پاسخ : سوتیها
سر ریاضی ، معلممون نوشته بود رو تخته q ( یادم نیس واسه چی ) ، بعد یکی از بچه ها برگشت گفت : خانوم نمیبینیم میشه دم q رو بدین بــالـــا ؟!!
روژین اینجا رو هم که میشناسین ، اصولا بش بگی ماست سفیده میگه چرا ؟

برگش گف : خانوم چرا باید دم q رو بدیم بالا ؟
___
سر ریاضی بازم ، داشتیم با موب دوستم کتاب میخوندیم

، یه دفعه یکی زنگید به موبایلش ، سایلنت نبود ، منم واسه اینکه ضایع نشه عین منگلا بلند خندیدم

معلمه گف :
چــی ؟!!!! منم

به این حالت گفتم
هیچی خانوم یاد یه خاطره ای افتادم 
! منتها دوست بـــیـــب من گوشیشو سایلنت نکرده بود یه دقیقه بعد دوباره زنگ خورد دوباره من بلند خندیدم

! دوست منم عین چی گوشیشو از جیبش دراورد خاموش کرد گذاشت توجیبش B-) معلمه هم فهمید
گف گوشی بود ؟

! ما هم سووووت میزدیــــــم !!!!!!
____
سر پژوهش کامپیوتر ، با صندلیم بازی میکردم ، یه دفعه من و صندلیم و دفتر و کیبورد و همه چی رفتیم رو هوا

!
_____
یه سری کپی پیست هم از وبلاگ : جو خوران http://4khat1dayere.blogfa.com/
ادبیات:
رضوان:خانوم!یه چیز بگم!
_بگو!فقط یه لحظه!سااااااااکت!الآن روژین می خواد حرف بزنه...(کلاس ساگت شد)بگو!
_خانوم من...
_گفتم فقط روژین...
_خانوم من...
_ساکت!فقط صدای روژینو بشنوم!
.
یکی نبود بگه صدای خود روژینه که هی فک می کنی داره حرف می زنه!
++
اشیمی:
قادری:به یه بچه مهدکودکی که چن تایی کلمه انگلیسی یاد گرفته بود گفتیم خب!بگو مامان چی میشه!
-MOTHER!
_برادر؟
-BROTHER!
_خواهر؟
_KHAHER!!!!!!
اول کلاس می گفت:
من به کار های خلاقانه ی شما نمره می دم!کار های کوچیک و خلاقانه!تو زندگی هم همینه!آدم که نباید حتما مدرسه ساز شه!با کارهای کوچیکی هم می تونیم یه نفرو از زندگی نجات بدیم!
_خانوووووم!یعنی بکشیمش؟؟؟!!!!