• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

یه روز داشتیم سر به سر یکی از بچه ها میذاشتیم.هی بهش میگفتیم داداشت چشم چرونه و از این حرفا.(حالا بدبخت داداشش پسر خوبیه)
اومد ازش دفاع کنه، نه گذاشت نه برداشت،گفت: داداشم اینقد خانومه، اینقد خانومه که حد نداره!!!! :))

بگم کی بود؟همه میشناسنش.
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه بارم یکی از دوستام در مورد داداشش میگفت نماز میخونه
ما هم تعجب کردیم
برگشت گفت درسته که یکم لاته (لات است) ولی نماز میخونه
ما بیشتر تعجب کردیم...
 
پاسخ : سوتی‌ها

من خیلی سعی می کنم سوتی ندم برا همینم خیلی کم سوتی می دم ولی وقتی سوتی میدم دیگه...
 
پاسخ : سوتی‌ها

تا دلت بخواد از بقیه سوتی می گیرم
ولی خودم خیلی کم سوتی می دم.
 
پاسخ : سوتی‌ها

دبير فيزيكمون به فنر ميگه فِنر. به نيكل مي گه نِيكل تازه اين كوچيكشه بقيه سوتي هارو روم نميشه بگم :(( :(( :((
 
پاسخ : سوتی‌ها

عزیزم معلم یعنی سوتی
معلم ریاضی ما به ملیون میگه میلون
افتضاحه
مثلا معلم ریاضی ست
 
پاسخ : سوتی‌ها

با انگشت چهارو نشون ميدن ميگن سه تا فرمول. ما نفهميديم بالاخره چهارتا فرمول يا سه تااااااااااااااااا :o ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

به نقل از Ashkan :
معلماي من كه سوتي ندادن متاسفانه!
مگه ميشه معلم سوتي نده! حتما تو حواست نبوده!
 
پاسخ : سوتی‌ها

به نقل از sara jo0on :
با انگشت چهارو نشون ميدن ميگن سه تا فرمول. ما نفهميديم بالاخره چهارتا فرمول يا سه تااااااااااااااااا :o ;D
منظورت كدوم معلم بود؟
 
پاسخ : سوتی‌ها

معلم ادبیات ما خیلی کتابی حرف میزنه مشکلش اینه که به "را" میگه "ر" باید اصالت مشهدیش رو حفظ کنه دیگه
مثلا میگه خب بچه ها کتابهاتون ر باز کنید
 
Back
بالا