• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

سوتی سال! :))
دو تا از دوستام میخواستن پکیج های اوبونتو رو نصب کنن!
بعد یه دوست عزیزی گفته بوده اینو تو ترمینال بزنن:
sudo apt-get install asmepackage
یعنی ادم چقدر میتونه باهوش باشه که asmepackage رو همون asmepackage بزنه!
:))
تازه اونم بعد از پرسیدن از n نفر! ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز به اِکیپ گفتم کلیپ :-"
+
کشف کردم یکی از بچه ها بهuntitled میگه یونایتد :o
 
پاسخ : سوتی‌ها

زنگ زدم به یکی از بچه ها ازش سوال داشتم
رفت کتابش رو بیاره
کتابش رو آورد میخواست بگه بگو سوالتو گفت سلام خوبی؟!!! :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

اونروز به دوستم میگم کیف پول موبایل داری؟؟؟!! :-?

بعد اون یک ساعت فکر کرده من چی میگم! :-"

بعد میگه منظورت کیف موبایل نیس احیانا؟؟؟ :-?

من: ها! همون :-"

+++++

اقا این uniQue هست از مدرسمون! :-"

اونروز تو حیاط داد زدم : کویین! B-)

دیدم جواب نمیده! 8-| دوباره بلندتر گفتم کویین!

دیدم ج نمیده! 8-|

رفتم بهش گفتم کویین خیلی مغروری! 8-| گفت من؟؟ چرا؟؟؟ ^#^

بعد قیه رو گفتم! :-" اب شدم خودم! :-" یونیک کجا کویین کجا !! :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

به نقل از h_h1234 :
ازمعلم زبانم متفر بودم وهنوزم چون تو اون اموزشگاهم وقتی میبینمش می خوام خفش کنم خیلی سرو گوشش می جنبید وسط کلاس راس ساعت 3 درو باز می کرد که ببینه دوست دخترش اومده یا نه یک دفه که رفت بیرون اعصابم بهم ریخت رو به بچه ها گفتم این داره رو اعصابم شیرجه میره ها خجالت نمیکشه 40 سالشه دنبال بچه هاست عجب آدمیه بعددیدم بچه هادارن برام چشمو ابرومیان دیدم پشت سرمه داره با یک لبخند مسخره نگاهم میکنه :-&منم کم نیاوردم خیره شدم تو چشاش بعدم گفتمWHAT IS YOUR PROBLEMاونم گفتPLEASE REPAT AGAINمتم گفتم گوش داشتی می خواستی بشنوی می خواست خفم کنه ولی نکرد اگر اشتباه تایپی دارم گیر ندین چون املا زبانم گنده B-)


یک بار دیگه هم مثلا می خواست جلب توجه کنه کنترل وی سی دی رو بر داشت باژست گرفت بعد از دستش افتاد خورد شد ماهم =)) :)) اونم B-)
 
پاسخ : سوتی‌ها

یادمه 5 سالم بود تو مهد کودک شماره ی دوستم ساغر رو ازش گرقتم ....
از راس به چپ نوشتم ( خو اون موقع بلد نبودم ...)
رفتم خونه ساعت 3 که همه خواب بودن تلفنو برداشتم از راست به چپ شماررو گرفتم ...
وقتی یه مرده گف الو منم گفتم : سلام ببخشید ساغر هست /
مرده که صدای کلفتی داشت داد زد :
ساغر دیگه کدوم خریه یره ؟ مزاحم بیشعور ....

بعد من انقده ترسیدم زدم زیر گریه همه ی اهل خونه بیدارشدن ...
تا شب همینزطوری میلرزیدم آخه تلفونو بد جوری به گوشم چسبونده بودم ... ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

میخواستیم به کلافِ نخُ گوله کنیم که راحت شه استفاده ازش، من سرِشِ نخُ دادم به یکی از بچه ها بهش گفتم من که گره هاشُ باز میکنم تو نخُ بپیچون که گوله شه..
بعد از فک کنم 45 دیقه اینا، برگشتم نگاش کردم، دیدم مثکه این اصن بلد نبوده باید چیکار کنه.. به من هم نگفته که نمیدونم!بعد کلا خودشُ نخُ اینا رو با هم گره زده بود!
اصن یه وضــــی!
 
پاسخ : سوتی‌ها

من یه سوتی دادم زشت روم نمیشه بگم تازه از اون بدتر اینه که خودمم معنیشو نمیدونم به معلممون گفتم به بچه ها هم میگم بگید معنیش چی میشه نمیگن اخه من چرا همه حرفیو میزنم :(
 
پاسخ : سوتی‌ها

خیابانی:
یک سانتر بی هدف و گـــل
 
Back
بالا