• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

سر کلاس عربی بحث درس خوندن و اینا بود
معلم عربیمونم از این اسکلای جو گیره :D بعد یهویی گفت:شمام که همتون میخواین برین دندونپزشکی دانشگاه شریف :|
ما :)) =))
معلم عربی :-/
دانشگاه شریف #-o
بعدش تازه کلاس رفته رو هوا میگه چیه؟مگه دانشاه شریف کم دانشگاهیه؟ X_X
بعد ما میگیم نه ولی دندونپشکی نداره دانشگاه صنعتیه
بعدش معلم جان فرمودند خبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ تا اون موقع که شما میاین برین میزنن :))
دوباره کل کلاس :)) :)) :)) =)) =)) =))
میگیم خانوم ما ریاضیییم :-L
میگه خب شاید بعضیا تغییر رشته بدن :D
همچین موجوداتی هستن این معلم عربیا
 
پاسخ : سوتی‌ها

سر کلاس شیمی بودیم معلممون میخواست یه چراغ قوه بکشه که خیلی بد شد بعد گفت من نقاشیم بده باید بعداز بازنشستگی برم یه دوره نقاشی ببینم بعد یه دفعه یکی از دوستان اونوقت اون یادگرفتن به درد اخرتتون میخوره
معلم اون لحظه :o :o :o :(
کل کلاس :)) :)) :)) :))
و اون دوست عزیز :-ss :-ss :-s :-" :-"

+دقت کردین همه معلما قبل رسم یه شکل میگن بچها من نقاشیم خوب نیست :-" :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

دیروز الینا دوستم دفترم رو گذاشته زیر کاغذ کلاسورش به عنوان زیر دستی، داره راه حل ـا رو از روی تخته می نویسه...
بعد به من میگه: د...بنویس دیگه...! حتما باید تخته رو پاک کنه بعد تو تصمیم بگیری بنویسی؟؟ ^-^ ^-^ :-w
من: :-? :-? :-? الینا، می خوای دفترم رو بده....( :)))
 
پاسخ : سوتی‌ها

دوستان درحال نگاه کردذن مدل مو در کارگاه کامپیوتر:


-اه چقد این مدله زشته کدوم خری اینو میزنه!؟!


-معاون فناوری: اِ من اینو برا عروسی اقواممون زدم تا حالا


بچه ها: نه چیزه..اتفاقا از این زاویه بهش نگا کنی خیلیم قشنگه


-معاون فناوری: نه دیگه حرفتونو زدین


بچه ها X_X =P~
 
پاسخ : سوتی‌ها

سلام

من دبیرستان می خوندم، خیلی هم خجالتی بودم. هنوز هم هستم ^____^

یه جایی کلاس کامپیوتر می رفتم. منشی اون جا خانوم بود. همیشه هم منشی طبقه های دیگه جمع می شدن اون جا. یه روز من زود رسیدم و می دونستم بقیه هنوز نیومدن. دیدم این خانوم ها همه جمع هستن، خجالت کشیدم برم داخل. اصلا به روی خودم نیاوردم و از پله ها رفتم بالا ، انگار که با طبقه ی بالا کار دارم.

یهو خانوم منشی داد زد : « همین جاست... بالا پشت بامه ... »
من هم اصلا به روی خودم نیاوردم و با قاطعیت رفتم پشت بام. بعد مونده بودم حالا چه کار کنم. یه چند دقیقه پشت بام بودم و بعد انگار که کارم تموم شده باشه رفتم از ساختمون بیرون.

یادم نمی آید که صدای خنیدن اون ها رو شنیدم یا نه ... :-s
 
پاسخ : سوتی‌ها

منو دوستم در حال قدم زدن در محیط دانشگاه: :-"

من:ببین این مف... :|
ممم... :-? مف... :-? :| :-" 8-| #-o :-? مف؟
دوستم: ؟؟؟؟ :-? :-? چی؟؟؟ چی میخوای بگی؟؟
من: :-? مفاصل؟:/ مفاصل بود مگه؟ :|
دوستم: چی مفاصل بود؟ :-? :-?
من: :-? :-? جمع فاصله ها!:/ :-s :|
دوستم:هرررر هرررررر فواصل؟؟؟ هررر =)) =)) =))
پسرای پشت سریمون :| : هررررر هوووور هاااار هاااار :))

:| :)) X_X
 
پاسخ : سوتی‌ها

ی بار خونه خالم بودیم تلفنشون زنگید...

دیریییییییررررررریییییییییییینگگگگگ ...
foon04.gif


من: بفرمایید؟
اون: از دبیرستان شهید دستغیب تماس میگیرم...
من: سلام، اشتباه تماس گرفتید، ما شهید دستغیب نداریم...
تازه بعدشم قطع کردم سریع :-"
[nb]اخه خداوکیلی منه 7-8 ساله چ می فهیدم قضیه چیه، من فک کردم یکی هس اسمش شهید دستغیبه مدرسه رو پیچونده حالا زنگ زدن حالشو بگیرن ب خانوادش بگن
تازه بعدشم با اعتماد ب نفس ب پسرخالم گفتم یکی زنگ زده بود با شهید دستغیب کار داشت :دی
پسرخالم: :| شهید دستغیب: :| احتمالن ناظمشون: :|[/nb]
 
پاسخ : خاطرات سوتی‌ها

ی اس که میخواین به یکی از نزدیک ترین دوستاتون بدین بفرستین به یکی از بزرگای فامیل :)
 
پاسخ : خاطرات سوتی‌ها

دیروز. یه داروی خارجی رو جای ایرانی دادم به مریض، 70تومن ضرر :(( رومم نشد بپرسم پای کی خورده این اشتباه من. بقیه گفتن ناراحت نباش ولی مگه میشه
 
پاسخ : خاطرات سوتی‌ها

اسم ـمو بعد این همه وقت عوض کردم بعد میبینم تو تاپیک عصرانه (شب‌نشینی شد دیگه! ) کنکوری ـا یه ارسال جدید از پاسخ تشریحی ـای قلمچی هس. با خودم میگم عــه ، یه پست جدید! میرم تاپیک تازه میفهمم خودم بودم. :-"
 
Back
بالا