• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

کلاس دوم یا سوم ابتدایی بودم ک اولین بار اسم "ابراهیم ادهم"و توی روزنامه دیدم...

همینجوری ذوق کرده بودم(!!) بلند بلند جلو مامانو بابام میخوندم "ابراهیم یک دهم"!!!!!!! (خلاقیته دیگه خب!!!!!!)

من: :>

مامانو بابا: :)) :))

من: :-w.... [-(... X-(
 
پاسخ : سوتی‌ها

عروسی دختر عمه م موقع عروس کشون رفتیم سوار اتوبوس برادر داماد شدیم (راننده بین شهریه) دختر عمه م گفت امشب شب مهتابه بخون منم زدم زیر آواز یهو خواهرم اومد گفت نخون نخون اسم داداش سامان حبیبه! (سامان: داماد، برادر مذکور: راننده!) من=> :(( :-ss :| =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

سر کلاس المپیاد اولین جلسه هاش بود فک کنم !
برگشتم به استادمون میگم : آقــــــا ، یه کتاب برا نظریات و یه کتابم برا ترکیب اعداد معرفی کنین لطفا !
;D :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

به نقل از پدرام فــ . :
تو اتوبوس بودم رو شیشه جلوش نوشته بود: full abshen otomatik ;D
یکی نیست بگه اخه یارو تو که بلد نیستی چرا مینویسی!
کلا اینو ک دیدم با خودم گفتم خب شاید طرف فینگیلیش نوشته :-" =)) =))
کنار فدراسیون ی مقدار زیادی خاک و بیل و ایناست...ما رفتیم تمرین کارگری کنیم وا3 آینده :-" :-"...بعد چند تا افغانی نزدیک شدن با حالت :-wبهمون...ما نیز مابقی تمرین رو گذاشتیم برای بعد :-"...و الفرار!
 
پاسخ : سوتی‌ها

سر اردو اومدم برا دائیم تعریف میکنم میخوان مارو ببرن کجا !
من : دائی دائی میخوان مارو ببرن نخجوان !! ;D
دائی : کجااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!! :o :o
من : نخجوان دیگه !
دوباره من : :|
بعد از 45 مین فک کردن :
من : بابا کندوان بود !!
دائی : =)) که نخجوان آرهه!!؟؟؟ :)) ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

بازم ازون مکالمه های منُ پدرجان(کلن اوشون فوق تخصص سوتی دارن! ;D)
-عه!بابا مگه قرار نبود ساعت 10(اون موقع ساعت دهُ نیم بود ;D) صدام کنی؟تلویزیون میخاس 50/50 رو بده (همون فیلمِ ;D)
-ها؟ :-/
-بزن یک! :|
(یه مدت رو یک بود ;D بعد بابام عوض کرد)
-عه چرا عوض کردی؟ :))
-هیچی نداش که...
-پس اون چی بود داشت میداد؟50/50 بود دیگه ~X(
-(دوباره زد یک) اینُ میگی؟اینُ که نیم ساعته داره میده
- ~X( :-L :|
 
پاسخ : سوتی‌ها

چند روز پیش میخواستیم از یه استادمون تقدیر کنیم..بچه ها داشتن برنامه هارو هماهنگ میکردن که اول مجری بره و بعد فلانی بیاد و اینا..
اون وسطا
یکی از پسر های ترک: کسی نمیخواد بره به استاد بوس بده؟ ;D

تو اون جمع هم هیچ کی ترک نبود..

یه نفر : :-$ :o :o :o X_X نگو!! زشته!!

اینم هی میگفته زشت نیست که!! یکی بره به استاد بوس بده دیگه.. :-??

بعد یکی اون وسط فهمیده منظورش چیه..گفته شما باید بگی بره روبوسی کنه!! =))

و این هم کلاسی ترک ما همچنان تاکید داشته که یکی باید بره بوس بده.. ;)) ;))

(پ ن .توضیح این که به کار بردن این فعل در بین ترک ها چیز معقولی هست)
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه مدت کلاس المپ میرفتیم، کلهم هش نفر بودیم تو کلاس؛ 4 تا دختر 4 تا پسر.
بد داشتیم برنامه هامونُ باهم چک میکردیم کی از مدرسه تطیل میشیم که کلاسُ اون موقه بذاریم،
از همون اول استاد از پسره پرسید اسم مدرستون چیه؟ ساعت چن تطیل میشین؟
- فلان. فلان.
خطاب به نفر بعدی: کی تطیل میشین؟
-فلان ساعت.
.
.
.
.
خطاب به من : اسم مدرستون چیه؟
- یه رُب به سه.
-چی؟
- یه رب به سه تطیل میشیم دیگه! :-" :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

دیشب خواهرم آهنگ گذاشته بود :-"
بعد میگم خوانندش کیه ؟ ;;)
میگه اگه اون گوش های کور ِتو باز میکردی اول آهنگ اسمشو گفت میفهمیدی کیه X-(

× معمولا از واژه کور واسه چشم استفاده میشه :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

قرار گذاشته بودیم پوریا رو تو تجریش ببینم .
از ماشین پیاده شدم دیدم پوریا نیست !
زنگ زدم بهش ، در همون زمان هم یه سری پسر در ابعاد پوریا اینا اون ور خیابون دیدم .
بعد برگشتم دیدم پوریا پشتمه ! :-\ :-\ :-\
واسه اینکه ضایع نشه یه پنج ثانیه به مکالمه ادامه دادم و قطع نکردم ! =P~ =P~ =P~
:)) :)) :)) :)) :))
 
Back
بالا