گند های دوران كودكی

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع alemzadeh
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

آقا اصلا نخواستیم.
تا اومدیم استعدادمونو بروز بدیم همه ازمون خرده گرفتن بعد میگین چرا دیگه حافظ و سعدی نداریم :))
فی البداهه یه چیزی اومد ما هم نوشتیم.
اه اه اه :(
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

به نقل از Farid :
تا نباشد چوب تر فرمان نبرد معلم خر!!! :)) :)) :)) >)
خداییش
معلمه رو اعصاب بود منم پاشدم رفتم یه سیلی زدم بش اومدم نشسم فقط نگا می کرد
هه قدم نمی رسید بش سیلس بزنم کلی زور زدم ;D
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

میدونم اسپمه اما اینجا معلم رفت آمد میکنه یکم..... ;D
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

به نقل از panther :
میدونم اسپمه اما اینجا معلم رفت آمد میکنه یکم..... ;D
در هر صورت شما به همه ی دبیراتون مدیونید.بهتره واسشون درست صحبت کنید
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

اگه شما دقت کنین من هم گفتم درست صحبت کنیم! ;D
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

من اینجا یک اصلاحیه برم مثل اینکه بعضی ها نگرفتن.
منظور من همه معلم ها نبود منظورم معلم هاییه که واقعا خرن و نمیفهمن و شما هم میشناسین وگرنه من به خیلیهاشون ارادت دارم.
اگه این معلم ها نبودن که سمپاد و سمپادیا معنی نداشت.
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

مدير كل يا مديرارشد يا معاون يا مدير داخلي كسي گذر ش به اين تاپيك نميوفته؟؟ :-w :-w :-w.........اين همه اسپم :o :o :o...........يه فكري به حالش بكنيد......الان موضوعي كه عمتا تو همين صفحه بوده معلم هست....نگاه كنيد :o ??? :-w
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

بارفیکس !! :ی
دیروز!(فک کنم اسم تاپیک باید به گند دوران عمر عوض شه! دی)
بارفیکسو زدم به چارچوب در دیگه! بعد رفتم این حرکت هست که دو تا دستارو میگیری دوتا پاهارم میاری بالا میزاری رو بارفیکس بعد رد میکنی میچرخی تموم میشه! ;D بعد دوتا پاها اومد ولی یکیش نیومد! بعد اومدم که بیاد اون یکی لیز خورد! چوله شدم اون بالا ! تو مایه ها کوالا! ;D B-) آخر دوتا پاها ول شد دست چپم مودند آویزون کش اومد یه چیزی تو مچم! الان بستمش و درد! هنگام لندینگ!!!! هم با کنده زانو اومدم پایین! الان بادنجون شده!(طبقه زیری!همشیره گرام صدای گرومب شنید اومد بالا!!) بم میگن تو میخوای با این هیکل حرکت نزن! ^-^ استعداد هنری آدمو کور میکن! ;D
پریروز! : من/ اوپن / دیوار / من/ حوصله سر رفتنگی/ خونه ی ما که همیشه در هم برهمه! ;D اومدم یه کار تکنیکی کنم پرشی با دستی چیزی! فرود اومدم رو از این جعبه تلقیا که مال شکلاته.خورد شد! کف پام برید تو جوراب مسوزه! :( ;D

یه بارم با مامان گرام دعوام شد! من زود جوش میارم صدامم بره بالا بعد میره! بعد وا3 تخلیه لگد میزنم تو توپ یا دیوار یا هرجسم لگد خوری! رفتم تو اتاق ( آها مقصر هم من بودم از قضا ;D ) مادر گرام اون پشت داشت رو نرو رول میزد منم لگدو کوفتم تو در بیچاره! چوبی ==> رفت تو! ( بین دو ور در گویا خالیه بین در) منم یه پوستر ماشین چسبوندم روش×! هنو لو نرفته! 8-}
همین!
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

اولین بار میخواستم برنج درس کنم(اون موقع ها بچه بودم خوشم میومد از این کارا!!!!)از مامانم پرسیدم اونم گفت و اخرش هم گفت اب برنجو خالی میکنی میذاری رو گاز،منم که کلا حواسم پرت بود رفتم برنجو شستم اخر بار هم ابشو تا ته خالی کردم گذاشتم رو گاز!!!یعنی یه قطره ابم تهش نبود،بعد چند دقیقه مامانم رفت تو اشپزخونه، اعصابش خرد شده بود،چون همون چند دقیقه همه برنج خراب شده بود...


یه بار هم مامانم بادنجون سرخ میکرد من گیر دادم که من میخوام درست کنم،از اونجایی که قدم به گاز نمیرسید!مچم(اون قسمت که ظریف و رگ رد شده)چسبید به ماهیتابه...گریه ام در اومد،یه کم هم برجسته شد به خاطر سوختگی اما الان چون رشد کردم و اینا حدود 3سانت کشیده شده بالا و تقریبا محو...
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

همون موقعی که 3 سالم بود به خواهر زنداییم
تقاضای ازدواج دادم
هنوزم که هنوزه ازدواج نکرده.
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

من وقتی کوچیک بودم مامانو بابام وقتی میخوابیدن میرفتم انگشتمو میکردم تو چششون که بیدار بشن ! :))
خیلی حال میداد! ;D
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

من هر وقت جوجه واسم میخریدن وا3 ابراز علاقم تو دستم فشارش میدادم :))
میگفتم اخـــــــــــــــی (در همون لحظه دل و روده جوجهه از تو دهنش در میومد) >)

5 سالم بود یه گربه داشتم هر وقت میخواستیم غذا بخوریم از تو حیاط میومد تو خونه >:D<
بعد یه روز مهمون داشتیم این هـــِی میومد تو خونه
بابام گفت سارا برو درو ببند منم رفتم یه لگد زدم به گربهه درو سریع بستم(سرش لای در موند) >)
بعد بابام از اون دور داشت نگاه میکرد گفت سارا چرا سرش توه ولی در بستس ??? ??? :-s
منم گفتم داره نگاه میکنه ;D
بابام گفت این چشاش زده بیرونا :-&
من بلند شدم رفتم درو باز کردم یهو افتاد گربهه با پا زدم بهش گفتم چه باحال خوابش برد(ماس مالی) :))
بابام بلندشد
عصبـــــــــــــــــــــــــانی داد زد : زدی کشتیش میگی خوابید ؟ X-( X-( X-(
منم زدم زیره گریه رفتم خوابیدم >) :(
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

و اما من.....
چون در خاطرات قبلی که نوشتم ابهاماتی در مورد شیشه شیر به وجود امد الان برای رفع ان ها برایتان عکس میزارم تا فرق شیشه شیر و پستونک رو بدونین .......اره این جوریاس
پستونک.....

شیشه شیر....
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

یه بار وقتی کوچیک بودم بابام واسم یه اردک خرید ! >:D<
منم بعد چن روز رفتم طبق معمول باهاش بازی کنم !
یکم دیگه حوصلم سر رفت ! ;D رفتم یه تشت کوچیک پر از اب اوردم و اردکو انداختم توش ! :-"
بیچاره تا خر خره رف تو اب ! :-" هی دست و پا میزد ! :-" منم که انگار نه انگار ! ;D نشسته بودم کنارش تشویقش میکردم و میگفتم چه با حال شنا میکنه این اردک ! :-" ;D
خلاصه بعد یه مدت خسته شد دیگه !!!! :-" ;D :))
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

به نقل از 4245 :
من وقتی کوچیک بودم مامانو بابام وقتی میخوابیدن میرفتم دستمو میکردم تو چششون که بیدار بشن ! :))
خیلی حال میداد! ;D

ايول دمت گرم من بچه خواهرم الان اينطوريه ولي با فرق اينكه ميشينه روت يه بوست ميكنه بعد موهاتو ميكشههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه قشنگ هيچيم نگي قشنگ ميكشه ميبرتت :(( :(( :(( :(( :(( :(( :(( :(( :(( :((
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

اینم مربوط به همین چند روز پیشه،من رفته بودم کتابخونه محلمون که یکی از دوستام وسط راه بهم زنگ زد گفت مدرسه یه خبراییه باید برم حتما(واسه پروژه ها)....
منم سریع رفتم تو ایستگاه اتوبوس،بعد ِ 3ساعت اتوبوس اومد!!!من سوار شدم گفتم موقع پیاده شدن که میخوام از اونور کارت واسه مترو هم بزنم کارتو در میارم از کیفم واسه اتوبوسم میزنم!!!خلاصه رسیدم مترو دست کردم تو جیب کیفم دیدم کارت مترو نیس!!!!اونموقع ناراحت شدم به خاطر اینکه فکر کردم حالا باید کلی بموم تو صف واسه بلیت مترو!!!اما وقتی دنبال کیف پولم میگشتم متوجه شدم که اونم جا گذاشتم،رسما گریه ام گرفته بود،تنها کاری که کردم با همون اتوبوسه برگشتم....
نه به کارم تو کتابخونه رسیدم،نه به مدرسه!!!!1ساعت وقتم هم کامل هدر رفت+خانواده کلی سرزنشم کردن که تو چرا بدون پول راه افتادی تو خیابون و از این حرفا دیگه!!!!


عجب!!!!من فکر میکردم هیچ گندی نزدم اما یکی یکی داره یادم میاد!!!
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

5 سالم که بود یه یه دفه ماشین بابام تو سر پایینی پارک بود
تو دنده هاش دست اوردمو خلاص شد
بعدشم که دیگه باید بدونین خودتون !!! ( اینقد رفتم تا خورد به یه دارسیم ) ;D
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

3و4 سالم بود شب عید بود رفتم ماهی قرمز رو در اوردم انداختم تو یه ظرف خالی
بعد از 2 ساعت (ماهی بدبخت مرده بود دیگه) مامانم گفت چرا این کارو کردی؟؟؟
گفتم اخه داشت خفه میشد :)) :))
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

4 سالم بود فکر کنم
رفتم تو اتاق خالم
یک کرمی دیدم رو میزش
خیلی جعبه کرمه خوشگل بود
بعد منم از چیزای خوشرنگ خوشم میومد
کرم رو ورداشتم ....
و...
عصر خالم برگشت تو اتاقش
چنان جیغی کشید که همسایه بغلی از ترس اومد ببینه چی شده
نگو یک بچه احمق(من) کل کرم هارو مالیده به دیوار های اتاق

تازه بقیه کرم هارو هم داشتم میخوردم که دیگه با شنیدن اون جیغ بنفش بیخیال شدم

کرماش اینقدر خوشمزه بود ;D
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

گفتین باگت یاده این افتادم ;D

6سالم بود میخواستیم با خالم بریم پارک شام بخوریم :P
خالم زنگ زد خونمون گفت من امشب باگت با نوشابه و ظرف میارم ;D
ماهم نمیدونستیم باگت چیه فک میکردیم غذاهه :))
منم به مامانم گفتم نمیخواد غذا درس کنی من که میخوام باگت بخورم ;D
خلاصه مامانمم هیچی نبرد :-[
رفتیم خالم نونای باگتو در اورد
ما هی صب کردیم :-w
دیدیم چیزه دیگه ای نداره
گفتیم خاله باگتا کو؟ ???
گفت همین نوناس دیگه ;) :)) 8-}
ما ضایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه شدیم در حده بنز :-[
نون خالی خوردیم :((
 
Back
بالا