• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

امسال معلم شیمیمون داشت حضور و غیاب میکرد
رسید به فامیل یکی از دوستام به جای انکه بگه دورقی,گفت دوروتی.... :)) :)) :)) :)) :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

سر ریاضی ، معلممون نوشته بود رو تخته q ( یادم نیس واسه چی ) ، بعد یکی از بچه ها برگشت گفت : خانوم نمیبینیم میشه دم q رو بدین بــالـــا ؟!!

روژین اینجا رو هم که میشناسین ، اصولا بش بگی ماست سفیده میگه چرا ؟ 8-} برگش گف : خانوم چرا باید دم q رو بدیم بالا ؟ :))

___

سر ریاضی بازم ، داشتیم با موب دوستم کتاب میخوندیم ;D ، یه دفعه یکی زنگید به موبایلش ، سایلنت نبود ، منم واسه اینکه ضایع نشه عین منگلا بلند خندیدم ;D معلمه گف : چــی ؟!!!! منم :-" به این حالت گفتم هیچی خانوم یاد یه خاطره ای افتادم :-" ! منتها دوست بـــیـــب من گوشیشو سایلنت نکرده بود یه دقیقه بعد دوباره زنگ خورد دوباره من بلند خندیدم ;D ! دوست منم عین چی گوشیشو از جیبش دراورد خاموش کرد گذاشت توجیبش B-) معلمه هم فهمید گف گوشی بود ؟ :-w ! ما هم سووووت میزدیــــــم !!!!!!

____

سر پژوهش کامپیوتر ، با صندلیم بازی میکردم ، یه دفعه من و صندلیم و دفتر و کیبورد و همه چی رفتیم رو هوا ;D !

_____

یه سری کپی پیست هم از وبلاگ : جو خوران http://4khat1dayere.blogfa.com/

ادبیات:

رضوان:خانوم!یه چیز بگم!

_بگو!فقط یه لحظه!سااااااااکت!الآن روژین می خواد حرف بزنه...(کلاس ساگت شد)بگو!

_خانوم من...

_گفتم فقط روژین...

_خانوم من...

_ساکت!فقط صدای روژینو بشنوم!

.


یکی نبود بگه صدای خود روژینه که هی فک می کنی داره حرف می زنه!
++



اشیمی:

قادری:به یه بچه مهدکودکی که چن تایی کلمه انگلیسی یاد گرفته بود گفتیم خب!بگو مامان چی میشه!

-MOTHER!

_برادر؟

-BROTHER!

_خواهر؟

_KHAHER!!!!!!

اول کلاس می گفت:

من به کار های خلاقانه ی شما نمره می دم!کار های کوچیک و خلاقانه!تو زندگی هم همینه!آدم که نباید حتما مدرسه ساز شه!با کارهای کوچیکی هم می تونیم یه نفرو از زندگی نجات بدیم!

_خانوووووم!یعنی بکشیمش؟؟؟!!!!
 
پاسخ : سوتی‌ها

ما توي نقشه كشي يه بنده خدايي داريم كه خيلي خوب ميكشه و خوب ميتونه تجسم كنه
همه صبر ميكنيم تا اون بكشه، بعد همه از روش ميكشيم ;D
جاتون خالي تمرين سه شنبه خيلي خيلي سخت بود، بنابراين همه طبيعتا از روي اون كشيديم.
استاد داشت صحيح ميكرد، ديد نفر اول يكي از شكل هارو يه دونه كج كشيده!
خب طبيعتا نمرشو كم كرد بهش داد 19 و نفر بعد رو صدا كرد

از قضا نفر بعد هم دقيقا همون شكل رو يه دونه كج كشيده بود :-"
باز هم 19

به همين روال 4 نفر رو ديد و دقيقا همه يه اشكال داشتن ;D
اونم گفت بيايد برداريد تمرين هاتونو، همتون 19 شديد :))
و همه ي ليست رو تا آخر 19 گذاشت!!!

نكته ي جالب اينجاست كه يه بار ديگه اين اتفاق افتاد، همه 19 شديم ، اما اوني كه ما از روش كشيده بوديم شد 18.5 :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

پارسال کنفرانس دفاعی داشتم،درس ش.م.ر.
دبیرمون هم بسی جدی بود.از اونایی که آدم ازش میترسه.اول کنفرانس بود،بچه ها هم ساکت بودن،جو هم خیلی جدی بود.
من : خب درس در مورد ش.م.ر هست که درواقع یه اصطلاحه.همونطور که میدونید شیم مخفف شیمیاییه ، میم مخفف مولوی...
کلاس رفت رو هوا.خودم هنگ کرده بودم.خنده م گرفته بود نمیدونستم چه جوری درستش کنم.سوتی بدی بود.
 
پاسخ : سوتی‌ها

معلم عربيه ما باحاله.
برا بيرون رفتن از كلاس برا آب خوردن بايد 300 تومن بدي.اگه بخواي از سرويس بهداشتي هم استفاده كني 500 تومن.
اگه وقتي 300 ميدي از سرويس بهداشتي استفاده كني 200 تومن مال حروم حساب ميشه.

البته خاطره نبود ولي بعدا خاطره ميشه.
 
پاسخ : سوتی‌ها

يكي از بچه ها رفته بود پاي تخته ي مسئله اي رو حل كنه...( رياضي...!)
بعد از نوشتن رو به معلم شروع كرد به توضيح دادن....يه دفعه اي وسطش گفت: بگو خب....د بگو ديگه...
اشتباهي گفته
××××
يه معلم قرآني داريم تو مدرسه....اين خييل از اول دوما بدش مياد.....ميگه ماستن بعد
بعد رفته سره يه كلاسي به بچه هاش گفته شما ها چه قد شلين....
يكي گفته: اره خانوم همه بهمون ميگن...معلم رياضيمون بهمون ميگه مگساي پيف پاف رده!
×××
اولا هم كه ديگه سوژن...
منتظر سرويس كه هس مامانش پيشش وايميسه كيفشو نگه ميداره
سرويس كه مياد كيفشو ميذاره تو سرويس بوسش ميكنه ...واي ميسه تا سرويس بره!
خدايا.....
 
پاسخ : سوتی‌ها

وای اونروز عالی بود...
معلم فیزیکمون خیلی گله عاشقشم >:D<
خیلی عصبانی بود گفت اگه یه بار دیگه کلاسو بهم بریزید..
بعد یکم مکث کرد گفت:هیچ کاری نمیکنم!چیکار میتونم بکنم؟؟؟؟؟ :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

معلم دینی اومد سر کلاس گفت بچه ها درس 5 رو توضیح دادم همه گفتیم نه ( توضیح داده بود) بعد گفت من نوشتم که توضیح دادم ما همه گفتیم نه آقا
بعد خلاصه یه بار دیگه کامل توضیح داد خیلی باحال بود تکراری بود ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

1بار بعد از امتحان ادبيات همين طور كه كلاس تو هوا بود من و چند تا از دوستان گرامي ياد 1 شعر كه بلوتوثش 3 سال قبل مد شده بود افتاده بوديم و اول اين شعر يادمون نميومد همون موقع
من از 1كي از بچه ها كه كنار معلم ايستاده بود پرسيدم :اول ا ين شعر چي بود(خودم هم طرف ديگه معلم ايستاده بودم) وانگهي هر دو با هم يادمون اومد و 1صدا: امنه امنه!!!! ;D
معلم هم كه ديگه...شوكه شده بود ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

یک بار معلم ریاضیمون اومد بگه معلم ریاضی برتر منطقه شده(برای4سال متوالی) گفت:من دبیر ریاضی معلم منطقه شدیم.بعد ماهم کلاس رو ترکوندین بسکه خندیدیم من که اشکم در اومد.
ولی اون روز یک امتحانی گرفت که واقعا اشکمون دراومد چون هیچ کسی بالای 16نشد که خودم بودم
 
Back
بالا