• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

صبح ساعت ٥خوابم برد بد ساعت ١٠اينا گوشيم زنگيد منم فكر كردم مزاحمم كه هر وقت از خواب بيدار مشه براى مردم آزارى به من زنگ مزنه منم عصبانى گوشيم ورداشتم بد گفت چه طور جوجو من خوب خوابيدى!؟من عصبى شدم هرچى از دهنم در اومد بهش گفتم خودم كلى حال كردم ;Dبد طرف گفت شقى خيلى بى ادب شدى!!! X-(منم با خودم مگم من كي اسمم به اين گفتم :oبد شمارشو نگاه كردم مىبينم اين خطه جديد دايمه :-[منم نه فكر كردم نويدى داييم X-(الان ميام اونجا به بينم نويد كدوم خريه X-(حالا من ~X( X_X
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز تو حال نشسته بودم داشتم جدول حل میکردم
با صدای بلند هم میخوندم
گفتم پیشی 4 حرف
تا اومدم بگم سبقت ... دختر خالم که کلاس دومه با صدای بلند گفت گربه <:-P
حالا حال هم شلوغ، همه این شکلی شدن :)) :)) :)) :)) :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

آقا من الان داشتم این پست دوست عزیز بالایی رو میخوندم بعد به خودم گفتم پیشی چهار حرف میشه گربه !
 
پاسخ : سوتی‌ها

دوست مامانم زنگ زد خونه همین 5 مین پیش...
-: سلام... تبریک میگم...
من: سلام... ای بابا! اونقدرام تبریک گفتنی نیس...
-: :o چرا؟ الان تو اخبار اعلام کرد...
من: عه! تو اخبارم گفته؟ خب من که اونقدرام رتبه م خوب نشده...
-: :o :o عیدت مبـــــارک
من: آهـــــــا! عه! عید شده!
-: پ ن پ! رتبه 4 رقمی تو رو زدن تیتر اخبار امشب :-w
من: :-[ :-[ عیدتون مبــارک دوست عزیز :)

( خب ب من چه هرچی تبریکه فک میکنم مال کنکوره!)
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز بعد آزمون دیدم بچه ها هی میگن یه چیزی رو تو سایت زدن. بعد 3 ساعته رفتم تو سایت مدرسمون همه دیواراشو زیر و رو کردم هیچی پیدا نکردم. دوستم اومده میگه چیکار می کنی؟ :-?
میگم مگه نگفتی فلان چیزو تو سایت زدن؟
دوستم: این سایت نه اون سایت :))
(در اینجا منظور از سایت دوم وبسایت مدرسه هستش. جناس تام دارن :-" )
 
پاسخ : سوتی‌ها

-یادمه قدم تازه میرسید به میله های بالای اتوبوس با پرستیژ خاصی میله رو گرفته بودم احساس بلندی و وقار خاصی بهم دست داده بود ;D بعد که پیاده شدم دیدم زیپمم واز بوده
 
پاسخ : سوتی‌ها

این سوتی مربوط به یکی از بچه های کلاس سوم راهنمایی در مدرسه ی دختر دائیم می باشد!
معلم:فلانی یه جمله ی انگلیسی بگو.فرقی نمیکنه چی باشه.
فلانی:I am an ice cream
بچه های کلاس: :-\ ;D :)) =))
فلانی: X_X :-[ :-[
معلم: :-\ :o :-w
 
پاسخ : سوتی‌ها

چند روز پیش پلاک مامانم از توی قفلش دراومده بود یعنی قفلش شکسته بود(مطمئن نیستم که به اون جاش میگن قفل 8-| :-" :-") بعد مامانم بدون پلاک داده بودش که درست کنن :)) یعنی الان قفل بسته شده و پلاک جداست زنجیرش هم جدا! خود مغازه داره شک کرده بوده که این جوری نباید باشه ولی داداشم گفته نه دقیقا همینجوریه! :))الانم دقیقا نمیدونیم چی کار کنیم! :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

به نقل از Kite :
مهمون داشتیم،مامانم بهم گفت برو قیچی بیار
رفتم مگس کش اوردم ;D ;D ;D
مامانم:این قیچیه؟؟؟ :-w
مهمونا: :o :o :o(بهم شک کرده بودن)
من: X_X X_X X_X
وای اینو خوندم یاده یه سوتی از خودم افتادم
مهمون داشتیم بعد تو امتحانا بود(اون موقع ها تهران بودم من) بعد اینا شمال بودن بعد من دلم میخواست اینا پاشن برن خو هیچی نخونده بودم (خودشونم داشتن میرفتن)بعد پدرشون داشت نماز میخوند ساعتای 1 بود من اومدم گفت خوب شما که میخواین برین برسین شهرتون هنوز غروب نشده X_X X_X
پسرشون:آره راست میگی تو ما الان میریم
من :نه بابا من منظورم یه چیز دیگه بود X_X X_X X_X X_X ^#^
 
پاسخ : سوتی‌ها

دیشب همه منتظربودیم اعلام کنن عیدشده بعدمامان بزرگم زنگید مامانم داشت باش حرف میزد بعد داداشم ازین ور داد میزد مامان بپرس ببین اونجا عیدشده؟(بای حالت خیلی جدی)
اینم داداشه ماداریم آخه؟
 
Back
بالا