( X-(
بچه ها.... :)) =)) =)) =)) :)) :)) =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

معلم ریاضیمون وقتی میان دم در کلاس با یکی از بچه ها کار دارن میگه که: نیستن...که وقت کلاس گرفته نشه.
امروز یکی اومد دم در گفت با خانم فلانی کار دارم(فامیل خود معلممونو گفت) بعد معلممون گفت نیستن!بعد یادش اومد خودشه گفت اِ نه نه خودمم هستن!
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز دبير ادبياتمون ميكفت: رفته بوديم شكار با يه فشنك نه تا كبوتر كه يكيش كبك بود با سه تا قمري كه ميشدن يازده تا زدم
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز سر كلاس تاريخ بوديم! معلممون عينكيه!
بحث سره عينكه جديدش بود كه يكي از دوستان پرسيد:
خانوم شما چشاتون ضعيفه؟

اصن همه تركيدن!
 
Back
بالا