• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

سوتي نه ماله دانش اموزه,نه ماله معلم نه ناظمومدير!

سوم راهنمايي بوديم(هي روزگار ;D)

براي نماز جماعت آخوند ميوردن و همه رو به ز.ر ميبردن نماز....

اين حاج اقاي قصه ي ما نماز ظهرو حواسش پرت شد جاي 4 ركعت سه ركعت خوند....

بعد بچه هايي هم كه نماز نميخوندن و دلا راست ميشدن فهميدم....همهمه شد....بعد كه ملت هوشيار نمازاي4ركعتيشونو خوندن حاجي هم جيليز ويليز ميكرد در اين ضمن...بعد تا لومد بلندگو رو بگيره برا400نفر حرف بزنه همه بچه ها براش هوووو كشيدن
خيلي سرخ شد :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز با خواهرم داشتیم درباره ی مراسم ازدواج حرف میزدیم من گفتم مراسم حنابندی و پاتختون!!!! ;D
جدیده دیگه!!!
 
پاسخ : سوتی‌ها

بابام میخواست بگه شیشه ماشنو بده بالا گفت پنجره رو بکش بالا !
جلو قاضی وجرقه بازی(بجای جلو قاضی و ملق بازی)
روز آخر معلم فیزیکمون نشسته بود تو کلاس بجه ها هم آهنگ گذاشته بودن . من از بیرون اومدم حواسم نبود شروع کردم رقصیدن اونم مردونه یه کلی که رقصیدم معلممون رو دیدم که داشت چپ بهم می رفت ! بعدش هم فکر کنم رفت پیش مدیر!
 
پاسخ : سوتی‌ها

معلم فیزیک پارسال که یک آقایی بودن : بچه‌ها! هی تمرین حل نمی‌کنید آخر سال برمی‌گردین به من می‌گین خانم چرا نمرمون کم شد ؟!
 
پاسخ : سوتی‌ها

بابام میخواست بگه این دغل دوستان که میبینی مگسانند گرد شیرینی ! گفت این مگسان را که میبینی دوستانند گرد شیرینی !حالا توی یه جمعی هم بود بابای من هم رفته بود رو منبر ، یهو اتاق رفت رو هوا!
 
پاسخ : سوتی‌ها

مشاورمون یه جدول داده بود که اسم درس ها ( مثلا دینی، فیزیک ، شیمی ... ) توش بود
بعد هر کدوم یه جای خالی داشت که ما باید پر می کردیم

ایشون که به تیمسار هم شهرت پیدا کردن گفتند : " بچه ها، این جدول ها رو به صورت خالی پر کنید... "
بچه ها : =)) =))
مشاورمون هم که .... دیگه میدونید چی شده بدبخت
معلم ورزش پارسالمون : :) :) :)
یکی از بچه ها : " آقا خجالت نکشید، شما هم بخندید "
معلم ورزش : :) :)) :)) ;D ;D ;D
بعدش طبیعیش کرد شروع کرد به خوندن یه کاغذ که جلو خندش رو بگیره ....
 
پاسخ : سوتی‌ها

توی بُرد سالن یه مقوا زده بودن روش نوشته بودن:
دیو چو بیرون رود فرشته در آید...
زیرشم نوشته بودن:
انجمن بهداشت و سلامت
 
پاسخ : سوتی‌ها

یکی از دوستام وسط کلاس گفت از جلو چشام خفه شو ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

سر امتحان یکی از بچه ها خواس تقلب بگیره که یهو کلاس ساکت شد اونم بلافاصله گفت الاغ منظورم از2
2 قسمت ب هستش البته این تیکه دومشو همه فهمیدن
 
Back
بالا