M Gravity
کاربر فوقفعال

- ارسالها
- 92
- امتیاز
- 929
- نام مرکز سمپاد
- Frz1
- شهر
- مشهد
پاسخ : سوتیها
شوهر عمه م اومده بود خونمون بعد این عادت داره بعد ناهار یه چیز شیرین بخوره
تو یه بسته یکی واسمون یه چیزی آورده بود از قیافش ملوم نمیشد چیه ( نرم و سفید بودش ) مث این چیزایی دیده میشد که شیرینه ً(قیافش یه چیزی تو مایه های پشمک بود)
بد بابام گفت بیا اینو افتتاح کن ببین چیه B-)
شوهر عمم هم خیلی راحت با تصور این که الان یه چیزی تو مایه های عسل می خوره یه قاشق پر ورداشت ازش یه راست گذاش تو دهنش
بدش این شکلی شد :-&
حالا متوجه شدیم که این یارو یه نوع قره قوروت بوده
حالا منو میگی
شوهر عمه م :-& X-(
ولی خیلی دلم سوخت واسش این همین جوریش نمیتونه چیز ترش بخوره چه برسه یه قاشق گنده اونم به هوای شیرینی
شوهر عمه م اومده بود خونمون بعد این عادت داره بعد ناهار یه چیز شیرین بخوره
تو یه بسته یکی واسمون یه چیزی آورده بود از قیافش ملوم نمیشد چیه ( نرم و سفید بودش ) مث این چیزایی دیده میشد که شیرینه ً(قیافش یه چیزی تو مایه های پشمک بود)
بد بابام گفت بیا اینو افتتاح کن ببین چیه B-)
شوهر عمم هم خیلی راحت با تصور این که الان یه چیزی تو مایه های عسل می خوره یه قاشق پر ورداشت ازش یه راست گذاش تو دهنش
بدش این شکلی شد :-&
حالا متوجه شدیم که این یارو یه نوع قره قوروت بوده
حالا منو میگی

شوهر عمه م :-& X-(
ولی خیلی دلم سوخت واسش این همین جوریش نمیتونه چیز ترش بخوره چه برسه یه قاشق گنده اونم به هوای شیرینی



)









^-^