meli_sampad
کاربر فوقحرفهای

- ارسالها
- 715
- امتیاز
- 8,176
پاسخ : سوتیها
دمِ درِ دانشگاه آزاد بعد از کنکور منتظرِ بابای شیرین بودیم بعد یهو بابای زهرارو از دور دیدم..
بعد زهرا سگ داره..
بعد این سگِ رو صندلی جلو نشسته بود..
بعد منم برگشتم به شیرین گفتم عه سگشم آورده..
بعد که اومد جلوتر
هلن بود (خواهرش)..
^#^
دمِ درِ دانشگاه آزاد بعد از کنکور منتظرِ بابای شیرین بودیم بعد یهو بابای زهرارو از دور دیدم..
بعد زهرا سگ داره..
بعد این سگِ رو صندلی جلو نشسته بود..
بعد منم برگشتم به شیرین گفتم عه سگشم آورده..
بعد که اومد جلوتر
هلن بود (خواهرش).. ^#^


پر از درخت و آبشار و رود . اصلا يك منظره اي براي خودش . 


كه گيج شده بود از راست و چپ خودش)،(بيست دقيقه بعد) طرف چپ و نگاه كن چه قشنگه 








