یه بار زنگ کلاس خورده بود ما داشتیم شلوغ میکردیم که یهو یکی از بچه ها از بیرون سیب پرت کرد توی کلاس بچه هام سیبو برداشتن پرت کردن طرفش که دیدن به جای اون ناظم دم در وایساده! سیبم با فاصله میکرونی از بغلش رد شده :P
ماهم وقتی سوم راهنمایی بودیم یه سوتی نامه داشتیم :)
آخر سال هم روز آخر اوردیم دور هم خوندیم خیلی خوش گذشت حسابی خندیدیم.
البته از خاطرات شما خنده دارتر بود
ما یه شعری ساختیم (گوشیو بر می دارمو...) داشتیم می خوندیم که یکهو ناظممون که باهم خیلی لج بودیم نازل شد و گفت خجالت نمی کشین محسن سنتوری می خونین! بعد همه زدن زیر خنده.بعد که فهمید سوتی داده، دوباره هی سوتی داد.آخرشم رفت.ولی خوش گذشت ما شاد شدیم.البته شایان ذکره که من وسط کلاس رهبری ارکستر رو بر عهده داشتم که همچین باهاش دعوامم شد!
من به غیر از امتحانام سوتی خاصی نمیدم!!!!!!
یکی از سوتی های رب النوع سوتی کلاسمون:
معلم گفت کشاورزی ایران با کشورای دیگه فرق داره
رب النوع کلاس گفت بله خانم مثلا ایران خوک پرورش نمیده!!!!!!
البته بسیار سوتی میده این خوبشه!
سوتی:پارسال معاون تازه واردمون گفت:پنج شنبه ها در اختیار مدزسه اید و مدرسه برای شما،برنامه ها ،آزمون ها و سمپادهایی داره!!!!!!!!
یکی از بچه ها پارسال گفت:چه جالب!با Lnهم مثل لگاریتم رفتار میکنیم!
قشنگترین سوتی خودم هم این بوده که داشتیم سر کلاس مفعول مطلق ها رو پیدا میکردیم بعد من با شوق بسیار فریاد زدم این مفعول مطلقه مبتداست.(آخر جمله فعلیه بود).
یه بار توی کلاس ریاضی،یکی از بچه ها از معلممون پرسید: برای جلسه ی بعد باید مساحت این "شکول"را بیاوریم؟معلممون پرسید:"شکول" دیگه چیه؟گفت:جمع اشکاله دیگه!