• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها


خونه نشسته بودیم مامانم داشت به بابام میگفت خبر داری پسر داییت بچش به دنیا اومد؟؟؟

من گفتم : اینا رو ول کن حالا چی زاییده ؟ ;D ;D ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

به نقل از HIM :
به بابام میگم بابا اینو برای چی اینجوری ساختن واقعا؟

میگه این برای بچه های دوقولوئه...

خو شاید واسه اون دوقلوهایه ایرانی بوده که از سر بهم چسبیده بودن :-"
چی بود اسمشون؟ :-?
آهان... لاله و لادن ;D
خدا رحمتشون کنه البته... :-<

این سوتی بود دفاعیه از پدر من ؟؟؟ :-/
 
پاسخ : سوتی‌ها

خوب این یکجوری برای کسانی که تو یکی جا نمیشن دو تا لازم دارن خیلی خوبه :))
2*(wc) /m\
 
پاسخ : سوتی‌ها

با دخترخالم بیرون بودیم منتظر تاکسی...
بعد یه ماشینه اومد نگه داشت یه چیزی حدودای دو متری ما...
بعد این داشت یه چیزی به ما می گف بعد ماهم تریپ اینکه مزاحمه و چیزی نگفتیم و اینا!!!
این هی یه چیزی بلغور میکرد و ماهم :-"
بعد؛ بلند گفت بابا دارم میگم خیابون بهار از این طرفه؟؟!!! ماهم که :-[ :-[
-----
دخترخالم میخاد بره کلاس اسکی بعد خالم بهش میگه:
مونا من راضی نیستم الان تو امتحانات بری دانشگاهم که داری .. اصا زمستونه سرده میذاشتی تابستون میرفتی!!!
 
پاسخ : سوتی‌ها

DSC09437.jpg


منظورش برلیوم بود.. :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

به نقل از ... :
• فهميدم كه ما ها آدم بشو نيستيم!
هر چيزيو تا ثانيه ٩٠ كش ميديم!

دقیقه 90 منظورشه البته! :-"
کیمیا... X_X :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

تو كوچه داشت يكى پشت سرم ميومد و هى ىچى ميگفت و مىخنديد! منم ديدم ديگه خلى داره صدا نزديك ميشه دويدم طرف خونمون! بعد ديدم إ پسر همسايمونه هى ميگه از من مىترسى؟!!! على داداشتو ميگم خونست؟!!!
بسى ضايع شديم!
 
پاسخ : سوتی‌ها

این سوتیه مامانم در دوران جوانی و بارداری ;D
مامانم داشت تعریف میکرد که بچه دار که بوده همکاراش بش میگفتن که شلوار با زیپ و اینا و تنگ نپوش فقط شلوار کشی اونم گشاد باشه
مادر بیچاره ی ما هم نمیدونسته هی میترسیده شلوار تنگ بپوشه

بعد یه روز که ازشون میپرسه چرا نباید پوشید میگن چون وقتی به دنیا میاد رو پیشونیش جا کش میفته :)) =))
 
Back
بالا