• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

منم یه سوتی دادم که فک میکنم خنده دار نباشه ولی اون لحظه خیلی ضایع شدم ;))روز اولی بود که رفته بودم مدرسه کسی رو هم نمیشناختم :(بعد از اجرای مراسم رفتیم کلاس ادبیات و منتظر موندیم تا معلممون بیاد(البته من از ادبیات پارسال چون کم گرفته بودم خوشم نمیومد و فک میکردم سخته ولی در عوض از زبان فارسی که عین اب خوردن بود خوشم میومد)معلممون اومد تو کلاس بعد چون خیلی شوخ بود گفت علما نظر بدن چی درس بدیم؟؟؟ادبیات یا زبان فارسی؟؟منم چون کتاب نبرده بودم اروم به دوستم گفتم بذارین زبان فارسی بگه درس اسونیه :(از قضا معلممون حرف منو شنید و گفت پاشو بیا تخته B-)منم رفتم و یه جمله نوشتم.معلم گفت جملتو تجزیه کن ولی چون سال قبل به ما تجزیه دادنو یاد نداده بودن موندمو نتونستم تجزیش کنم [-(وتی خواستم بشینم معلم اروم دمه گوشم گفت مثل قاشق نپر وسط وقتی چیزی نمیدونی و کل کلاس هروکر خندیدن ;D ;D ;D ;D ;Dاز اون روز به بعد هر سه شنبه که زبان فارسی داریم به خاطر اون ماجرا هی با دوستام میخندم :-[ :-\ :-* :((بی مزه بود مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 
پاسخ : سوتی‌ها


تنظیمات پروفایل

در این صفحه شما می توانید مشخصات خود را تغییر دهید. این اطلاعات در سمپادیا نمایش داده می شود. اگر شما میخواهید اطلاعاتتان در اختیار عموم قرار گیرد از این قسمت صرف نظر نمایید.

یعنی اگه میخواید بقیه اطلاعاتتون رو بخونن اینجا ننویسید .....

:)) :)) :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

به نقل از smartgirl :
تنظیمات پروفایل :-"

یعنی اگه میخواید بقیه اطلاعاتتون رو بخونن اینجا ننویسید .....

:)) :)) :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

چند وقت پیش داشتم دنبال معاونمون میگشتم که فامیلش ایزی بود
از یک معاون دیگه که فامیلش دیبایی بود پرسیدم : ببخشید خانم دیزی کجان؟
حالا طرف داره میخنده منم سرخ شدم :)) :)) :)) :)) :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

رفتم بگم چقدر
کدبانو هستی
کفتم شما چقدر کدخدا هستید :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

به نقل از shirin! :
رفتم بگم چقدر
کدبانو هستی
کفتم شما چقدر کدخدا هستید :))
شیرین جون تو از بس که سوتی میدی اگه یه روز سوتی ندی سوتیه =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

رفتم برا خونه ماست بخرم
خریدم و اینا اومدم خونه ماست رو انداختم وسط هال پول رو بردم گزاشتم یخچال! ;)) ;))
کلا همه ازم نا امید شدن! :x :x
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه چیز جالب: ;D

یکی از فامیلای ما دندونپزشکه

بعد این میگه یکی اومده بوده مطب

بعد این فامیله مام بهش میگه باید آمپول بزنم بی حس شه

این که میره آمپولرو حاضر کنه

برمیگرده میبینه این یارو

روی اون صندلی کج و کوله ی دندونپزشکی به زور پشت و رو خوابیده که این بیاد بهش آمپول بزنه ;D

هیچی همین دیگه!!! ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

به نقل از SaϔnA.M :
معلم عربـی : بچه ها چند تا مثال از اسم فاعل بگیـد 8-^ البـته هر چی بر وزن فاعل بود اسم فاعل نیسـتا 8-^

_ خانوم ! کاتـب ینی نویسـنده 8-^

_ خانوم ناصر ینی یاری دهـنده ! 8-^

_ من بگـم ؟ خالق ینی آفریننده ! 8-^

_ کاتـر ینی کات کــننده ;;) ;;)
آره؟!؟!
باشه ساینا :-L
:-L :-L :-L
سووتی هامو دووستان میگن :-"
یکیش این بوود ک قرار بوود یکیو ایگنور کنم ، ( یکی ازم خواسته بود ) بعد منم گفتم آره باو!
بعد چن رووز بعدش توو مدرسه داشتیم ادد لیسته منو نیگا میکردیم ، بعد دید ک هس :-"
بعد همین دیگه! :-" خیلی بد بوود!
 
پاسخ : سوتی‌ها

اغا سر کلاس فیزیک معلمه یه هو معلمه گف کسی میدونه چرا میگن شاهنامه آخرش خوشه؟؟


من با اعتماد به نفس: ;;) خانوم حتمن لیلی و مجنون به هم میزسن آخرش ;;) :-" 8-^
 
Back
بالا