• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

گند های دوران كودكی

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع alemzadeh
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

یه بار دوستم انقد مامان بزرگشو اذیت کرد مامان بزرگش گذاشتش پشت در و گفت برو پیش اون یکی مامان بزرگت :P
بعد اینم کلیدو با خودش ور داشته بود بعد که رف درو از رو مامان بزرگش قفل کرد....بد بخت یه عالمه وخت مونده بود اون تو
تامامان دوستم اومده بود بعدم دوستم به این حالت ^#^که من نبودم....اصن کی این کارو کرده :-" [-(
 
گندهای دوران کودکی

۷ سالم بود داداشام تازه PS1 خریده بودن داشتن شورش در کشتی بازی میکردن
بعد من هی فوزولی میکردم اونجا
بعد رفتم دکمه پاورشو فشار دادم اما ول نکردم
همینجوری که فشار داده بودم به داداشام نگا کردم :دی اینجوری
بعد داداشم گف اگه ولش کنی خاموش میشه مام تورو کتک میزنیم
چون save نشده
منم گفتم باشه :گریه
من دقیقا ۲ ساعت نشستم دستم رو دکمه پاور بود:-(
آخرش که تموم شد انگشتم بی حس بود:-( داداشم گف گمشو بیرون حالا:-|:-((
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

خیلی بچه بود - یادم نیست چندساله - یه دفعه رفته بودیم طالقان داداشم یه کاری کرده بود که من حسابی از دستش کفری بودم - باز یادم نیست چیکار کرده بود - نامردی نکردم لنگه کفش نوش رو از ماشین انداختم بیرون :)) :)) :)) =)) =)) =))
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

یه بار داداش من وقتی بچه بود

رفته بودن مسافرت (من نبودم اون موقع ;D)

بعد اینا وسط راه نگه می دارن واسه ناهار و اینا

بعد داداش من وقتی می خواسته سوار ماشین شه کفشاشو در میاره سوار میشه :))

وسط راه میبینن کفشاش نیس ;D زیاد دور نشده بودن بر میگردن همون جا ولی کفشاش نبوده دیگه!!! ;D

نو بوده کفشاش!!!! ;D
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

به نقل از Sara $-H :
۷ سالم بود داداشام تازه PS1 خریده بودن داشتن شورش در کشتی بازی میکردن
بعد من هی فوزولی میکردم اونجا
بعد رفتم دکمه پاورشو فشار دادم اما ول نکردم
همینجوری که فشار داده بودم به داداشام نگا کردم :دی اینجوری
بعد داداشم گف اگه ولش کنی خاموش میشه مام تورو کتک میزنیم
چون save نشده
منم گفتم باشه :گریه
من دقیقا ۲ ساعت نشستم دستم رو دکمه پاور بود:-(
آخرش که تموم شد انگشتم بی حس بود:-( داداشم گف گمشو بیرون حالا:-|:-((
هه!!! ;D دقیقا دقیقا همین اتفاق واسه منم چند بار افتاده ولی دیگه دو ساعتم نذاشتم بهم زور بگن!! ده دقیقه بیشتر طول نکشیده!!
 
گندهای دوران کودکی

آره خرمالو جون :(
اینا هر ۱۰ دقیقه ی بار save میکردن
من بچه بودم:((زجر دادن منو:(
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

من وقتی بچه بودم همیشه به این حالت <:-P ;D بودم.!!!
یه بار وقتی از مدرسه برمیگشتم..کیفم موند مدرسه!!!!!!
;D :))
اومدم خونه.شاد.و خوشحال...اصنم حس نمیکنم کیفم نیس!!
مامانم دیده..
میگه..عزیزم کیفت کو؟!!
منم میگم...کو؟!!! :-"ای وای موند مدذسه....
مامان بابام هردوشون این طوری
=)) :))شده بودن..
تا یه ماه سوژه بودم
!!!!!! ;D
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

یه بار وقتی داشتم می رفتم مدرسه مانتومو یادم رفته بود بپوشم :))

سوئی شرت پوشیدم رفته بودم

خیلی جالبه که اصن حس نکرده بودم که مانتو به اون بلندی بعد الان خیلی کوتاه شده ;D

از خواب تازه بیدار شده بودم خو :-"

بابام مانتومو آورد ناظممونم آورد وسط کلاس داد بهم ;D

کلی خجالت کشیدم وسط کلاس X_X :-[
 
گند های دوران کودکی

من ۵ سالم بود داداش کوچیکم ۱۱ سالش بود
بعد گف سارا بریم دوچرخه سواری
من با دوچرخه خودم که چرخ کمکیم داشت اون با دوچرخه خودش
تو کوچه داشتیم میرفتیم بعد این جلو بود رفتیم تو کوچه پس کوچه ها من چرخ کوچیکام تو خاک گیر کرد موندم اون رف پشته سرشم نگا نکرد
بعدش رف خونه
منم تو کوچه گریه که گم شدم
بابام و اینا گریه زاری و دنبال من بودن
داداشمم میگه ازم خبر نداره و اصن ندیده منو
بعده دوساعت بابام پیدام کرد
گف دختر تنها دوچرخه سواری میکنه؟
با داداشت برو !مگه چشه ؟ مواظبته
منم گریه به مامانم چسبیده بودم
خلاصه دوچرخه رو ازم گرفتن
بعدش داداشم گف سارا حرف بزنی که من جات گذاشتم کتک میخوری بد جور!
منم ترسیدم
هنوز که هنوزه حرف نزدم
الانم بش میگم یادته؟
میگه نه:سوت
 
Back
بالا